به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 32
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    سلام عزیزم

    جاتو عوض نکن و به روت نیار که ناراحت میشی ، سرحال باش و کارتو درست انجام بده و فقط و فقط اگه باهاشون کار کاری داشتی صحبت کن اون هم کوتاه.

    منم خیلییی حساسم و یک سال و خورده ای دارم کار میکنم محیط اداری زن و مرد سطوح خیلی مختلف دکترا دیپلم لیسانس مخترع کاشف نخبه و..

    من یه همکاری بود که 13سال سابقه داشت که کلا توی یه قسمت دیگه بود توی یه طبقه دیگه خیلی باهاش صمیمی بودم و دوستش داشتم براش سالاد میبردم ازش دفاع میکردم خیلی ساده بودم و..

    یه روز فهمیدم وقتی من پست گرفتم رفته بود زیرابمو پیش 2 تا از مدیران ارشد و عامل زده بود

    تازه فقط این نبود شده بود مثل این فیلمهایی که طرف هیچ جوره نمیتونه از حقش دفاع کنه و همه شواهد بر علیهشه ،

    منی که همیشه از حقم دفاع میکردم و روابط عمومی قوی داشتم تبدیل شدم به یه بچه سوسک مظلوم که با دنپایی حسابی زده بودنش و حتی گریه کردم ، منی که از گریه بدم میاد

    خواهر مدیرعاملمون ازم خوشش میومد یه روز که اتفاقی هم مسیر بودیم براش ریز اتفاقات اون مدت رو تعریف کردم و ایشون گریه کرد یعنی تا این حد علیهم توطئه شد حالا فکر میکنی پست من چی بود؟

    هیچی کارمند دفتری بودم شدم کارشناس همین نه رئیس شدم نه مدیر وگرنه ترور میشدم

    خواستم استعفا بدم ولی موندم و خودمو دارم نشون میدم به کسی اعتماد نمیکنم حواسمو جمع میکنم سرحالم خیلی الان راضیم و مدیرانمون رو دوست دارم حقوقم رو هم 2بار در 2ماه افزایش دادن

    شما از اینجا حساب کن که من هفته ای یکبار با اتوبوس بی ار تی رفت و آمد میکنم و هربار از بی فرهنگی و بی وجدانی عده ای واقعا ناراحت میشم

    از یه خانمی 5سال پیش سوال کردم ساعت چنده انقدر با ناز و ادا جواب داد دیگه هیچ وقت از کسی ساعت نپرسیدم ، یه بار هم یه پیر زن سوار شد خانومی انگار هیولا دیده بود خودشونو چنان کنار کشید که دستشون

    به پیرزنه نخوره حتی بچه شونم بردن اون طرف که پیرزنرو نبینه اون وقت شما خودتو ناراحت میکنی که چرا خشک جواب دادن ؟ عزیزم و جانم برای متن پیامک هاست در محیط عادی روابط عمومی بعضیها صفره.
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !


    ویرایش توسط گیسو کمند : سه شنبه 27 مرداد 94 در ساعت 17:39

  2. 4 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 27 مرداد 94), sahar67 (سه شنبه 27 مرداد 94), zzzz (سه شنبه 27 مرداد 94), بابک 1369 (سه شنبه 27 مرداد 94)

  3. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود

    دستت درد نکنه بانو zzzzz با این تایپیکت خیلی باحاله خدایی
    بانو sahar67 کلی خندیدم از نوشته شما
    بانو گیسو کمند نوشته شما هم خیلی جالب بود برام

    ولی بدبینی هم خوب نیست بهتره خشوبین باشیم ولی محیط کاری مقداری متفاوته برای شما بانوان یکمقدار سخت تره چون پسرا(البته بنده معاف شدم) توی دوران مقدس خدمت سربازی بقول ما مردا با همه جور آدمی و موجودی آشنا میشن از دکتر و مهندس و پولدار بگیر تا فقیر و دزد معتاد و چاپلوس و زیرآب زن و دعواگیر بامعرفت و بیمعرفت و دورو و خالی بندو ....... فکر کنمب زرگترین حسن سربازی اینه انعطاف پذیرتر میشی برای همینه که میگن پسرها میرن خدمت مرد میشن

