به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 83
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 مرداد 94 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1394-2-18
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    859
    سطح
    15
    Points: 859, Level: 15
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    4

    تشکرشده 77 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم محتشم بدون منطق و احساساتی بودن رو کنار بگذارید شما یک وکیل هستید و با قوانین و از طرفی به دلیل نوع حرفه با اجتماع و واقعیتهای تلخ زندگی به خوبی آشنا هستید. طبق معرفی شما از همسرتون ایشون هر چه خوبان همه دارند یکجا دارند. خودتونو جای خانمی بگذارید که عینا مشکل شما رو داره و از شما کمک می خواد و تقاضا می کنه از حقش دفاع کنید بعد از پذیریش وکالت او چه کار می کنید مسلما با تمام قوا به دفاع می پردازید پس چرا اینکارو در حق خودتون انجام نمی دید. شما در مورد ایشون اطلاعات بسیار کمی دارید به نحوی که در پروسه پیگیری پرونده متوجه پرونده های دیگری می شید که مسلما در هر یک از آنها ایشون متهم هستند. با سبک سنگین کردن زندگیتون و فاصله گرفتن از اجساسات نابجا زندگیتونو ارزیابی کنید و ببینید کجا هستید و در آینده کجا خواهید بود.

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    934
    سطح
    16
    Points: 934, Level: 16
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 40 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون جناب كمال از وقتي كه گذاشتين و نظرتون رو دادين
    اما نه كتاب حافظ به يه شب نوشته مي شه و نه مهريه همسر سابق همسرم با ٣٥ ميليون تسويه مي شه، به هر حال ممنون كه نظرتون رو گفتين

    - - - Updated - - -

    ممنون جناب كمال از اينكه وقت گذاشتين و نظر دادين اما نه ديوان حافظ به يه شب نوشته مي شه و نه مهريه همسر سابقه ش با ٣٥ ميليون تسويه مي شه
    به هر حال ممنون كه نظرتون رو گفتين

    - - - Updated - - -

    رها جان ،
    ناناي عزيز،
    آقاي كاوه درفشان ممنونم، به خاطر وقتي كه گذاشتين و نظر دادين، واقعيتش اينه كه همسرم آدم بدي نيست، واقعيتش اينه كه دوستش دارم اما فهميدم در مواقع بحران خيلي ضعيف عمل مي كنه و اصلا نمي تونم بهش تكيه كنم، انگار خوب بودنش و طمانيه اي كه داره فقط براي مواقع آرامشه... دلم مي خواست يكي بهم قاطع مي گفت كه همسرت به درد زندگي نمي خوره ازش جدا شو و يا قاطع مي گفت جدا نشو ، مشكلاتتون حل مي شه، آخه ني دونيد افكارم خيلي پريشونه، اصلا نمي تونم متمركز فكر كنم و تصميم بگيرم.

  3. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 آذر 94 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1394-4-11
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    797
    سطح
    14
    Points: 797, Level: 14
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    32

    تشکرشده 16 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sh.mohtasham نمایش پست ها
    منم گفتم باشه حداقل تو شعور داشته باش اومده بودم بيرون بابت صبحونه كه برام آورده بردي ازت تشكر كنم و خم شدم كه صورتش رو ببوسم، يهو هولم داد كه بي شعور تويي... حق نداري به مامانم توهين كني... هولم داد و افتادم روي زمين، گفتم رضا هولم دادي؟! گفت اره برو گمشو هرجا مي خواي بري اينجا مزاحم اينايي....
    ا
    سلام
    به نظر من مشکل شما از نداشتن مهارت ارتباطیتون با همسرتونه
    شما نباید به مادرشون توهین میکردید
    شما همسرتوتو ما بین مادرش و خودتون قرار دادید.
    بهتر بود به جای حبس کردن خودتون تو اتاق به دلیل نداشتن حجاب، یه کوچولو حجاب میگرفتین میرفتین توی جمع بنشینید، و به همسرتونم میگفتین که اینطوری بهتره
    و گرنه هیچ عروسی مزاحم خانواده شوهر نیست.

