به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 50

Threaded View

  1. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 اسفند 94 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1394-3-18
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    1,866
    سطح
    25
    Points: 1,866, Level: 25
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    48

    تشکرشده 197 در 64 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وقتی این سایت رو باز کردم منم شوکه شدم ها!

    1- شکست تو هر چیزی بده، بخصوص برای کسی که به شکست عادت نداره و تو بقیه مراحل زندگیش موفق بوده، حالا اگه چند تا شکست با هم اتفاق بیفتن، دیگه واقعا فرد باید خیلی قوی باشه تا بتونه این اوضاع را تحت کنترل در بیاره... شما هم توی خیلی از مراحل زندگی موفق بودید، و کلا خیلی از خصوصیات شخصیتی که من ازتون دیدم همونطور که قبلا هم گفتم قابل احترام و قشنگ بود، پس اگر میام اینجا تو تاپیک شما پست میذارم، برای اینه که هم فکر میکنم جای کار داره و هم قابل احترام بودن شخص شما (اینجا به کسی برای پست گذاشتن پول نمیدن! من هم نه بیکارم، نه کارم اینه! ممنوعیت سه پست هم دارم، و چون از پست کلی و دو سه خطی که بیشتر طرف رو تو دو راهی میندازه خوشم نمیاد، متاسفانه پست هام طولانی میشه. اما اگه پیشنهادی میدم کامل راجع به تمام مواردی که به ذهنم میرسیده فکر کرده ام، و اگه برداشتی می کنم، تمام مصادیقی که باعث شده اون برداشت به ذهنم برسه میارم که شما بتونید توضیح بدید، چون شاید من بد برداشت کرده باشم، پس اگر به خوبی ها اشاره نمی کنم، دلیل بر خوب نبودن شما نیست، دلیلش اینه که اولا اون خوبی ها باعث بوجود اومدن مشکل نشده، دوما همینطوری هم پست هام خیلی طولانیه! کسی منکر رفتار زشت خانم شما نیست، مطمئنا من به عنوان یه خانم هیچوقت از چنین رفتاری دفاع نمی کنم، اما به قول معروف چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است! و اگه بخوایم به این مسئله بپردازیم کلا شده همدردی! که فکر کنم این بیستمین باریه که دارم میگم همدردی برای وضعیت الان شما وقت تلف کردنه...

    2- توی پست آخر تاپیک قبلی گفته بودید به خاطر دوستان رفتید دوباره با خانمتون حرف زدید اما اون درست رفتار نکرده، اول بگم هیییچ کسی به شما توصیه نکرد بدو همین الان با خانمت حرف بزن (اگه توصیه کرده نشون بدید من ببینم کدوم پست بوده)، شما اصلا در این زمینه مشورت نگرفتی، فقط از سر احساس و هیجان خودت که نتونستی کنترل کنی پیش رفتی، بعد هم تو پاراگراف دوم پست آخرم توی تاپیک قبلی اشتباهات زیادی که توی اون گفتگو مرتکب شده بودید رو بر شمردم (که اگه خدای نکرده من جای خانم شما بودم، فقط یکی از اون اشتباهات برای من کافی بود که دیگه هرگز به برگشت فکر نکنم) اما شما کلا اون پاراگراف رو نادیده گرفتید... اینکه شما فکر کنید اون برای پول میخواد بره سخته دیگه، حالا اگه اون فکر کنه شما میخواین به خاطر پول نگهش دارید خیلیییی سخت تره...

