به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 64

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 اردیبهشت 95 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1394-2-01
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    2,990
    سطح
    33
    Points: 2,990, Level: 33
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    308

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    35
    Array
    انگار این خانواده واقع نمی دونند که چی می خوان یا باید چی کار کنند

    خودش و مادر و خواهرش تو حرفاشون درخواست جدایی می کنند و میگن به درد هم نمی خوریم ولی انگار که دوباره پشیمون میشن ولی باز نمی دونند که باید چی گار کنند

    در قدم اول باید باسیاست بهشون یاداوری کنی که تصمیم بگیرن که چی می خوان


    نمیشه هر نوبت با یه دعوا بگن طلاق بعد پدره بیاد ماست مالی و شما این وسط داغون و تو شوک که مگه چی شده ! چی کار کردم بادخترشون که باید طلاق بدم
    !!!
    اونا هستن که کم محلی و بی احترامی می کنند منو ندید می گیرند و مسافرت و مهمونی را برام تلخ میکنند مگه من از زنم چی خواستم که این طور شد؟!

    اگه اونا هدفشون زندگی باشه مرتب رو ایراد هات زوم نمی کنند که اینطور کردی و این جور گفتی و برعکس زوم می کنند به اینکه دوست دارند و تو را میخوان و سعی میکنند که تورا کنارشون نگه دارند


    اگه واقعا احساس کنند که شاید تو را از دست دهند
    خواهرش نمیاد خودش را وسط بنداره که طلاق
    یا مامانش زنگ نمیزنه که دخترم را طلاق دهید
    و خوب البته وقتی خانمت ببینه که جو رو طلاق و جدا شدنش از شما نیست و کسی ازش حمایت نمی کنه معلومه که این حرف را نمیزنه

    قبل از وساطت و وارد شدن دایی ایشون به این بحث (البته دایی وارد شدن ولی از جانب شما نبوده و شما نباید به راحتی چراغ سبز نشون بدی که همه را بیارن وسط)
    باید یاداوریشون کنی که ((((از این بچه بازیها که هر کی میاد یه چیزی میگه مرتب ماست مالی کردن حرف ها )))))خسته شدی و دیگه نمی خوای ادامه بدی


    به نظر من
    خونشون اصلا نرو و جواب تلفن یا اس ام اس را هم نده
    و اگه خودشون تماس گرفتن با بابات پدر شما با یه لحن خیلی جدی و سختی بگن:

    که هر روز یه حرفی می زنید تصمیمتون چیه ؟و اینطور نمیشه مگه زندگی بازیچه هست ؟ وقتی خودتون و دخترتون نمیدونید که چی می خواهید و برنامه ای ندارید ما هم حرفی برا گفتن نداریم تصمیم که گرفتید صحبت می کنیم

    ببین چند سال دیگه که گذشت تا یه بحثی بین تون شد باز میگن که ما میگفتیم بیا دخترمان را طلاق بده ولی هی اصرار کردی و خودت خواستی و این حرف


    باید یه کاری کنی که دم این حرف چیده بشه
    الان هم بیشتر ناراحتی و اعصاب خردی شما تو این مدت برا همین حرف هست
    یادت میاد وقتی مادرش زنگ زده بود که طلاق دخترمون را بده چقدر حالت بد بود
    یا پیش مشاور که گریه کرده بود که من طلاق می خوام یادت بیاد که چقدر اعصابت بهم ریخته بود که مگه چی شده ؟ چی کار کردم ؟
    شما وقت مشاوره میگرفتی که زندگیتون شیرین شه مشکلات حل شود ولی ایشون اصلا حاظر به همکاری هم نبود
    یا همین چن روز قبل وقتی خانمت به بابات کفته بود طلاق

    باید با سیاست و خیلی نرم و زیر پوستی وادارشون کنی که موضع شون را اعلام کنند
    دنبال جدایی هستن یا زندگی




    در ضمن ایا دوستایی که میان و وقت میزارن و همه نوشته هات را می خوانند شایسته تشکر یا لایک از طرف شما نیستن !!
    ویرایش توسط کمال : سه شنبه 20 مرداد 94 در ساعت 15:28

  2. کاربر روبرو از پست مفید کمال تشکرکرده است .

    mercedes62 (جمعه 23 مرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.