  4. #14
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    شما چه زمانی با همسرتون با ایشون آشنا شدین؟ در جریان پرونده طلاقشون یا به شکل دیگه ای؟

    مشکلی با شرایط ایشون نداشتید؟
    در 42 سالگی بیکار و به قول خودتون حتی یه روز هم سرکار نرفته؟


    1- علت طلاق قبلیشون چی بود؟

    2- چه چیز برجسته ای در همسرتون باعث شد ازدواج اول، بدهی کلان مهریه و بیکاری و تفاوت مذهبی را نادیده بگیرید
    و با همچین مهریه ی عاشقانه ای وارد زندگی مشترک بشید؟
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : سه شنبه 27 مرداد 94 در ساعت 20:58

  5. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    she (چهارشنبه 28 مرداد 94)

  6. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 اردیبهشت 96 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-27
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    4,516
    سطح
    42
    Points: 4,516, Level: 42
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    49

    تشکرشده 97 در 48 پست

    Rep Power
    29
    Array
    چرا همسرتون بیکارن اگه دلیلش خوندن درس باشه که خیلی از اقایون پزشک همزمان با کار کردن درس خوندن و قبول شدن،نمیدونم شما چه چیزی در همسرتون دیدین که باهاش ازدواج کردین چون شرایطشون خیلی پیچیده است،دلیل جدایی قبلی شون چی بوده؟به نظرم شما نباید اصلا تو کارها و پرونده هاشون دخالت میکردین نهایتش میتونستین به یه وکیل خوب معرفی کنین،در مورد حجاب هم خوب همیشه شرایط باب میل ما نیست بهتره که به دیگران هم احترام بزاریم همونطوری که وقتی کسی از یه کشور دیگه میاد ایران حداقل حجاب رو نگه میداره،شاید بهتر بود یه مقدار حجابتونو رعایت میکردین اونجوری ارزشتون خیلی پیش شوهرتون بالاتر میرفت

  7. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    934
    سطح
    16
    Points: 934, Level: 16
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 40 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام،
    وقتي با همسرم آشنا شدم از طلاقشون بيشتر از ٤ سال گذشته بود،
    علت طلاقشون هم طبق گفته خودشون اين بوده كه خانواده همسر قبليشون توي كرمان در كارهاي خلاف مثل قاچاق مواد مخدر و اسلحه و... بودن و مادر همسرشون چند ماه رفتن زندان و همسرم هم ٢ سال بعد از ازدواجشون متوجه اين مسايل شدن و درخواست طلاق دادن ...
    وقتي با همسرم آشنا شدم بهرمن گفتن كه در كرمان ساختمان مي سازند و در دبي تجارت مي كنن و و اخيرا يه پارتي اجناس تجارتشون رو به ايران وارد كردند، البته در آستانه جشن ازدواجمون تجارت در دبي رو تعطيل كردند و اجناسي كه به ايران وارد كردن به علت كسادي بازار بيش از يك چهارمش هنوز به فروش نرفته و ساختمون سازيشون هم به مشكل خورده.... اما نكته برجسته در همسرم: آدم صادق و خونگرميهزو اهل دله....،نمي دونم اصلا آخه ازدواجمون خيلي سريع و با همه دل اتفاق افتاد، به قول خود همسرم ازدواجمون تماما احساسي بود

  8. #17
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    کاش وارد پرونده طلاقشون نمی شدین.
    البته به اقتضای شغلتون نمی تونید بی توجه باشید. ولی اگر بتونید از این ماجرا بیرون بیایید شاید بهتر باشه.

    طوری صحبت می کنید انگار خیلی احساسی و سرسری ازدواج کردید.
    یک خانم 35 ساله وکیل بی دلیل همچین ازدواجی نمی کنه.

    نه به ساختمون سازی در دوبی
    و نه به این که فقط 35 تومان پول داره که خونه رهن کنه و دیگر هیچ!

    شاید اموالش را به نام کسی کرده که موضوعات دادگاهش با همسر قبلیش به نفعش تمام بشه.
    به هر حال ایشون مشکل مالی ندارن. هر چند پول و اموالی در ظاهر به نامش نیست.