    3- یه مسئله دیگه اینه که من اولین کسی بودم که مسائل حقوقی و مالی رو به قول خودتون خیلی مشروح نوشتم، اما بعد از مطرح کردن مسئله مهریه ایران، اولین کسی بودم که گفتم خب این مسئله رو بذارید کنار... حالا چرا این چرخش 180 درجه بوجود اومد؟
    ببینید آقای کاوه، من شرکت دارم (جدا از کارهای پدرم) و قرارداد مالی و حقوقی زیاد میبندم، در این که یه سری از افراد از اول کلاهبردار هستن هیچ شکی نیست! در این که اگه من از اول درست همه جوانب را نسنجم بعدا ممکنه یه جایی بیخ گردنم رو میگیره هم هیچ شکی نیست. ما با مهر و عاطفه و اعتماد متقابل رو به رو نیستیم، هرچی هست روی کاغذه، اصلا در رابطه با مادیات همیشه میگن حساب حسابه، کاکا برادر... اما گاهی با وجود همه تلاش هایی که ما می کنیم باز هم نتیجه خوب در نمیاد، پس اینجا اگه من بخوام الکی وقت بذارم رو این کار، فقط باعث میشه از بقیه قراردادهایی که میتونستم ببندم باز بمونم... از طرف دیگه ضرر خوب نیست، اما باید ضرر کوچک رو در مقابل سود بزرگ کنار گذاشت... هزینه رو باید پرداخت برای هر چیزی، اما این مهمه که من چقدر هزینه کنم و در مقابل چی بدست بیارم... اگه چهارتا قرارداد رو با ضرر بذارم کنار و برم سراغ پنجمی، باید تخته کنم برم! یعنی روزگار به این سمت سوقم میده... مسئله اینجاست که قراردادی که من میبندم با قراردادهای بقیه شبیهه، حالا چرا من ضرر کردم بقیه نکردن؟ اینجا زندگی نیست که طرفم فقط جلوی من بوده باشه و همه رو به اون نسبت بدم، اینجا کسی که با من قرارداد میبنده با ده نفر دیگه هم بسته... چرا من شکست خوردم؟ چرا بقیه خوب پیش رفتن؟ اگه اینو ریشه یابی نکنم، یعنی یه نقطه ضعفم رو ندیده گرفته ام، تو بازار خیلی راحت پخش میشه، خیلی راحت از همین نقطه ضعف من بقیه هم استفاده می کنن و کنارم میزنن... پس نمیتونم به شانس نسبت بدم، نمیتونم همه تقصیر رو بندازم گردن طرف مقابلم و بگم اون دزد بود، بله بوده، اما اشکال من کجا بوده؟ اشکال من پیش پرداختی که در نظر گرفتم مسلما نبوده! چون این پیش پرداخت رو بقیه هم دارن در نظر می گیرن، پیش پرداخت تو زندگی میشه مهریه یا برای شما قوانین کشور میزبان... اگه من میخواستم از اول هیچ پیش پرداختی نذارم که اصلا طرف نمیاد باهام قرارداد ببنده! بالاخره اون هم داره یه حسابی برای خودش می کنه، اما اینکه من بند بند قرارداد رو چطوری بنویسم خیلی مهمه... بند بند قرارداد تو زندگی میشه رفتار من در کنار و در مقابل رفتار طرف مقابلم...

    4- یکی از سوالاتی که توی ذهن شماست: میگن من متناقضم، اما حرفای خودشون بیشتر متناقضه، بین این حرفا کدوم رو انتخاب کنم؟
    پاسخ:
    شنیدید که میگن یه حرفه ای وقتی میخره که همه دارن میفروشن و وقتی میفروشه که همه دارن میخرن؟ در عین حال شنیدید که میگن خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش؟ جفتش هم درسته! حالا کدوم مال چه وقتیه؟

    شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟ استاد گفت : دو مرد- پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید، کدام یک این کار را انجام دهند؟ شاگردان: خوب مسلما کثیفه ! استاد: نه، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند. پس چه کسی حمام می کند؟ شاگردان: تمیزه ! استاد: نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد. وباز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند؟ شاگردان: کثیفه ! استاد: اما نه، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟ شاگردان با سر درگمی جواب دادند : هر دو ! استاد: نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد! شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است. استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید، این یعنی: منطق!

    اینجا هم صحبت ها متفاوته: یکی میگه صبر کن، یکی میگه برو، یکی میگه چندش!! یکی میگه مرد باش، یکی میگه زنت تو رو دوست داره، شاید در ظاهر شما رو سردرگم کنه، اما مطمئنا اگه خودتون روش وقت بذارید متوجه میشید که همه اش درسته! هر موقع فهمیدید همه اش درسته و دقیقا تونستید پیدا کنید کدوم مربوط به کجای کار شماست، اون موقع شما با 99.99 درصد زن ها زندگی موفقی خواهید داشت، مابقی هم درصد خطاست!

    چون هر کسی یه گوشه قضیه رو نگاه می کنه، اتفاقا چون همه آدم های معمولی هستیم و نمیتونیم تمام جوانب را با هم بسنجیم... اینکه لازمه از دیگران مشورت بگیریم هم دقیقا برای همینه... تصمیم نهایی را شما برای زندگیتون میگیرید، بقیه فقط نظرشونو میگن، اما اگه بتونید خیلی از این مواردی که بچه ها اشاره می کنن رو کنار هم داشته باشید، اگرچه آدم عادی ای هستید اما زندگیتون پرفکت میشه... دقت کنید خودتون نه! زندگیتون...

    --
    5-
    همه مسائل به کنار
    شناخت من از شما از همین چند تا پستیه که اینجا گذاشتید، از آقای بهزاد رو هم از همون چند تا پستش، تمام پست های تاپیک هاشون رو هم نخوندم، شاید کلا ده تا پست، اما یه مسئله ای رو پیش بینی کردم و ازش عاجزانه خواستم این کار رو نکنه، این بخشی بود که براش تو تاپیک شما نوشتم:

    .
    .. میدونی چرا وقتی آقای کاوه سوال کرد چطوری اذیتش کنم نوشتم راحت ترین حالتش اینه...؟ چون میدونستم اگه من هم ننویسم یا شیطون به ذهن خودش میندازه، یا آدم های دیگه... من یه زنم میتونم هزار تا راه بدتر هم بگم تا قلب و وجود خانم ایشون آتش بگیره، اما یه جمله رو بولد کردم: این کارها از مردونگی به دوره. آقا بهزاد گذشته دیگه گذشته، جفتتون در حق هم بد کردین، اما الان دیگه تغییرش بده... آقا بهزاد قبول داری اشتباه کردی، اما اشتباهی که پذیرفتی رو اشتباهی پذیرفتی... اشتباه شما 1000 سکه مهر کردن یا زدن خونه به نام برادر زن نبود... اشتباه شما جای دیگه بود... الان هم راهش اینه که هر کاری که در حق هم کردین بذارین کنار، سخته، اما غیر ممکن نیست... درخت کینه رو که روز به روز داره تنومندتر میشه از دلت ریشه کن کن آقا بهزاد، عوضش بذر محبت بکار... باور کن ضرر نمی کنی... باور کن داری با خدا معامله می کنی ... باور کن اگه یه قدم برداری خدا هفتصد قدم برات بر میداره... خودش وعده داده... اما در صورتی که تلاشت درست باشه...

    در نهایت آقا بهزاد اگه اومدی انتهای این تاپیک و انتهای این زندگی رو جوری رقم بزنی که برای خودت رقم زدی، من عاجزانه خواهش میکنم ازت که این کار رو نکن... نذار دو نفر که میتوننکنار هم، یا جدا از هم خوشبخت باشن با نفرت و کینه و ترس یا به قول آقای راشومون دل چرکین زیر یه سقف بمونن... زندگی خیلی کوتاهتر از این حرفاست که اینطوری به کام هم تلخش کنیم...

    ... به اندازه خدا عمل کن: اگه خانم رو نگه داشتی شایسته نگه دار، اگه نمیخوای شایسته جدا شو، مطمئن باش خدا از جایی که حساب نمی کنی بهت روزی میده، بهش اعتماد کن... (آیه 2 و 3 سوره طلاق)

    6- یادتونه توی همون پست مسئله شما رو که آقای بهزاد خیلی میخواست بگه با مسئله خودش شبیهه مقایسه کردم و گفتم اوضاع شما خیلی بدتره؟ (همونجا هم اشاره کردم که البته شما هنوز مهریه ایران رو نگفتید چقدره، شما هم بعدش پاسخ دادید چون مطالعه کرده بودید اون پست رو) حالا با همین مسئله من میگم اوضاع شما الان خیلی بهتر از اوضاع آقای بهزاده... آقای بهزاد خونه رو کامل از دست داده بود (تقصیر هم کاملا از خودش بود، اشتباهی کرد که 1400 سال پیش توی کتابی که خیلی از قوانین کشور ما و بسیاری از کشورهای جهان بر اساس اون نوشته شده، کاملا راه حلش ارائه شده بود)، مسئله بعدی مهریه 1000 سکه ایش بود، که اگه بگیم سالی 100 میلیون درآمد داشته باشه، درآمد ده سالش رو باید بذاره برای این ضرر، اما شما: مهریه ایران که هیچی، قانون اینجا هم که 30 درصد رو به نام خانمت کردی برای گذشته، 20 درصد هم درآمد یکسالته، یعنی همین امسال که تموم بشه، کلا کار شما با خانمت تموم شده... حالا خودت ببین درسته برای یکسال ضرر بیفتی دنبال بازی موش و گربه و شما اذیت کنی و اون اذیت کنه؟ باور کن این زندگی شرافتمندانه نیست... انتخاب اینکه شما با خانمتون باشید یا نباشید با خودتونه، اما بدونید اگه دنبال تلافی و کینه و انتقام بیفتید فقط لذت هایی که میتونید بعدا داشته باشید رو دارید از خودتون می گیرید... حتی اگه به همسرمون به چشم دشمن هم نگاه کنیم، آقای بهزاد زیاد از دولت های ظالم حرف زده ولی انگار خبر نداره که اولین بار آمریکایی ها 70 سال پیش تام و جری رو ساختن و ایشون این برنامه رو کرده الگوی زندگی خودش... ولی شما که اهل شعر هستید، حتما میدونید که حافظ 700 سال پیش گفته آسایش دو گیتی مدیون این دو حرف است، با دوستان مروت، با دشمنان مدارا.


    7- آقای کاوه، شما الان خواهی نخواهی یک سال فرصت داری، الان یه سفری برید، سعی کنید تمام ناراحتی ها رو فراموش کنید، بعد که از نظر روحی آرام تر شدید، یک بار دیگه تمام پست هایی که بچه ها براتون گذاشتن رو بخونید...

  2. 3 کاربر از پست مفید راه حل تشکرکرده اند .

    Kaveh_r (سه شنبه 13 مرداد 94), گیسو کمند (سه شنبه 13 مرداد 94), رنگین (سه شنبه 13 مرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چطور باید جلوی خانواده همسرم بایستم؟
    توسط fatima999 در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 دی 94, 15:20
  2. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 09 آبان 93, 00:59
  3. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 00:59
  4. برای تموم کسایی که پیشمون نیستن
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 اسفند 90, 00:34
  5. ایستگاه کنجکاوی ( در مورد نفر قبلیت کنجکاوی کن)
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 شهریور 89, 10:23

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.