به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 83
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    934
    سطح
    16
    Points: 934, Level: 16
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 40 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزيز، آخيش
    ممنون كه نظرتون رو گفتين، من همسرم رو واقعا دوست دارم، از صميم قلبم دوستش دارم، علت اينكه اون روز مي خواستم منو بزنه، چون واقعا عصباني بودم و در عين حال مي دونستم عصبانيتم كه فروكش كنه دوباره دوستش خواهم داشت، مي دونستم كه مي گه جدا شيم، مي خواستم منو بزنه كه ازش متنفر بشم تا وقتي جداشديم كمتر دوريش اذيتم كنه، اونم هنوز دوستم داره، الان رفته كرمان، نگران حالم و تنها موندنمه اما با اين حال مي گه بايد جدا شيم و قبل از جدايي رسمي هم مي خواد خونه رو ترك كنه يه مدت.... اما مي دونم دوستم داره، مي دونم دوستش دارم، الان يك هفته از اون ماجرا گذشته، يه لحظه هايي خيلي عصباني مي شم وقتي كاراش يادم مياد اما دوستش دارم، زندگيم رو با همه مشكلاتش دوست دارم، نمي خوام جدا بشم، اما همسرم رو مي شناسم، از كرمان برگرده تصمينش رو عملي مي كنه...

  2. #22
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    شی حرف بدی نزد
    شاید شرایط روحی فعلیتون باعث شد حساس بشید.

    نوع رابطه شما و همسرتون یک رابطه عادی نیست ( من نویسنده خوبی نیستم گاهی لغات مناسب پیدا نمی کنم. با مثبت ترین شکل ممکن بخونید)
    یک رابطه متناسب زن و شوهری نیست.

    منم نمی تونم علت و رشته های اتصال دهنده شما دو نفر را به عنوان زن و شوهر ببینم.

    در خانواده شما و رابطه زناشویی تون
    نقش شما خیلی زنانه نیست
    نقش همسرتون خیلی مردانه نیست

    انگار دو نفر اشتباهی به اقتضای یه سری نیازها به هم پناه بردن
    شما یک زن قوی و مستقل و توانمند و خودساخته که شدی مادر (حتی پدر) و حامی این مرد
    همسرت مرد شکست خورده و بی حوصله ای که شده پسر شما

    از اونطرف هر دو از نقشی که دارید ناراضی هستید
    شما یک مرد می خواهید که نازتون را بکشه، حمایتتون کنه، حس امنیت و آرامش بهتون بده
    همسرتون یه زن مطیع و خانم (ویژگیهای زنانه که استقلال شما محوش کرده) و لطیف می خواد
    و حتی دلش می خواد خودش اینقدر در مقابل شما ضعیف نبود (از ضعف خودش هم ناراحته و خسته است)

    دلت یه شوهر حمایتگر و قوی می خواد اما بلد نیستی حمایت بگیری.
    از کودکی یاد نگرفتی چطوری و کجا و به چه شکلی دیگران را وادار کنی سهمشون را و بدهیشون را در رابطه به تو بدن.
    استقلال زیاد و نداشتن رابطه (یا نداشتن رابطه درست) با پدر، باعث می شه نتونی از همسرت چیزی که میخواهی بگیری.
    یاد نگرفتی از یک مرد حمایت بخوای (عملا)
    اما ذاتت به عنوان یک زن این نیاز را داره.

    این ترکیب در گذر زمان و زندگی شماها ( از کودکی تا امروز) ساخته شده.
    شی اگر گفت برگرد عقب را نگاه کن، منظورش این بود

    بخش اعظم شخصیت و رفتار و زندگی ما در کودکی بنا گذاشته می شه.