    تو سن و شرایطی که همسرت هست جدا شدن براش خیلی سخت نیست
    حال و حوصله سر و کله زدن با شما و زندگی را نداره
    آدمی که با این سن حتی انگیزه کار کردن نداره، حوصله نداره ناز شما را بکشه
    دلیلی هم نداره (بچه، خانواده، آینده، انگیزه ...)

    اگه می خوای زندگی کنی امیدی به تلاش از سمت ایشون نداشته باش
    بی صدا بمون و زندگیت را بکن. بمونی هست، بری کارت نداره.

    مشکلاتی که بین شما و مادرش پیش اومده هم به راحتی قابل پیشگیری بود.
    یه شال سرت می کردی و یه حدی از احترام را به خانواده و اعتقاداتش می ذاشتی.
    الان دیگه نه شما و نه همسرت و نه خانواده اش در شرایطی نیستین که با جنگ و زور و دعوا بخواین چیزی را به هم تحمیل کنید.

    اگه دوستش داری زندگیت را حفظ کن.
    تلاش بیشتری هم از سمت شما می خواد. همسرت خیلی انگیزه ای برای این موضوع نداره.
    شکستهای مالی و طلاق و ... سردش کرده به زندگی.
    تو چهل سالگی فکر می کنه هیچی نداره. همه عمرش از دستش رفته.
    شاید از این بحران و این سن و سال رد بشه، شرایطتون بهتر بشه. اگه سعی کنی می شه.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : چهارشنبه 28 مرداد 94 در ساعت 13:53

  9. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    she (چهارشنبه 28 مرداد 94), کمال (پنجشنبه 29 مرداد 94), گیسو کمند (چهارشنبه 28 مرداد 94), واحد (سه شنبه 10 شهریور 94), رنگین (چهارشنبه 28 مرداد 94)

  10. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    یه بازی هست به نام "بیا منو بزن". تقریبا همچین اسمی داره. بازی های روانی آدمها خیلی جالبه. شما این آدم رو انتخاب کردی تا کمکش کنی. نقش ناجی رو بازی کنی. احساس قدرت میکنی. رفتارهای عاشقانه ات هم بازیه. همون داستان زنان شیفته و مهر بی تناسب رو در زندگی ات داری.
    تو منتظر این اتفاق بودی. ناخودآگاه. ببین به خاطر تو چکارهایی کردم و تو چقدر قدرنشناسی!!!!!!

    این ازدواج اشتباه بوده. اما اگر رفتارهای غلط خودت رو بپذری و مشکلاتی که در کودکی و در خانواده ات داشتی رو پیدا کنی، می تونی خودت رو اصلاح کنی.

    آیا در خانواده ات هم ناجی بودی؟ آیا دختر قوی ای به حساب می یومدی؟ پدرت چطور آدمی بود؟ چه رفتاری با مادرت داشت؟

    آیا اگر همسر توانمند و مقتدری داشتی که تکیه گاهت میشد احساس خوشبختی می کردی؟ یا بدنبال آدمی با مشکلات بسیار میگشتی خانم .... خانم وکیل.

  11. 2 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 31 مرداد 94), کمال (پنجشنبه 29 مرداد 94)

