به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 27
  1. #11
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    سلام



    یه شعر هست درباره ی مادر شوهر + شوهر


    بُلبُل : مادر شوهر + شوهر
    شاخ گل + گل : شما
    گلستان : خانواده محترم



    خوشا وقتِ سحر ، آواز بُلبُل

    خوشا بر شاخ گل ، پرواز بلبل

    گلستان محول عِش است آنجا

    همه برگِ گل است تو ، سازِ بلبل

    نوای چنگ و بانگِ عاشقان است

    به هر شام و سحر ، دم سازِ بلبل

    جهان در بزن نوروزی نشسته است




    نظر شما ؟




    ​​

  2. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    گیسو کمند (یکشنبه 01 شهریور 94)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 14:20]
    تاریخ عضویت
    1393-11-14
    نوشته ها
    113
    امتیاز
    6,278
    سطح
    51
    Points: 6,278, Level: 51
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    1,296

    تشکرشده 173 در 70 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام آقای باغبان واقعاً خیلی از اینکه جوای تایپیکم و دادید ممنونم خواهش میکنم بازم سر بزنید و تا آخرین روز درمانم کنارم باشید...
    من توو خانواده ی بزرگ شدم که از نظر محبت کردن 0 بودن همه چیز و توو نیازهای مالی میدیدن اما برعکس خانواده همسرم اونا همسرم و مثل یه بت میپرستند جز پدرشوهرم بقیه اعضای خانواده رابطه خوبی با من دارن احساس میکنم همسرم همش دنبال ایراده همش میگه تو هیچی بلد نیستی هیچی بهت یاد ندادن منم تا حدودی بهش حق میدم اما رفتارای ایشونم بی عیب نیست..
    من فرض و بر این گذاشتم که عیب و ایراد از منه پس نتیجه گرفتم که از خودم شروع کنم...
    برای اینکه بتونید خوب و راحت تر کمکم کنید نقاط ضعف و و قدرتم ومیگم.
    نقاط ضعف:
    1. زود رنج
    2. کمبود محبت دارم زیاااااااد
    3. همیشه نگران از دست دادن اطرافیانم هستم به همین دلیل همش در حال معذرت خواهیم تا ناراحت نشن از
    4. خیلی زود عصبی و ناراحت میشم
    5. به قول همسرم بچه ام
    6. کنجکاوی بیش از حد زنانه در مورد همسرم که اذیتم میکنه
    7.به گذشته خیلی فکر میکنم
    8. ترس از آینده دارم
    چقدر زیاااااد شد
    نقاط قوت:
    1. ایراداتم و قبول دارم
    2. آماده ام که برای داشتن یه زندگی خوب تلاش کنم اما (راه درست و بلدم نیستم)
    3. زود میبخشم،کینه ای نیستم
    4. یاد گرفتن و یاد دادن و دوست دارم
    نیدونم چقدر میتونم موفق باشم دیگه فرصتی برای صبر کردن ندارم خیلی بیشتر از قبل خطر و کنار خودم احساس میکنم...خندیدن و شاد زندگی کردن برام شده یه آرزوی محال... تنها و آخرین راه درمانم اینجاست پس توروخدا کمکم کنید..
    یاس پاییزی عزیزم بی نهایت ازت بخاطر کنارم بودن ازت ممنونم


  4. کاربر روبرو از پست مفید mohi تشکرکرده است .

