خب من کلا مبادی اداب هستم و روی رفتارای خودم و بقیه دقت میکنم .ایشون توی رفتاراش دقت نمیکرد چون اصلا اهل رفت و امد نیستند مثلا جلوتر از خانما راه میرفت یا خداحافظی نمیکرد .یا در صحبت کردن خیلی ساده بود .دایره واژگانش بسیار محدوده مثل کسی که با ۲۰واژه انگلیسی بخواد مکالمه کنه .نوع تعریف کردنش از اتفاقت اطرافش برام متفاوت بود یه جاهایی اصلا متوجه نمیشدم چی میگه اینا بود که از اول به دل من ننشست .ولی همه میگفتن بقیه شرایطش خوبه این دلیل.رد نیست . الان هم که بیشتر از قبل در جمع میریم نمیتونم بهش افتخار کنم .اگه سکوت کنه و متین بشینه باز خوبه میگن ارومه مثلا .ولی شوخی های بی مزش و جذاب نبودن تعریفاش و اینکه مثل بقیه مردا نمیتونه با جدیت از کار و مسایل اطرافش صحبت کنه و بقیه به عنوان یک مرررررد روش حساب نمیکنن ازارم میده خیلی ازارم میده خیلی پیش میاد وسط حرف بقیه میپره یا وسط یه خبر از تلویزیون,سرد شدم نمیتونم حتی به روابط عاطفی دل خوش کنم چون ذهنم نمیپذیره .من بسیار مورد تایید اقوام و دوستانم هستم و روی من حساب میکنن موقع صخبت کردن با اشتیاق به من گوش میدن ولی با اشتیاق به همسرم گوش نمیدن









علاقه مندی ها (Bookmarks)