    پی نوشت :
    به خاطر مساله فوت پدرتون و کودکیتون تسلیت می گم و قصدم این نیست که موضوعی که نقشی توش نداشتید را به عنوان ضعف شما عنوان کنم. خیلی از خانمهایی که با پدر یا مادرشون بزرگ شدند هم به خاطر رفتارهای اشتباه والدین از این دست مشکلات داشتند. روح پدرتون شاد
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : جمعه 30 مرداد 94 در ساعت 14:43

  3. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    she (یکشنبه 01 شهریور 94), گیسو کمند (شنبه 31 مرداد 94), یه دونه (جمعه 30 مرداد 94), واحد (سه شنبه 10 شهریور 94), همت 1400 (شنبه 31 مرداد 94)

  4. #23
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 مهر 97 [ 00:16]
    تاریخ عضویت
    1394-2-21
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    2,965
    سطح
    33
    Points: 2,965, Level: 33
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12

    تشکرشده 10 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام شیدا جان، میشه بگید چطور میتونیم خانمی باشیم که حمایت میگیره؟ چون من هم این مشکلو دارم، از بچگی مستقل بودم و همه کارام با خودم بوده تا تو جامعه بتونم گلیممو از آب بکشم اما بقول شما بلد نیستم اون حس حمایت خواستنمو ابراز کنم، چیزی که تو ذات خانمهاست.
    خانم محتشم عزیرم من تو کتاب ایا تو آن گمشده ام هستی ی مطلبی میخوندم راجع به سندرم بازگشت به خانه که شاید در مورد شما صدق کنه، چون از بچگی شما دختر قدرتمند و مدافع حقوق خانواده بودین به دنبال مردی بودین، تو نا خودآگاهتون، که ازون هم دفاع کنید و اون حس لذت بخش کودکی رو تجربه کنید در حالیکه این با ذات زنانه در تناقضه. دوست داشتین بیشتر بدونین کتاب مشهوریه و میشه دانلودشم بکنین. مال باربارا دی آنجلیس هست. امیدوارم به اون حس خوشبختی که دوس دارین برسین.

  5. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    934
    سطح
    16
    Points: 934, Level: 16
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 40 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون شيدا جان،
    شايد حق با شما باشه و كن به خاطر شرليط فعليم حساس شدم و حرفاي she رو بد برداشت كردم،
    خيلي خسته و تنهام، دقيقا راست مي گين، دلم حمايت مردونه مي خواد، دلم احساس امنيت مي خواد، دلم كي خواد يكي نازم رو بكشه ( البته از حق نگذريم. همسرم از اول ازدواجمون تا ارديبهشت همين امسال اين طوري باهام رفتار مي كرد اما بعد از امتحان يهو دگرگون شد رفتاراش، اونم به اين خاطر هست كه امتحانش رو حيلي خوب نداده و البته اعلام نتايج هم خيلي طول كشيده)
    شيدا جان لطفا راهنماييم كنيد :
    ١- چطور بايد ازش حمايت بگيرم؟
    ٢- چطور جلوي تصميمش به جدا شدن رو بگيرم ( مي گه يه مدت جدا زندگي كنيم تا يه پولي دستش بياد و بتونيم رسما جدا بشيم)
    ٣- چطور هم زندگيم رو حفظ كنم و هم غرورم رو؟ من الان دارم با مهربوني با همسرم صحبت مي كنم، اون هم تا تهران بود رفتارش نسبتا خوب بود، الان ٣ روز هست رفته كرمان، دوباره رفتاراش عصبيه، اصلا انگار نه انگار كه منو كتك زده ، انگار من كار بدي كردم و الان بايد نازش رو بكشم، لطفا راهنماييم كنيد