    خدا را صدهزار مرتبه شکر کامرند نشدم وگرنه اینایی که شماها نوشتید منی که مرد هستم دست و پام میلرزه!زیرآب زنی زیاده سعی کن بقول دوستمون تخلیه اطلاعاتی نشی خیلی با بقیه نزدیک نشو درد و دل این چیزها بهتره بزارید برای بیرون محیط کاری معاون رئیس یا خود رئیس هواست ولی بهش باشه با احترام باهاش برخورد کنید مودبانه باشه کاری از شما خواستم تلاش کنید خوب و کامل انجام بدید.
    البته بعضی وقتها بهتره توی چشم باشیدخجالتی و کمرو بودن توی اینگونه محیط ها خیلی خوب نیست حق گرفتنیه دادنی نیست همه مثل بانو گیسو کمند خوش شانس نیستند پس بوقعش محکم و قاطعانه برخورد کن
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  4. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    sahar67 (سه شنبه 27 مرداد 94), گیسو کمند (چهارشنبه 28 مرداد 94), zzzz (سه شنبه 27 مرداد 94)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 21:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-03
    نوشته ها
    345
    امتیاز
    7,833
    سطح
    59
    Points: 7,833, Level: 59
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    299

    تشکرشده 738 در 270 پست

    Rep Power
    82
    Array
    اقای خاله قزی نکنه به سگ های عزیزی که هر روز منو مورد استقبال گرم قرار میدادن خندیدین؟؟؟

    خب خانوم zzzzبالاخره جاتو عوض کردی؟!!! خوبه اینجا با سیاست کاره خودتو کردی اما اگه خیلی حساس باشی اینجام دچار مشکل میشی کلا سعی کن حساسیتتو کم کنی و از همکار توقع دوستی نداشته باش برات ارزوی موفقیت میکنم
    شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
    زندگی شگفت انگیز است اگر بدانید که چطور زندگی کنید

  6. 3 کاربر از پست مفید sahar67 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 27 مرداد 94), گیسو کمند (چهارشنبه 28 مرداد 94), zzzz (سه شنبه 27 مرداد 94)

  7. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-2-06
    نوشته ها
    339
    امتیاز
    15,253
    سطح
    79
    Points: 15,253, Level: 79
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 557 در 227 پست

    Rep Power
    72
    Array
    حالم بده خیلی بغض دارم فهمیدن جاموعوض کردم چنان باهام خوب شدن که هیچی حالیشون نیس
    تواین روزا ارزوم اینه کسیوکه دوسش دارم منوبخواد حالم گرفتس
    بخدا همین الان به مردنم راضیم
    اصن بخاطر چی بخاطر کی میرم سرکار
    وقتی از خونه برمیگردم خونه چنان تو خودمم که انگار وجودمو غم گرفته:(

  8. #15
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array






    نقل قول نوشته اصلی توسط zzzz نمایش پست ها
    حالم بده خیلی بغض دارم فهمیدن جاموعوض کردم چنان باهام خوب شدن که هیچی حالیشون نیس
    تواین روزا ارزوم اینه کسیوکه دوسش دارم منوبخواد حالم گرفتس
    بخدا همین الان به مردنم راضیم
    اصن بخاطر چی بخاطر کی میرم سرکار
    وقتی از خونه برمیگردم خونه چنان تو خودمم که انگار وجودمو غم گرفته:(


    سلام


    یه چیزی بگم ، قبول داری !

    مشکل شما ، افراد تو محل کار - مردم ایران و ... نیست !




    مشکل شما برمیگرده به اون بنده خدا

    ( البته ، بنده خدا بودن ، شرط داره !)