    گیسو کمند (یکشنبه 01 شهریور 94)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    113
    Array
    سلام عزیزم شما اول باید بخودت بگی که اعتمادبنفس رو بالا ببری یعنی رو خودت کار کنی و بدون کسی که اعتمادبنفش بالاست هرگز بخودش اجازه نمیده حرفهای دیگران روش اثر بذاره یعنی میشنوه ولی براش مهم نیست چرا چون اینقدر از خوبیای خودش شناخت داره که با حرفای دیگران که از سر نادونی یا خوردن کردن طرف بخاطر اینکه خودشون کمتر حس میکنن وتحقیر میکنند تا به چشم بیان هیچ اهمیتی نمیده پس شما هرگز هرگز نقاط ضعفت رو به هیچکس نگو بخصوص شوهرت چون حتا اگه ندونه بعد گفتن شما حساس وریزبین میشه فقط نقاط ضعفت رو پیدا وحل کن اگه شوهرت گاهی تحقیرت کرد خیلی بی اعتنا ازش بگذر یعنی وقتی شنیدی بگو خیلی مسئله مهمی نیست و تو خودت حلش کن وجازه نده کسی عیبی ازت بگیره و مقابله به مثل نکن با ارامش وقت خوشی بگو دوست داری منم تحقیر کنم حتی گل هم خار داره پس تو دنیا کسی بی عیب نیست همیشه خیلی اروم ومحترمانه باهاش حرف بزن تا دیگه بخودش اجازه نده تحقیرت کنه و اینکه غرغرو نباش شاد باش الکی بگو بخند اول الکی هست ولی کم کم عادت میشه همیشه از خصلتهای خوبت بهش بگو گاهی از خودت پیشش با ناز تعریف کن اینجوری وقتی شوهرت ببینه زنش اینقدر با شخصیت و با لیاقته اصلا بخودش اجازه تحقیر نمیده یادت باشه اونقدر برا همسرت جذاب بودی که ازبین اون همه دختر توروانتخاب کرده پس جذابیتت رو دوباره باسازی کن
    رفتار ادما بزخورد رفتار ماست
    همه اینها زمان میبره تا همه چیز عالی بشه ولی با صبر حتما میشه از خدا هم کمک بخاه

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 14:20]
    تاریخ عضویت
    1393-11-14
    نوشته ها
    113
    امتیاز
    6,278
    سطح
    51
    Points: 6,278, Level: 51
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    1,296

    تشکرشده 173 در 70 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام،الان که دارم مینویسم بغض و نفرت از این دنیا همه وجودم پر کرده خیلی خسته ام با تمام وجود میخوام داد بزنم و بگم که دیگه نمیتونم و کم آوردم دیگه از این دنیا و آدماش خسته شدم همه میخوان فقط بهم ثابت کنن که هیچی بلد نیستم و نمیتونم...
    همسرم میگه من کنارتم کمکت میکنم اما همیشه مقابل من ایستاده و باهم در حال جنگ و بحث سر هر مسئله ای هستش خودش خوب میدونه که فقط اونهستش که میتونه حال من و خوب کنه اما نمیدونم چرا نمیخواد...
    چرا باید زندگی کنم فقط هیچ انگیزه ای نیست چرا باید زنده باشم؟؟؟؟
    هر صبح وقتی از خواب بلند میشم به خودم میگم امروز دیگه میشم یه آدم شاد و سرحال اما به ساعت نمیکشه که یکی حالم و میگیره و تمام دنیا و ارزوهام و روسرم خراب میکنه...
    بیشتر از همیشه آرزوی مرگ دارم اما ته دلم هنوزم دلم میخواد کنار همسرم زندگی کنم بخندم اما میدونم که نمیشه دیگه باورم شدعه کهاگه منم بخوام همسرم بدون من راحت تره دیگه خسته شدم از سرکوب شنیدن...از اینکه نمیتونم بگم فقط من مقصر نیستم شماها هم مقصری...حتی جرات دفاع کردن از خودم و بیان خواسته هام و ندارم..تبدیل شدم به یه آدم کاملاً منفعل ذهنم پر شده از حس بد نسبت به همسرم نمیتونم اطرافینم و مخصوصاً همسرم ببخشم من یه روزی پر بودم از انرژی آرزو اما الان پر شدم از حس تنفر و غم آخه چرا؟؟؟ مگه من چی خواستم از آدما از این دنیا بخدا هیچی جز محبت و توجه نخواستم اما همیشه لهم کردن همیشه گفتن اه چرا تو همش ناراحتی چرا همش افسرده ی دیگه خسته شدیم از زندگی با تو فقط این حرفارو بلدن بزنن وقتیم میشینم باهاشون حرف میزنم و دردو دل میکنم تنها چیزایی که میشنوم:تو خوب باش تا من خوب باشم، منبه اندازه ی کافی کمکت کردم دیگه خسته شدم، تو هیچی بلد نیستی هیچی یادت ندادن، تو فقط بلدی اعتراض کنی غر بزنی، خستم کردی، بالاخره یه روزی میذارم میرم، نذار ببرم از زندگی برم یه جایی که دستت بهم نرسه.....واااااای خدا خسته شدم بس نیست....
    ای کاش بمیرم....

  7. کاربر روبرو از پست مفید mohi تشکرکرده است .