  12. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    934
    سطح
    16
    Points: 934, Level: 16
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 40 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از همه دوستاني كه وقت گذاشتن، مطلب رو خووندن و نظر دادن، برام جالبه، بعضي ها واقعا همدردي مي كنن مثل آقاي نجار، آقاي كاوه و...و بعضيها مثل شيداي عزيز، ستاره زيباي مهربان و.... هم همدردي مي كنن و هم راهكار ارائه مي دن و اميدواري مي دند مثل ستاره زيبا كه آخرين جمله اش اين بود كه منتظر خبراي خوبم و با همين يه جمله كلي احساس مثبت بهم داد... اما بعضي ها مثل خانم يا آقاي she بدون اينكه تخصصي داشته باشن يا از گذشته من چيزي بدونن قضاوت مي كنن، تحليل مي كنن و ....
    محض اطلاعتون پدر من از خان زاده هاي خراسان و سرهنگ بودن، متاسفانه در ١٢ سالگي از دستشون دادم، بعد از از دست دادن پدرم طبيعيه كه رفاه گذشته رو نداشتم اما زندگي نسبتا مرفهي داشتم، من بچه اول خانواده بودم و به دليل نوع تربيتم و شرايطي كه با فوت پدر پيش اومده بود هميشه نقش بزرگتر و حامي براي خواهر و برادرم داشتم، و مادرم كلا هر سه ما رو خيلي مستقل، متكي به نفس و حمايتگر بار آوردن، بزرگتر هم كه شدم به دليل شغلم و مسايلي كه ناشي از خان زاده بودن پدرم بود براي حل بعضي مسايل كلان مالي پدرم كه بعد فوتشون باقي مانده بود نقش وكيل خانواده و حامي خانواده ام رو به عهده گرفتم و به لطف خدا موفق هم عمل كردم
    هميشه هم دوست داشتم كه همسرم مقتدر باشه، مي خواستم به يكي تكيه كنم، شايد بيشتر از هر دختر ديگه اي اين خواسته رو داشتم، چون واقعا خسته ام از اينكه يك عمر حامي بودم و كمتر حمايت شدم
    همسرم هم نبايد از حق بگذريم ، شرايط خيلي سختي داشته اخيرا ، اما قبلش در رفتارهاي روزمره واقعا روحيه حمايتگرش رو نشون داده، منكر نقاط قوتش نيستم اما اخيرا و مشخصا از ارديبشهت به بعد ( يعني از بعد از امتحان تخصص) رفتارهاش مناسب نبوده، قبل از اون مشكل حادي نداشتيم در واقع بعد از امتحان استرسش خيلي زياد بوده هم به خاطر حالت تعليق كه منتظر نتيجه امتحانيم و هم موضوع اين پرونده ها كه مدام داره تعدادشون بيشتر مي شه و هم مسايلي كه به خاطر ركود بازار ساختمان پيش اومده....

  13. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 03 تیر 96 [ 07:33]
    تاریخ عضویت
    1394-4-06
    نوشته ها
    340
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    343

    تشکرشده 431 در 213 پست

    Rep Power
    67
    Array
    سلام عروس کرمانیها، من با نظر شیدا موافقم،شوهر شما حوصله دردسر نداره اگه بمونی می مونه اگه بخوای بری تسلیمه، تصمیم با خودته ولی من اگه جای تو باشم حرف طلاق نزن و بمون اما به بهونه دعوایی که شده مسایل دادگاهی همسرسابق رو کنر بذار و نذار ازت استفاده بشه ، فقط برام سواله؟یه بار نزدیک بود همسرم منو بزنه فقط یه سیلی کوچولو بهم خورد اینقدر تند رفتار کردم و شلوغ بازی در آوردم(بهش گفتم رفتم نامه پزشکی قانونی گرفتم و میارم دفتر کارت به رییست میگم چه رفتار زشتی داری و ....در صورتی که پزشکی قانونی گفت اصن هیچ اتفاقی نیفتاده و جنبه حقوقی نداره) تا کلی معذرت خواهی کرد وهمیشه اظهار ندامت میکرد دیگه توی اون 1 سال بعد تکرار نشد ،شما چطور اجازه دادی و درخواست کردی کتک بخوری؟ سر نترسی داری انگار بدت نمیاد یه شوهر مقتدر با دست بزن داشته باشی،


 
صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم خيلى بد دهنه و هميشه كتكم ميزنه همش به فكر اينم كه از ش جدا شم
    توسط naghme34 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 18 تیر 94, 00:41
  2. شوهرم جلوي خانوادش كتكم زد...
    توسط همسايه بهشت در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 مهر 91, 12:08
  3. چگونه با همسر بي مسئوليتم زندگي كنم.؟
    توسط neda* در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 17 شهریور 91, 13:37
  4. علت عضويت در سايتهاي همسريابي
    توسط yaya در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: جمعه 27 مرداد 91, 22:58
  5. كتكم زد
    توسط ماندگار در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 44
    آخرين نوشته: شنبه 18 آبان 87, 12:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.