    بنده خدا با خلق خدا فرق میکنه !

    ...............................

    مشاور رفتی ؟


    ​​

  9. 2 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 29 مرداد 94), zzzz (چهارشنبه 28 مرداد 94)

  10. #16
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-2-06
    نوشته ها
    339
    امتیاز
    15,253
    سطح
    79
    Points: 15,253, Level: 79
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 557 در 227 پست

    Rep Power
    72
    Array
    باغبان حالم گرفتس دلم میخواد دکترا قبول شم دفترچش اومده الان ولی انگیزه ندارم اصن حجم درسا زیادن
    از زندگی کردن خسته شدم بریدم
    باغبان منظورت ازون بنده خدا سامانه؟
    ناامیدم داغونم افسردم برم مشاوره؟؟؟؟ من میترسم وابسته مشاورمم بشم زن یا مرد فرق نداره
    دلم میخواس ازهمچی دس میکشیدم میرفتم یه گوشه میشستم فقط عبادت میکردمو منتظر مرگم بودم یچیزبگم؟ بخدا من کارو بخاطر سامان میخواستم خیلی داغونم دلم بدجوری تنگ شده:(حوصله کسیوندارم میخوام فقط ب سقف نگا کنم
    خدایا کمک کن چرا اینجوری شدم اخه بدتر شدم خیلی ناراحتم خیلی خیلی بچها کاش منو میخواس بهم انگیزه میداد من به زندگی برمیگشتم نمیدونم چکنم
    :(:(:(:(:-(

  11. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 94 [ 02:02]
    تاریخ عضویت
    1394-3-15
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    1,871
    سطح
    25
    Points: 1,871, Level: 25
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    205

    تشکرشده 184 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام :)

    یه نمه بذار دخترونه با هم حرف بزنیم بلکه انگیزه ات افزوده شد!!
    منم امروز دعوا کردم اما خیلی خوش گذشت تو محیط کار طبیعیه.تو چرا خودتو ناراحت میکنی؟!!! مگه پوستتو از تو جوب پیدا کردی؟؟؟؟ خوشت میاد چروک شی؟؟؟؟ برو ببین خودتو تو

    آینه !!! حتما هم رنگت پریده هم انگیزه ی شام خوردن نمونده برات. اصلا به تو چه مردم بد شدن؟

    من یه دوست دارم اصلا اخم نمیکنه. نه اینکه خوش اخلاقه ها نه به فکر پوستشه. حالا تو میخوای ناراحت سقفو نگاه کنی!!! مگه چند سال عمر داری دختر!!! اصلا به فکر خوشگلیت

    نیستی هااااا مگه فقط همین سنو داری. چند وقت دیگه میشه 35-36 سالت اونوقت دیگه چیزی ازت نمیمونه اینجوری میکنی از الان باید حواست باشه پیر نشی.

    راستی من اگه جای تو بودم از شوق اینکه آخر ماه میخوام پول بگیرم از همین الان وقت آرایشگاه میگرفتم که موهامو 6 ماهه صاف کنم خیلی هم دلم برای ناخن کاشتن لک زده :)

    گرون ترین جای شهرم میرفتم.

    هی روزگار!!! بی پولی و بی ناخنی و موهای فرفری اصلا دلم نمیخواد ریختمو تو آینه ببینم!!! حالا فعلا باید بدون پول کار کنم و فقط بیمه دارم.

    به عنوان یه دختر بهترین انگیزه برای حضور در محل کار که توش صحنه های جنایی دیده میشه :) پرواز ذهن تو بازار برای خریدن لباسه :)

    بهت توصیه میکنم یک بار ناخن بکاری بعدش بهش اعتیاد پیدا میکنی اونقده روحیه ی آدم زنده میشه که نگو حتما امتحان کن. همین کارا رو نمیکنی فکر سامان ولت نمیکنه دیگه!!!

