کمال گرایی چه بر سر ما می آورد ( من می دونم، ۱۳۹۴).
چقدر کمال گرا. کمال گرایی با وسواس هم کم ارتباط نیستا ( البته که اختلال شخصیت وسواسی داریم ، یه اختلال وسواس؛اینا فرق داره) .
بعضی هاتون وسواس دارید . بعضی هاتون یه مقدار پیچیده تر هستید، پرسونالیتی وسواس دارید . سبک شخصیت تون که طی چندین سال شما رو تبدیل به یه فرد کمال گرا کرده. کمال گرایی هم مثبت و منفی داره، چرا قسمت های منفی کمال گرایی رو تبدیل به مثبت نکنیم؟ چرا از ویژگی کمال گرا بودن استفاده مفید نکنیم؟ الکی که تقسیم بندی نکردن کمال گرایی رو به مثبت و منفی یا سازگار و ناسازگار.
لبخند :-) تاپیک باز میکنی ، جواب نگرفته رها نکن.
افسردگی انواع مختلف داره ؛) بعضی مدل هاش اونجوری هست که لبخند میگه.
مثلا وقتی دارو درمانی شروع میشه ، دو هفته اول احتمال خطر هست. بعدش کم کم اوضاع روبه راه میشه. در این دو هفته توصیه میشه یه نفر مراجع رو همراهی کنه در مصرف دارو و نظارت داشته باشه. منتهی معمولا بعضی ها فکر میکنن قرص معجزه میکنه! یه دختره بود تو کلاسمون میخواست جلب توجه کنه، خودش رو زد به غش و ضعف ، استاد گفت زنگ بزنید اورژانس. یه قرص دادیم بهش مسکن، هنوز از گلوش پایین نرفته بود، گفت : بهترم بهترم .،،،
دارودرمانی محض اصلا جواب نمیده! حتما باید با یه چیزی به اسم روان درمانی همراه بشه.
دنبال معجزه نباشید!
شاد بودن و لذت بردن و کمال گرا نبودن و ... همه در دست خود ماست.
لبخند ، هل درمانی خوب نیست (یکی هول ات بده انگیزه مندت کنه). روی من اجرا شده :-) اولش خوبه ، ولی یه موقع مثلا دو سال بعد می فهمی هیچی نیستی! یه آدم انگیزش بیرونی! وابسته و تهی .،،بدون قدرت تصمیم گیری حتی در زمینه خرید بستنی باید یکی بگه بستی عروسکی بخوری یا دایتی.
نحوه تفکر ما در مورد مسائل مختلف و دیدگاه مون به زندگانی باید اصلاح بشه.
از روان درمانی ها من شناخت درمانی و معنادرمانی رو خیلی دوست دارم. و حتما در اولین فرصت میرم یادش میگیرم.
مطالعه بعضی کتاب ها یا حتی خوندن بعضی جملات هم برای من خیلی کارگشا بوده. همین آ عزیزی چند سال قبل گفتند نهج البلاغه بخون.:-) من پیش خودم یه حرفایی زدم الان نمیگمشون. :-) ولی وقتی در نهایت مقاومت رو کنار گذاشتم ، بیست و پنج تا حکمت اول رو خوندم. حتی پرینت گرفته بودم در مسیرهایی که تردد داشتم میخوندمش. انسان در جستجوی معنا رو سر کلاس زبان تخصصی خوندم. :-) من تنبل بودم دوست داشتم بیشتر یاد بگیرم ، به دوستام پیشنهاد میدادم در مورد مثلا معنادرمانی تحقیق کنن لکچر بدن. از اونجا که بیشتر همکلاسی هام کمال گرا بودند سعی میکردن بهترین لکچر رو داشته باشند، منم استفاده میکردم از مطالب ؛)
لبخند خیلی مقاومتت زیاده :-). اینکه یه مدت خوب بودی یهو برگشتی به حالت قبلی شاید یه اتفاقی اخیرا برات افتاده باشه، برگشتی سر جای قبلی. اون اتفاق رو بگو. ( فرضیه من هست، شاید غلط باشه)
انشالله همیشه شاد باشی 
نبند تاپیکت رو. صحبت کن. بگو علت اصلی چی هست.
پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را
خویش خویش من هم اکنون از در صلح آمدست
جمله گوش از غیر بستم تا شنیدم خویش را
خویش خویش من مرا و هرچه من ها بود سوخت
کشتم او را و زخاکش پروریدم خویش را
معنی این خویش را از خویش خویش خود بپرس
خویش بینی را گزیدم تا گزیدم خویش را
علاقه مندی ها (Bookmarks)