سلام دوستان همدردی
امیدوارم حالتون خوب باشه
اتفاقات بزرگی برام افتاده برا خانواده ام و من که موضوعات بسیار پیچیده ای بوجود اومده در پی اش .
ما تصادف کردیم و نزدیک ترین کسم کسی که واقعا برام باارزش و اهل دل بود رو از دست دادم
قبل ازین وقتی عزیز ازدست داده ای رو میدیدم میگفتم چه فاجعه ای یعنی میشه تحمل کرد؟
حال که این اتفاق برای من افتاد دیدم در حین سختی و دلتنگی و فاجعه چقدر من رو ازین وابستگی ها کند
لحظه تصادف که من هم تو ماشین بودم لحظه ای که خون جیگر گوشه ام رو دیدم به یقین مردنم رو دیدم در یک لحظه همه زندگیم از جلو چشام عبور کرد مخصوصا اون قسمتایی که کار اشتباه کرده بودم
خیلی بیدار شدم خیلی اما میترسم باز خواب برم
همینه که میگن " موتو قبل ان تموتوا"
ولی متاسفانه ما بنده ها تا وقتی همه چی جور باشه در ارامش نمیتونیم ازینجا بکنیم و به روحمون برسیم
همون روز که عزیز زیبایم رو در خونش غلتیده دیدم بعدش ناخن هایی که اینقدر بهشون میرسیدم و موهایی که انقدر نگرانش بودم رو کوتاه کردم دیدم چه چیزهایی من رو تو این دنیا مشغول کرده ...
دیدم خدا وقتی چیز باارزشی رو ازت میگیره با وجود ظاهر بدی که داره و مصیبته چه خیر و صلاحی برات در نظ گرفته ...
بعد این اتفاق از هیچی تو دنیا نمیترسم ازینکه چیزی رو از دست بدم نمیترسم فقط میگم خدایا من مرگ رو دیدم و میدونم این روز برا من هم هست کمکم کن زندگی کنم با انگیزه تر عشق کنم در حین ازادگی دراین دنیا باشم و موقع مرگم شرمنده تو نباشم ...
فهمیدم البته فهمی به اندازه یک درصد ازین حدیث رو که:" مردم خوابند و وقتی میمیرند بیدار میشوند "
دوستان ماجراهای دیگه ای برام بوجود اومده دعا کنید برای روح عزیزم و برای اینکه من اشتباه نکنم و درست تصمیم بگیرم .
ممنون میشم برای روح لطیف و هنرمندش فاتحه ای بفرستین .








علاقه مندی ها (Bookmarks)