    گیسو کمند (یکشنبه 01 شهریور 94)

  8. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    سلام

    چرا فکر می کنی همسرت تنها کسیه که میتونه کمکت کنه؟

    از کل آدمهای دنیا فقط یه نفر می تونه بهت کمک کنه.اونم خودتی.

    حرفهای همسرت رو از یه طرف جدی بگیر و از یه طرف فراموش کن.

    از این جهت جدی بگیر که به عنوان یه هشدار بهش نگاه کنی.به خاطر خودت و به خاطر حفظ زندگیت به یه تغییر نیاز داری.

    ولی مدام این حرفها رو با خودت تکرار نکن و اینو بهانه ای برای غم و اندوه قرار نده.

    اونم یه انسانه.نمیشه ازش انتظار داشت بتونه حال یه نفر دیگه رو خوب کنه.در واقع همین توقعات از آدمهای اطرافمون احساس سرخوردگی و غم و اندوه برای ما به وجود

    میاره.

    برای قدم اول از تکرار حرفهای بقیه و سرزنشها و کارهایی که در حقت کردن دست بردار.و بعد خودت با خودت فکر کن که چه کارهایی میتونی برای خودت انجام بدی.

    کارهایی که متکی به بقیه نباشه.

    تو توی اوج جوونی هستی و میتونی با شور و نشاط و انرژِی به زندگیت ادامه بدی.

    این انتخاب خودته.فقط خودت

  9. 3 کاربر از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده اند .

    anisa (یکشنبه 01 شهریور 94), گیسو کمند (یکشنبه 01 شهریور 94), ستاره زیبا (یکشنبه 01 شهریور 94)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 14:20]
    تاریخ عضویت
    1393-11-14
    نوشته ها
    113
    امتیاز
    6,278
    سطح
    51
    Points: 6,278, Level: 51
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    1,296

    تشکرشده 173 در 70 پست

    Rep Power
    31
    Array
    آنیتا 123 عزیزم ممنون که جوابم و دادی میدونم نباید از آدمای اطرافم انتظار داشته باشم اما چطوری میتونم خوب باشم وقتی هیچ انگیزه ای ندارم هر کاری میکنم بازم همسرم تیکه رفتارای گذشته رو بهم میندازه یا یه چیزی و بالاخره پیدا میکنه که اعصاب من و خرد کنه...
    هرچی میگم باهام کلکل میکنه یا مسخره میکنه یا میگه تو نمیتونی خوب باشی تو نمیفهمی یا محل نمیده بهشم میگم چرا اینکارارو میکنی میگه خسته شدم از دسته کارات ورفتارات هیچی بلد نیستی هیچی بهت یاد ندادن بارها خواستم خوب باشم و خوب رفتار کنم اما با کاراش با بی توجهیاش با سرکوباش انرژیم و گرفته.....
    ترس و افکار بد تمام ذهن و وجودم و پرکرده نمیتونم رو هیچی تمرکز کنم.

  11. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    به خاطر همین میگم تمرکزت رو از روی شوهرت بردار.اون همه زندگی تو نیست.

    مدام حرفهاش رو توی همه پستهات تکرار میکنی.خوب بگه.احتمالا اونم کم سن و ساله.

    اصلا به این حرفهاش توجه نکن.

    انگیزت هم برای بهتر کردن حالت اینه که خدا به تو یه فرصت با ارزش برای زندگی داده و تو میخوای از این فرصت استفاده کنی و خوب زندگی کنی.

    وگرنه میتونی تا ابد ذهن و روحت رو درگیر رفتارها و حرفهای همسرت کنی و غصه بخوری.این بدترین انتخاب ممکنه برای بقیه عمرت.

    به خودت بگو من شاد و پرانرژی و قوی میشم.رفتار همسرم هم ممکنه با تغییر من عوض بشه ممکنه هم نشه.مهم خودم هستم.

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 14:20]
    تاریخ عضویت
    1393-11-14
    نوشته ها
    113
    امتیاز
    6,278
    سطح
    51
    Points: 6,278, Level: 51
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    1,296

    تشکرشده 173 در 70 پست

    Rep Power
    31
    Array
    مگه میشه به کسی همه ی امیدت توو این دنیای لعنتیه فکر نکرد مگه میشه آروم بود وقتی هیچ کس نمیفهم داری از بغض خه میشه...از ته دلم آرزوی مرگ دارم... وقتی نمیتونم اونجوری که حداقل آرامش دارم دارم زندگی کنم همون بهتر که نباشم ...همیون بهتر که یگه با وجودم کسی و اذیت نکنم اگه مرگ دستدمن نیست جدا که میتونمبشم حداقل بذار یه نفر توو این رابطه راحت زندگی کنه...طلاق نمیگیرم اما میرم یه جایی که هیچ کس من و نشناسه شاید اینجوری راحت تر زندگی کنن.