  12. 2 کاربر از پست مفید :)لبخند تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 29 مرداد 94), zzzz (چهارشنبه 28 مرداد 94)

  13. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 21:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-03
    نوشته ها
    345
    امتیاز
    7,833
    سطح
    59
    Points: 7,833, Level: 59
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    299

    تشکرشده 738 در 270 پست

    Rep Power
    82
    Array
    درد عشقی کشیده ام که مپرس

    زهر هجری کشیده ام که مپرس

    زمان میخواد تا یه زخم خوب بشه ما میگیم وقتی یه پارگی یا شکستگی ایجاد میشه تازه بعد یکسال 80 %بافتها ترمیم میشه و هیچ وقت حتی اگه سالها طول بکشه اون بافت استحکام 100% پیدا نمیکنه اگرم زخم عمیق باشه قطعا اسکار به جا خواهد گذاشت

    چرا فکر میکنی که شکست عاطفی کم از اون بافتی داره که اسیب میبینه؟؟؟

    شما تا مدت ها مدام حالت دگرگون میشه یه روز خوبی دو روز افسرده اما باید بدونی زمان که میگذره زخم بهبود پیدا میکنه اولش هی دوس داری کراستی که روی زخم هستو بکنی (اون بافتهای که روی زخم اولش ایجاد میشه)

    بعد میبینی چندروز حواست به زخمت نبود و دستکاریش نمیکردی کامل بسته شد اگر چه هنوز اثر زخم هست اما دیگه بسته شده کم کم دردش که افتاد یادت میره اصلا زخمی بود حتی اگه تا مدتها اسکارش بمونه

    به همین راحتی اسکاری که هستو دیگه نمیبینی

    اجازه بده زخمت خوب شه تحریکش نکن مدام بازش نکن بذار زمان بگذره

    قبلا هم بهت گفتم که کیه که این حال و روزهارو تجربه نکرده باشه اگه دوستم بودی و کنارم بودی برات حرف میزدم و میگفتم از چیزایی که هیچ وقت برا کسی نگفتم حداقل تو اینجارو داری

    روزایی داشتم که حتی نمیخوام یه ثانیش برگرده

    چرا میخوای مدام خودتو زجر بدی؟؟؟ میدونم چون حتی زجر کشیدنشم لذت بخشه

    چون خاطره ها کشندست چون مثل فیلمی میمونه که انگار صدبار دیدی لحظه لحظه اش جلو چشاته

    اما یه لحظه به خودت فکر کن

    به روحت به قلب پاکت به اینده روشنت

    و اینکه تو موظفی قلبتو با طراوت حفظ کنی تا تجربه ی عشق واقعی رو تو زندگیت داشته باشی

    مثل دوران نقاهت یه جراحی بهش نگاه کن

    مجبوری بگذرونی و تحمل کنی اما امیدواری که روبه بهبودی بری یعنی باید بری پس خودتو تقویت کن دوست گلم

    از لحظه های زندگیت لذت ببر

    بخاطر خودت زندگی کن و کار کن نه اون فقط و فقط بخاطر خودت


    راستی من از وقتی تصمیم گرفتم واسه تخصص بخونم یاد وامهامونو قسط هامونو ماشین داغونمونو مریضیه دخترمو کچلیه همسادمون افتادم به نظرم تو فعلا به فکر دکترا نباش خواهشا عشقم

    نمیدونم این کتاب ها چین ادم تا میخواد بهشون دس بزنه یاد بدبختیه بچه های سومالی و سو تغذیشون میفته نه؟؟؟


    (این جمله اخر فقط بر این بود بخندی)
    شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
    زندگی شگفت انگیز است اگر بدانید که چطور زندگی کنید
    ویرایش توسط sahar67 : چهارشنبه 28 مرداد 94 در ساعت 20:46

  14. 3 کاربر از پست مفید sahar67 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 29 مرداد 94), zzzz (چهارشنبه 28 مرداد 94), باغبان (چهارشنبه 28 مرداد 94)

  15. #19
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array


    نقل قول نوشته اصلی توسط zzzz نمایش پست ها


    :)

    سلام


    وقتی معیارهای زندگیمان را ، بر اساس دنیا و ظواهر آن برنامه ریزی کنیم

    این جوری میشیم .

