سلام
باغبان عزیز از بعد از ظهر که میخوام جواب بدم کلا چی می خوام از زندگی و میخوام به کجا برسم همش دارم فکر میکنم چی بنویسم که واقعا بخوام باید بگم :
من واقعا هیچی پیدا نکردم که بخوام!!!
اما اونقدر مورد پیدا کردم که نخوام!!!!
چند سال پیش خیلی چیزا میخواستم همشون در راستای تغییر بود تغییر شرایطم اما الان فقط دلم میخواد یه اتفاقایی نیوفته برام.
من می دونم عزیز من خودم تقریبا یه سال پیش به خاطر احساس ناتوانی شدید و بی خوابی و حالت تهوع و سرگیجه اول صبح رفتم روانپزشک و بعد اون دیگه نرفتم.
ولی باز الان گرفتار شدم!!! دنبال روانشناس تحلیلی نیستم . اعتقادمو بهش از دست دادم. نه اینکه بد باشه خوبه ولی واقعا برای من تکراریه.
والا به حکم انسانیت همه مون حق داریم مریض بشیم و روان هم حق داره داغون شه. مخصوصا تو این شرایط جامعه. منم حق دارم مریض بشم و حق دارم حرف بزنم. مطمئن باش نه از دکتر
میترسم نه از داروهاش از هیچ کس هم بابت این مسئله خجالت نمیکشم. حتما حتما دنبال وضعیتم خواهم رفت.نگران نباش.
افسونگر جان حرف دل منو زدی. اونی که بی خبره داره کیف دنیا رو میبره. این تفریح که گفتی رو مهندس خانوم هم پیشنهاد داد. دارم بررسی میکنم ببینم چی میشه.
فقط میخواستم ازت خواهش کنم که اگه میتونی و وقت داری یه برنامه برام بپیچ که تحت نظر شما انجام بدم :)
ممنون
- - - Updated - - -
من می دونم جان برای خودشناسی رفتم سراغ روانشناسی تحلیلی :)









علاقه مندی ها (Bookmarks)