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Sh.mohtasham نمایش پست ها
    ممنون شيدا جان،
    شايد حق با شما باشه و كه به خاطر شرايط فعليم حساس شدم و حرفاي she رو بد برداشت كردم،
    خيلي خسته و تنهام، دقيقا راست مي گين، دلم حمايت مردونه مي خواد، دلم احساس امنيت مي خواد، دلم كي خواد يكي نازم رو بكشه ( البته از حق نگذريم. همسرم از اول ازدواجمون تا ارديبهشت همين امسال اين طوري باهام رفتار مي كرد اما بعد از امتحان يهو دگرگون شد رفتاراش، اونم به اين خاطر هست كه امتحانش رو حيلي خوب نداده و البته اعلام نتايج هم خيلي طول كشيده)
    شيدا جان لطفا راهنماييم كنيد :
    ١- چطور بايد ازش حمايت بگيرم؟
    ٢- چطور جلوي تصميمش به جدا شدن رو بگيرم ( مي گه يه مدت جدا زندگي كنيم تا يه پولي دستش بياد و بتونيم رسما جدا بشيم)
    ٣- چطور هم زندگيم رو حفظ كنم و هم غرورم رو؟ من الان دارم با مهربوني با همسرم صحبت مي كنم، اون هم تا تهران بود رفتارش نسبتا خوب بود، الان ٣ روز هست رفته كرمان، دوباره رفتاراش عصبيه، اصلا انگار نه انگار كه منو كتك زده ، انگار من كار بدي كردم و الان بايد نازش رو بكشم، لطفا راهنماييم كنيد
    ضمنا يه سوال ديگه: خواهر همسرم دانشجوي دكتراي روانشناسيه، روابطم با اون خيلي صميمي نبوده اما هميشه توام با احترام بوده... به نظرتون از اون مشاوره بگيرم، هم يه عنوان يه متخصص و هم به عنوان فردي از خانواده؟

  6. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    934
    سطح
    16
    Points: 934, Level: 16
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 40 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون يه دونه عزيز

  7. #26
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    یه کم به همسرت فرصت بده آروم بشه. زیاد به دست و پاش نپیچ.
    شاید توی کرمان به خاطر نزدیک بودن به فضای فیزیکی مشکلاتش، از نظر روحی هم بیشتر تحت فشار هست که عصبی تر هست.
    جایی که پرونده های اختلاف و طلاقش در جریانه
    جایی که بین همسرش و مادرش بحث و اختلافاتی هست و خاطره درگیریهاتون اذیتش می کنه

    همه ما با تغییر فضا روحیاتمون تغییر می کنه. شاید بیاد تهران دوباره آروم بشه.

    زیاد تماس نگیر.
    گاهی متن کوتاه احساسی براش بفرست. ولی غر زدن یا تصمیمت چیه یا کارت به کجا رسید ... را تعطیل کن. راجع به اختلافتون اصلا حرفی نزن.

    از خاطرات خوبی که داشتید تو ذهنش زنده کن:
    مثلا بنویس دارم سریال فلان را می بینم جات خیلی خالیه.

    اگه خیلی از غذاهای خاص و دونفره تون لذت می بره:
    امشب هوس فلان غذا را کردم گفتم وقتی اومدی درست کنم. تنهایی نمی چسبه.

    خودت ببین مصداقش تو زندگیتون چیه، متناسب با اون نامحسوس ذهنش را خوشحال کن.
    آرامشی که کنارت داشته را یادش بیار.

    یه کم نامحسوس هدایتش کن به این که برگشت تهران می خواد بیاد خونه.
    مستقیم نگو می آیی یا نه. وقتی می گی اومدی کتلت درست می کنم یعنی منتظرم و می دونم می آیی.


    نقل قول نوشته اصلی توسط یه دونه نمایش پست ها
    سلام شیدا جان، میشه بگید چطور میتونیم خانمی باشیم که حمایت میگیره؟
    یه دونه جان تمرین خیلی زیاد می خواد.
    چون عادت بهش نداری.
    ضمن این که تلاش می کنی حمایت بگیری، مرد را هم به حمایت دادن باید عادت بدی.
    مرد از این موضوع لذت می بره. هر چی هم بیشتر به شما حمایت و تامین برسونه خوشحالتر هست و بیشتر دوستتون داره.

    یه سری مطالب باید در این مورد بخونی و بر اساس ویژگیهای خودت و مرد مقابلت نکاتی که مناسبت هست برداشت کنی.
    مثلا سخنرانی دکتر حبشی که توی تالار زیاد معرفی شده گوش کن. یه بخشهاییش البته خیلی اغراق آمیزه، ولی در کل نگاه تازه ای می ده به خانمهایی که حس تامین کنندگی مرد را نادیده می گیرن.

