لبخند عزیز....
منم خودم تو این چند روزه شدیدا گرفتار شدم...
تازه غلطهای اساسی توی پایان نامم پیدا کردم که 10 روز حداکثر برای رفعش وقت دارم...ولی خیلی جالبه اصلا نگران نیستم....
برای خودم هم خیلی عجیبه!
اما قبل از برنامه ریزی آیا شما رسیدی به اون مرحله که الان واقعا چی می خوای؟؟؟ یکم به خودت استراحت بده....زوده برای شروع.....حتی یک هفته....از تمامی افکارت بیرون بیا....تا به خودت بیای....به تفریحاتت بپرداز....فکر کن غذای روحت همینه نه درس .....به تفریحات به چشم اتلاف وقت نگاه نکن......حتی میشه به این قضیه معکوس نگاه کنی...شما و اکثر دوستانی که اینجا هستن بچه های زرنگ و قوی و درسخونی هستن....وگرنه این همه دغدغه درس رو نداشتن.....قدرت ذهن شما می تونه به افکار منفی غلبه کنه...باور کن شما با بقیه آدمای اطرافت فرق داری لبخند جان.....
بنابراین وقتی از همون طوفان بیرون اومدی یا لااقل احساس کردی داری بیرون میای ...تصمیم بگیر می خوای چی رو شروع کنی و از کجا؟؟؟اون موقع میشه برنامه ریزی رو شروع کرد....با ذهن پر از سوال و پر هیاهو نمیشه تمرکز داشت.....
کاری که خودم بعد ماه رمضان انجامش دادم....
کل درسامو گذاشتم کنار...مرحله اول از ذهنم و مرحله بعد تمام کتاب و جزوه هامو جمع کردم.....رفتم باشگاه بسکتبال که دوست داشتم ثبت نام کردم...با دوستام رفتم استخر..رفتیم کوه...(کلی جای دیگه تو لیست گذاشتم)چقدر بازی کامپیوتری که دوست دارم دانلود کردم.....خلاصه کلی برای خودم تفریح ساختم!....اصلا هم نگران نبودم و سعی می کردم از لحظاتم حداکثر استفاده رو ببرم و به هیچ چیز استرسزایی فکر نکنم......تا از پوسته ای که توش گرفتار بودم بیرون بیام...مثل یک پروانه.....
قبلا هم برای شما نوشته بودم که خودم هم مقاله هایی دارم که داره خاک می خوره و نگران آبروریزی جلوی استادم هستم..نمی خواستم وجهه درجه اولیم رو از دست بدم و کلی استرس داشتم و همین استرس نمی گذاشت کارم رو شروع کنم....شما خودت گفتی به خاطر استادم خودم رو تو رنج نندازم.....درست گفتی....هرچند من برای دکترا و قصه مصاحبش کلی وجهه سازی میکردم.....اما بهر حال مگر چقدر باید انرژی جوانی و اون شادابی رو به خاطر لحظات پر از دلهره و سردرگمی از دست بدم..!!!!
خیلی جالبه وقتی پشت سرمون رو نگاه می کنیم می بینیم تمام ناراحتی و نگرانی های ما هیچ نتیجه برامون نداشته......جز اینکه انرژی مفیدمون رو از دست دادیم!!!!تمام اضطرابات امتحان و .... به کجا ختم شد.....به همون جایی که اگه استرس نداشتیم بهترختم می شد.....سرانجامش یکی بود....
چقدر پراکنده نوشتم....ببخشید...
- - - Updated - - -
می خواستم پستم رو ویرایش کنم ولی گزینه ویرایش نداشت.....
یعنی اغلب نداره...و من نمی دونم چرا این مشکل وجود داره...تاپیک مشکلات فنی هم کاملا انحصاریه!!!!!!
.................................................. ....
لبخند عزیز...می خوستم بنویسم که حتما هر روز صبح یک دعا بخون.....نیت شروع روزت رو با یک دعا شروع کن....هر دعایی که دوست داری و بهت امید و آرامش میده....
برخی معانی دعاها انقدر زیباست که در حیرت می مونم چرا انقدر دیر بهش رسیدم....بعضی اسامی خداوند هم در دعای جوشن کبیر دلت رو محکم و ذهنت رو روشن میکنه...
موفق باشی![]()







ولی خیلی جالبه اصلا نگران نیستم....
برای خودم هم خیلی عجیبه!
ببخشید...

علاقه مندی ها (Bookmarks)