  13. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 بهمن 95 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    4,459
    سطح
    42
    Points: 4,459, Level: 42
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    141

    تشکرشده 70 در 40 پست

    Rep Power
    25
    Array
    سلام عزیزم من تایپکتو خوندم آخه تو چرا انقدر خودتو دست کم میگیری!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سعی کن یه ذره روی پای خودت وایسی. حتما حتما یه مشغله غیر از خونه واسه خودت دست و پا کن که احساس شخصیت کنی ! اگه میتونی برو سره کار یا اگه شوهرت مخالفت کنه برو یه کلاس ورزش مثلا ایروبیک ... خیلی روحیه اتو باز میکنه یعنی تاثیرش فوق العاده است انقدر هم به شوهرت گیر نده گاهی گیر دادن زیاد باعث زده شدنش میشه سعی کن یه ذره با عرضه تر باشی اصلا این وسط تقصیر شوهرت نیست ازش ایراد نگیر خودتو اصلاح کن نه با مشاوره و اینا با عمل.... برو باشگاه یا شنا اگه هم شد سره کار برو که اعاتماد به نفست بره بالا ! اعتماد به نفس که پیدا کردی ناخوداگاه همه بهت محبت میکنن!

  14. #20
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array


    سلام


    به عکس آواتار من نگاه کن
    وقتی بخوای آب را در اختیار داشته باشی – باید مثل عکس آواتار من ، دستت را کمی به سمت بالا خم کنی !
    اگر دستت را خم نکنی !
    آب رها می شود .


    اگر دستت را زیاد خم کنی و یا به عبارتی مشت کنی و خشن باشیم ، باز هم آب را از دست خواهیم داد .
    باید آب را مدیریت کنیم .
    به نظرم به این شیوه میگن دیپلماسی !


    زن و شوهر به نظرم باید علاوه بر این که همسر هم باشند - با هم دوست باشند !
    دوستی در صورتی فراهم می شود که بر گذشته خودمان – گذشته همسرمان ، قلم عفو بکشیم
    و تلاش کنیم زندگی جدیدی بسازیم – نقاط ضعف خودمان را از بین ببریم - و نقاط قوت خودمان را پررنگ تر کنیم .


    آنچه گذشت ، گذشت
    آنچه می آید، کجاست !


    وقتی گذشته را رها کنیم و آینده را به خدا بسپاریم - و در زمان حال زندگی کنیم
    اون موقع شادتریم .


    حالا دیپلماسی یعنی چی ؟

    یعنی دو طرف برنده بشند ( زن و شوهر )
    اگر ما ، قیچی – سنگ - ابریشم را تشبیه کنیم به این امر
    اگر فرض کنیم شوهر شما قیچی باشه
    شما دوست دارید ، سنگ باشید یا ابریشم ؟

    سنگ قدرت بیشتری از قیچی داره و وقتی با هم درگیر بشند سنگ برنده میشه – وقتی سنگ برنده شد ، قیچی شکست می خوره
    ولی ما می خوایم قیچی هم باشه و اونم پیروز باشه !

    اگر شوهر شما قیچی باشه ، بهتره شما ابریشم باشید – حالا ابریشم چه خصوصیتی داره !
    ابریشم قیچی را کند میکنه – وقتی قیچی خواست ابریشم را ببره – نمیتونه –بنبابراین کند میشه !
    وقنی کند شد – قیچی بر میگرده به ابریشم میگه ، ما تسلیم !
    بیا با هم عکس یادگاری بندازیم !



    خب حالا چطوری کند کنیم قیچی را ؟

    مثلا شوهر شما میگه ، تو این کار بلد نیستی – بهت یاد ندادند !
    شما چند ثانیه صبر کن – بهش نگاه کن – : ) لبخند بزن و بگو :

    راست میگی گلم – واقعتش هر چی فکر می کنم می بینم داری راست میگی – میشه بهم بگی چی کار کنم !

    با این حرفت ، شوهر شما کند میشه – و امکان داره دلیش را به شما بگه
    وقتی دلیش را بهت گفت – قضیه را پایان بده و مثلا بهش بگو شام چی دوست داری عزیزم !

