سلام خانم راه حل
باور کنید از خوندن پستتون نه تنها حس جبهه گیری در من ایجاد نشد بلکه یه حس شرمندگی از اینکه واقعا خودمو مسخره کردم بهم دست داد!!!انقدر به توانایی های خودم اطمینان داشتم که میدونستم هر موقع که بخوام و توی کمترین دوره زمانی میتونم کارم رو به بهترین نحو انجام بدم و واقعا همینطور بود، یعنی یه جورایی به نظرم مشکل زمانی نداشتم! مشکل مالی نداشتم! محدودیت جسمی نداشتم! زیادی خوش به حالم شده بود...
خجالت کشیدم اول از شما و دوم از خودم.
بله اینا همش بهانه است مخصوصا بخش آخر حرفام. خجالت کشیدم خیلیخیلی خوب مچمو گرفتید ممنون.
شاید بگم خوشی شاید بگم ترس اما بخش اعظمش خوشیه قبول دارم. یه جورایی اعتماد به سقفم.
ممنون که وقت گذاشتین و خیلی خوب کمکم کردین. فکر میکنم این حرفتون به عنوان ضربه یا شک در کنار حرفای دوستان تاثیرش رو گذاشت . بنابراین از همه ممنونم.







خیلی خوب مچمو گرفتید ممنون.

علاقه مندی ها (Bookmarks)