    در مورد Archetype یا کهن الگو مطلب بخون و ببین در کدوم قسمت ضعیف هستی، تقویتش کن.
    وقتی در یک قسمت قوی می شی، بالطبع توازن به هم خورده و باید سعی کنی با قوت بخشیدن به قسمتهای دیگه توازن را برقرار کنی.

    کتابهایی مثل
    مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن رفتار کن
    زن بودن "تونی گرنت"
    و مطالبی از این قبیل را بخون و به مواردی که در مورد خودت صدق می کنه دقت کن.

    این پست را ببین.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : شنبه 31 مرداد 94 در ساعت 01:30

  8. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    she (یکشنبه 01 شهریور 94), یاس پاییزی (شنبه 31 مرداد 94), واحد (سه شنبه 10 شهریور 94), آخیش (یکشنبه 01 شهریور 94), ستاره زیبا (یکشنبه 01 شهریور 94)

  9. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام عزیزم تاپیکت رو پیدا نمیکردم که امروز شانسی دوباره دیدم یکم ناراحت شدم ولی باید بجنبی بعضی فرصتها دیگه تکرار نمیشن الان که میبینی اون حرف جدایی میزنه باید تو با سیاست زنانه زندگیت بچسبونی شیدا جان خصوصا این پست اخرش عالی بود بکار ببر خیلی نزنگ ولی گهگاه اس عاشقونه بده بگو میدونم روزای سختی رو داری میگذرونی و فشارهای زیادی روته ولی میدونم عاشقمی چون دوستم داری خاستی یکم ازم جدا باشی تا یاد نامزدیمون بیفتی بیشتر دلتنگم شی منم خیلی دلتنگتم با خودم میگم واقعا باید خداروشکر کنم که یه مرد مهربون و پاک و بامسولیت رو بهم داده خیلی دوست دارم تنها تکیهگاهمی چقدر بهت افتخار میکنم ..... کلا هراز گاهی ازین اس هایی که اانرژی مثبت بهش بده بفرست مردا عاشق اینن که تکیهگاه زنشون باشن بهشون افتخار بشهبا عرضه بدوننشون در ضمن خیلی از خدا کمک بخاه بهرحال همه دلها دست خداست اونه که مهر شماروازاول تودلش انداخت پس ازش بخاه
    به نظر من از خاهر شوهرت کمک نگیر در زمینه روانشناسی چون نقطه ضعفهات معلوم خاهد شد
    تو این مدت همسرت بهت گفت جدا شیم خیلی اعتنا نکن یعنی انگار نشنیدی اون میخاد اینجوری حس قدرت کنه همین . حرف منحرف کن به عشقولانگی .بهمون خبر بده. ایشالله خدا کمکت کنه خودشرگفته هرکی بمنذتوکل کنه من براشذکافیم اگه به این ایه یقین کنی اروم اروم میشی خودش گفته یه برگ از درخت بی اجازش نمی افته پس دل ارام باش
    ویرایش توسط ستاره زیبا : یکشنبه 01 شهریور 94 در ساعت 02:03

  10. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    934
    سطح
    16
    Points: 934, Level: 16
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 40 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شيداي عزيز خيلي خيلي ممنونم
    ستاره زيبا، دوست خوبم خيلي ممنون،
    توصيه هاتون رو عمل مي كنم، لطفا برام دعا كنيد، خيلي تنهام، خيلي دلم شكسته، شما رو به خدا برام دعا كنين كه زندگيم حفظ بشه، من كلا تووي اين ١ سال و نيم سه بار با همسرم دعوام شده كه ٢ بار قبليش درصد تقصيرات من بيشتر بود، خودم هم پيش همسرم و كسايي كه در جريان بودم اقرار كردم كه تقصير من بيشتر بوده و خيلي هم ازش عذرخواهي كردم، اما اين بار واقعا هيچ تقصيري نداشتم، واقعا هيچ تقصيري نداشتم، شما رو به خدا دعا كنين برام، اين بار گناهي تداشتم ، دعا كنين زندگيم از هم نپاشه، دل شكسته ام ترنيم بشه... دعا كنين برام، حالم خوب نيست اصلا

  11. 2 کاربر از پست مفید Sh.mohtasham تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 01 شهریور 94), she (یکشنبه 01 شهریور 94)

  12. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    سلام،

    میخواستم بابت پستی که یه کم تند رفته بودم، عذرخواهی کنم. البته از لحاظ محتوا هنوز بر همون عقیده ام.