    منم خودم ، ایراد دارم - سعی می کنم بهتر از دیروزم بشم !

    15 سالم بود دوست داشتم دنیا را داشته باشم - ولی با یه بنده خدایی آشنا شدم

    تصمیم گرفتم فقط زندگی کنم !


    باید از خودت سئوال کنی :

    اگر من به فردی که علاقه دارم نرسم ، باید چی کار کنم ؟



    وقتی ذهنت را خالی کنی !

    جای خالی در ذهنت باز می شود !

    او موقع وقتی به طبیعت نگاه کنی !

    زیبایی هایی زیادی می بینی !

    با افراد بیشتر آشنا میشی - در مسیر جدیدی قرار می گیری - موفقعیت های بهتر از اون پیدا می کنی .


    یه سئوال ازت بپرسم :

    قبل از انکه با سامان آشا بشی ، در ذهنت شوهر آینده ه ات چگونه تصور می کردی؟



    ممنون .


    ​​

  16. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 29 مرداد 94), sahar67 (چهارشنبه 28 مرداد 94), zzzz (چهارشنبه 28 مرداد 94)

  17. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-2-06
    نوشته ها
    339
    امتیاز
    15,253
    سطح
    79
    Points: 15,253, Level: 79
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 557 در 227 پست

    Rep Power
    72
    Array
    ممنونم سحر جان اره واقعا هرموقع کتاب بازمیکنی یاخوابت میگیره یا یاد بدبختیا میفتیم
    بخدا سعی میکنم بهش فکرنکنم تو سرکارم ب یادم نمیاد اما وقتی میرم خونه یا تو خونه حالم بدمیشه نمیدونم چرا
    باغبان چرا اینجوری مینویسی؟
    قبل اینکه باسامان اشنا شم میخواستم همسرم دکتری چیزی باشه خخخ اصن پول برام مهم نبود فقط تحصیلات :)
    ولی بعدش نظرم کلاعوض شد الان ظاهر مهم شده قیافه و تیپ متاسفانه
    خیلی تنهام وقتی خانمارو میبینم کنار شوهراشون قدم میزنن یاتوماشینای مدل بالا دلم میگیره میگم ینی انقد کمم که اون پسره بی لیاقت منو نمیخواد ؟ حالا ماشین نخواستیم تحصیلاتم نخواستیم پولم نخواستیم
    انقد دلم براش تنگ میشد که میرفتم الکی ایدی درست میکردم باهاش رو مسنجر حرف میزدم
    لبخند جون من نمیتونم با همکارا بحث کنم چون هم سنشون زیاده هم سابقشون میریزم تو خودم
    لبخند مگه تو چادری نبودی؟با چادر ناخن مصنوعی میذاری؟خخخخ
    راستش من نمیتونم ناخن بذارم اخه ناخنامو میجوم میگن بخاطر کمال گراییه چبدونم انقد که استرس دارم اظطراب دارم دلم مثل سرکه میجوشه
    ارامش ندارم
    ارامش میخوام
    بچها یه مشکل دارم
    تو محل کارم همه یا دکترن یا دانشجوی دکترا بعضیام تخصصن
    حداقلشون ارشدن من باید برم دکترا اعصابم خرابه مدام خودمو با اونا مقایسه میکنم ولی از همشون کوچکترم نمیدونم غبطه میخورم نگاش میکنم غم وجودمو میگیره خودمو سرزنش میکنم ب خودم میگم خنگ نتونستی مشکلاتم که یکی دو تا نیسکه اه :(
    بچها من هزارتا بیماری دارم خخخ همش باهم تومورشده داره منو میکشه


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.