شی حرف بدی نزد
شاید شرایط روحی فعلیتون باعث شد حساس بشید.
نوع رابطه شما و همسرتون یک رابطه عادی نیست ( من نویسنده خوبی نیستم گاهی لغات مناسب پیدا نمی کنم. با مثبت ترین شکل ممکن بخونید)
یک رابطه متناسب زن و شوهری نیست.
منم نمی تونم علت و رشته های اتصال دهنده شما دو نفر را به عنوان زن و شوهر ببینم.
در خانواده شما و رابطه زناشویی تون
نقش شما خیلی زنانه نیست
نقش همسرتون خیلی مردانه نیست
انگار دو نفر اشتباهی به اقتضای یه سری نیازها به هم پناه بردن
شما یک زن قوی و مستقل و توانمند و خودساخته که شدی مادر (حتی پدر) و حامی این مرد
همسرت مرد شکست خورده و بی حوصله ای که شده پسر شما
از اونطرف هر دو از نقشی که دارید ناراضی هستید
شما یک مرد می خواهید که نازتون را بکشه، حمایتتون کنه، حس امنیت و آرامش بهتون بده
همسرتون یه زن مطیع و خانم (ویژگیهای زنانه که استقلال شما محوش کرده) و لطیف می خواد
و حتی دلش می خواد خودش اینقدر در مقابل شما ضعیف نبود (از ضعف خودش هم ناراحته و خسته است)
دلت یه شوهر حمایتگر و قوی می خواد اما بلد نیستی حمایت بگیری.
از کودکی یاد نگرفتی چطوری و کجا و به چه شکلی دیگران را وادار کنی سهمشون را و بدهیشون را در رابطه به تو بدن.
استقلال زیاد و نداشتن رابطه (یا نداشتن رابطه درست) با پدر، باعث می شه نتونی از همسرت چیزی که میخواهی بگیری.
یاد نگرفتی از یک مرد حمایت بخوای (عملا)
اما ذاتت به عنوان یک زن این نیاز را داره.
این ترکیب در گذر زمان و زندگی شماها ( از کودکی تا امروز) ساخته شده.
شی اگر گفت برگرد عقب را نگاه کن، منظورش این بود
بخش اعظم شخصیت و رفتار و زندگی ما در کودکی بنا گذاشته می شه.
پی نوشت :
به خاطر مساله فوت پدرتون و کودکیتون تسلیت می گم و قصدم این نیست که موضوعی که نقشی توش نداشتید را به عنوان ضعف شما عنوان کنم. خیلی از خانمهایی که با پدر یا مادرشون بزرگ شدند هم به خاطر رفتارهای اشتباه والدین از این دست مشکلات داشتند. روح پدرتون شاد
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : جمعه 30 مرداد 94 در ساعت 14:43
علاقه مندی ها (Bookmarks)