ببخشید قول دادین که چی نگین؟؟؟
اینکه خانومت با حوله از حموم در بیاد تو هیچی نگی ؟؟؟ و هزاران کار دیگه ای میکردو شمارو حرص میداد بکنه وشما گفتی که نمیگم؟؟
چرا وقتی میدونی چیزی انجامش برات سخته و باهاش مشکل داری الکی میگی دیگه نمیگم؟؟
چرا میگم الکی گفتی چون همون موقع من به شما گفتم کمتر بهش گیر بدین شما برگشتی گفتی وقتی به من محل نمیذاره وقتی ال میکنه بل میکنه منم حرصم در میاد
اقای رضا تفاوت فرهنگی و تربیتی بین شما و خانومت وجود داره
تا جایی که من حس کردم خانوم شما دنبال یار و همسر نیست اهل زندگیم نیست
اگر بود یه ذره تلاش میکرد یه ذره تغییر میکرد ایشون دم به دقیقه عقد میکنه دم به دقیقه هم طلاق میگیره
اینقدر رفتارش از نظر من عجیب بود که اگه یادتون باشه ازتون پرسیدم از نامزد قبلیش بپرسین مهریه گرفته ؟؟؟؟
چرا اینو گفتم چون حتی این به ذهنم خطور کرد نکنه واسه مهریه گرفتن ازدواج میکنه
ایشون یه بار عقد کرد فهمید که با طرف نمیسازه چندماه دادگاه و اینور اونور کرد طلاق گرفت چرا ازین داستانها درس نگرفت؟؟؟
چرا سعی نکرد بفهمه مشکل کجاست؟؟؟
چرا بدون اینکه کامل شمارو بشناسه و شما ایشونو بشناسید باز حاضر به عقد کردن شد؟؟؟ چرا باز بدون هیچ تلاشی بازم اسم طلاق میاره؟؟
من به شخصه به اینده ازدواج شما خوشبین نیستم نه شما ازون مردای بیخیالی که راحتتر با بعضی چیزا کنار بیای نه خانومت اینقدر زندگیشو دوس داره که بخاطرش خودشو تغییر بده
راستی یه سوالی خیلی ذهنمو درگیر کرده
پدر ایشون این وسط ببخشید هویج هستن که داییش باید برا حل مشکل خواهر زادش پیش قدم بشه؟؟؟
چرا دونفری باهم حرف نمیزنید؟؟؟؟
کسی که قصدش زندگی کردن باشه معلومه کسیم که قصدش زندگی نباشه بازهم معلومه
شما هم به جای اینکه از موضع ضعف وارد بشی فقط سعی کن با خودت کنار بیای
ببین میتونی همین طوری که هست قبولش کنی و باهاش زندگی کنی اگر دیدی اره میتونی بسم الله
اگر دیدی باید اونم تغییر کنه تا بتونی تحملش کنی مطمئن باش اون تغییر نمیکنه
اگر میکرد برا نامزد اول تغییر میکرد واسه اون نکرد بعد اون تغییر میکرد اصلا نمیخواد تغییر کنه از روز اول همه چیزو به خاستگار بگه اینطوری که نمیشه
یه مدت بخاطر امتحانات یه مدت بخاطر مسافرت رفتن ازت فاصله گیره به خودشم زحمت اینو نده که بشینه فکر کنه و تصمیم نهاییشو بگیره
هی پاست بده به اینو اون
بیشتر ازین عمر خودتو تلف نکن تصمیمتو یه وری کن که بیشتر ازین نه خودت نه خانومت اذیت نشه
چرا با پدرش خودتون شخصا صحبت نمیکنید دایی چکارس این وسط؟؟؟؟
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است اگر بدانید که چطور زندگی کنید
علاقه مندی ها (Bookmarks)