    حالا در خلوت خودت ، برو به حرف همسرت تفکر کن – ببین راست گفته یا نه
    یه کاغذ بردار و حرف شوهرت را بررسی کن

    اگر می بینی شوهرت راست گفته – سعی کن طبق معیار اون حرکت کنی و اگر اون هم بفهمه شما طبق میل اون حرکت می کنید اون هم از شما دفاع میکنه !
    اگر در خلوت خودت بدون منیت فهمیدی که حرف شما درست بوده – باز هم شما بازی را برده اید
    یعنی نتیچه این جوری میشه :

    شما : 1 شوهر شما : 0

    فعلا بازی را بردی !


    مردها یه خورده مغرور هستند - اگر بدونند اشتباه هم کردند کوتاه نمی یاند
    ولی اگر بفهمند همسرش کوتاه اومده – خودش جبران میکنه !

    حالا زود رنجی ، برای چی بوجود می یاد :

    مثلا دوست من یه حرفی به من میزنه و من آدم زود رنجی هستم - و از او ناراحت میشم
    امکان داره دوست من 10 تا ویژگی مثبت داشته باشه و 1 ویژگی منفی
    اگر من به اون 1 ویژگی منفی توجه کنم – طبیعی که زود ناراحت بشم .
    حالا اگر من در ذهنم بگم ، خب دوستم از دهنش یه چیزی پریده
    اشتباه کرده و یکم مغرور هم هست - و سعی کنم بحث را عوض کنم
    و الگو منفی بین خودمان از بین ببرم و خاطرات خوب خودمان را زنده کنم ، خب قضیه حل میشه
    چون اون هم میگه – دوستم ویژگی های خوب زیادی داره !


    وقتی شما میگید ، همسرم را دوست دارم – یعنی همسر شما الحمدالله ویژگی های مثبت زیادی داره
    واین یعنی ، اون هم شما را خیلی دوست داره !

    پس به نظرم باید از فیلتر ذهنی استفاده کنیم
    فکرهای منفی نسبت به خودمان و همسرمان را بندازیم دور
    فکرهای مثبت را جذب کنیم


    اگر همیشه در ذهنمان شرایط آشوب وار و ناراحت کننده و دعوا را تصور کنیم
    ضمیر ناخودآگاه شما میگه : فرمانبردارم mohi خانم !

    در واقع شما را به شرایط پر از استرس و نگرانی سوق می دهد
    پس چرا به زیبایی ها – به شادی ها تفکر نکنیم
    چون ما همیشه به سمت افکار خودمان حرکت می کنیم


    با همدیگه بیشتر باشید
    با هم دیگه برید پارک ورزش کنید
    ماهی دو بار کوه برید – برید طبیعت – شاد باشید
    از هم تعریف کنید
    یه مکان های زیارتی و ..... برید


    چه اشکال داره ماهی یه بار ، برای همسرتان - پدر شوهرتان- مادرشوهرتان یه شاخه گل رز هدیه بدید ( بدون توقع خاصی )
    مثلا یه روز برای همسرتان نامه بنوسید و ازش تشکر کنید



    روزهایی که همسر شما خسته و نگرانی بیشتری داره – به نظرم سعی کنید بیشتر در کنارش باشید
    و اون را مدیریت کنید.


    انتظارت هم را شناسایی کنید و روی اون کار کنید . ( زناشویی - خانواده هم دیگه – اخلاق ها و ......)

    آقایون اگر ببینند ، همسرشان شاد و سرحال هست ، کیف می کنند ( زن ومرد فرق نمیکنه )
    پس شادتر باشید - اگر شما از دیروزتان شادتر باشید – اون هم از دیروزش شادتر میشه !


    خودتان را مشغول کنید – مثلا برید نقاشی یاد بگیرید – کامپیوتر و ......


    ان شالله به مرور زمان درست میشه
    زن ها هستند که ، مردها را می سازند .
    مردها همیشه بچه اند !


    موفق باشی


    ​​

  15. 5 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    mohi (دوشنبه 02 شهریور 94), گیسو کمند (دوشنبه 09 شهریور 94), یاس پاییزی (یکشنبه 01 شهریور 94), اعجاز عشق (یکشنبه 01 شهریور 94), ستاره زیبا (یکشنبه 01 شهریور 94)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.