درود بهزاد عزیز ممنون که پیگیر هستید
من پست شما در تاپیک قبلیم را هم خواندم و به نکته درستی اشاره کردید. متاسفانه همه داشتند روی بهانه گیری های خانمم در مورد خانواده ام بحث و تحلیل میکردند در حالیکه اصلا از اساس همچین چیزی ساخته و پرورده ذهن خانم من بود. اصلا و ابدا همچین مساله ای وجود نداشت.
خانم من دنبال بهانه بود و شروع کرد به بد رفتاری. حدود 2سال به رفتار توهین آمیز ادامه داد تا بالاخره خانواده من به ستوه آمدند. تازه بعدش هم خانوادم هیچ کاری نکردند و فقط قطع ارتباط کردند. حتی کوچکترین بدی در موردش نگفتند
مشکلات خانم من با خانواده من اینقدر کم بود که الان کل موارد و جملاتی که میگه باعث ناراحتیش شده به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسه. پس دلیل رفتارهای ایشون این نبود بلکه ایشون این داستان را شروع کردند که باج بگیرند. شما و بعضی از دوستان متوجه این موضوع هستند برخی هم همچنان میخواهند مشکلی را حل کنند که اصلا وجود نداره.
جالبه که وقتی یکنفر شروع به بهانه گیری میکنه و میخواد زندگیش را بهم بزنه، همه میخوان طرف مقابلش را که میخواد زندگی کنه اصلاح کنن!!!
من در اوایل پست قبلی هم گفتم که باور کنید من دارم سر قبری گریه میکنم که مرده توش نیست.
اوایل من هم فکر میکردم خانم حساس شدند پس سعی کردم کوتاه بیام و ارتباطم را کم کنم و ازشون خواستم که بیان و همکاری کنیم تا این حس بد از بین بره.
ایشون اگر واقعا این مشکلشون بود حتما دلشون میخواست حلش کنیم ولی هرچه من بیشتر دست پایین گرفتم ایشون گستاخ تر شدند و باج بیشتری خواستند.
دوستان و عزیزان مشاور یک اصلی یادمون نره. اینکه مشکلی را میشه حل کرد که وجود داشته باشه.
خیلی مردها از هزاران عیب و ایراد الکی روی زنشون میذارن که الواتی هاشون رو توجیح کنند. مثلا میگن خانمم به کار خونه بی توجه هست من تو خونه خوشحال نیستم یا زنم بد هیکل هست. حالا شما بیا به این خانم بگو به زندگیت بیشتر برس، برو باشگاه به خودت برس و ... آیا مشکل حل میشه؟
بهرحال دیگه اون مساله از نظر من بسته شده و فقط میخوام از شر دوسال حقارتی که هی من کوتاه اومدم و هی بیشتر باج دادم خلاص بشم. درست یا غلط الان به این نتیجه رسیدم که بهترین راه همین هست. نگران از دست دادن چیزی هم نیستم
آقای بهزاد تزلزل من بهمان دلایلی هست که همه در این مرحله دچارش میشوند. هیچکس با 100% اطمینان طلاق نمیگیره چون هنوز گرفتار عواطف و احساسات و عادت هاست. فقط بعد از جدا شدنه که میفهمه در چه منجلابی بوده. من که همین الانشم حس میکنم.
علاوه بر این چون مطمن هستم هدف خانم از ایجاد همه این مسایل امتیاز گرفتن بوده و متوجه بوده که هر دفعه من کوتاه اومدم و ایشون به هدفش رسیده پس با همین اطمینان داره پیش میره. اگر روزی مطمن بشه که من دیگه محکم و قاطع سر جام واسادم و نمیخوام ادامه بدم با ترفندهای جدید وارد میشه. میگید نه؟ صبر داشته باشید تا ببینید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)