    بابت فوت پدرتون متأسفم. اما درست حدس زده بودم. زیادی درست حدس زده بودم. مرگ پدر، دختر اول خانواده بودن، اقتدار خانواده اجدادی، شرایط کاری، ... متأسفانه شما همه مولفه های لازم برای بروز چنین رفتاری رو داری.

    من زن هستم. من هم مشکلات بسیار داشتم و دارم. همین ها باعث شده خیلی خیلی مطالعه کنم و کمک بگیرم.

    من امیدوارم حرفام کمکی به شما بکنه.

    1. نگران نباش. همسر شما از شما جدا نخواهد شد. همونطور که شیدا گفت کمی آزادش بذار. اون هم ویژگی های شخصیتش طوری هست که اقدامی عملی و جدی برای جدایی نخواهد کرد.

    2. به خودت فرصت بده. خیلی جدی لازمه تغییر کنی. لازمه زن باشی. همه ی وظایفی رو که بر عهده تو نباید باشه، یکباره کنار بذار. مثل ترک سیگار. یکبار برای همیشه.

    بلدی چطوری زن باشی؟ درون تو یه دختر لطیف وجود داره که محتاج محبت و حمایته. نترس. بذار خودش رو نشون بده. زخم هاش رو ببین.

    3. شما حتی اگر این زندگی رو از دست بدی، اون قدر توانمند هستی که خوشبخت باشی. به درونت بگرد. به ذات زنانه ات.

    راستی آدمها یکهو دگرگون نمیشن. همسر شما در مقابل شما مسئوله. این رو با زنانگی هات ازش بخواه و دست از حمایت و کمک به او بردار. فقط زن باش.

    خیلی حرف ها هست. نمی خواستم ناراحتت کنم. امیدوارم شاد باشی.

  13. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    934
    سطح
    16
    Points: 934, Level: 16
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 40 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست خوبم، خواهر خوبم، she عزيز
    ممنونم كه وقت گذاشتي و مطلبم رو خوندي و نظر دادي، ممنونم به خاطر اينكه باهام همدردي كردي، منم نمي خواستم حرفي بزنم كه ناراحتت كنم و اگه احتمالا حتي براي يك لحظه حتي براي يك كلمه ازم ناراحت شدي، عذرخواهي مي كنم
    لطفا تنهام نذارين، لطفا كمكم كنين
    چطور بايد زن باشم؟ .... چطور بايد از همسرم حمايت بگيرم؟ الان رفته كرمان، برگرده مي خواد خونه رو ترك كنه و تا زماني كه پولي دستش بياد تا رسما جدا بشيم ، مي خواد جدا زندگي كنيم، چطور بايد جلوي اين اتفاق رو بگيرم، چطور برش گردونم خونه؟ با زندگيمو علي رغم همه مشكلاتي كه دارم ، دوست دارم، لطفا تنهام نذارين، كمكم كنين!

  14. کاربر روبرو از پست مفید Sh.mohtasham تشکرکرده است .

    she (دوشنبه 02 شهریور 94)


 
صفحه 3 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم خيلى بد دهنه و هميشه كتكم ميزنه همش به فكر اينم كه از ش جدا شم
    توسط naghme34 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 18 تیر 94, 00:41
  2. شوهرم جلوي خانوادش كتكم زد...
    توسط همسايه بهشت در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 مهر 91, 12:08
  3. چگونه با همسر بي مسئوليتم زندگي كنم.؟
    توسط neda* در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 17 شهریور 91, 13:37
  4. علت عضويت در سايتهاي همسريابي
    توسط yaya در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: جمعه 27 مرداد 91, 22:58
  5. كتكم زد
    توسط ماندگار در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 44
    آخرين نوشته: شنبه 18 آبان 87, 12:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.