سوگند پست آخرتو که خوندم چقدر خندیدم! آخه هنوز سر کار نرفته؟!!!!
اما به هر حال چون تو این مدت کوتاهی که با این سایت آشنا شدم این فکر می کنم چهارمین تاپیک در مورد درآمد زن باشه (که من برای دوتاش مطلب نوشتم اما کاملا متفاوت با توجه به خصوصیات استارتر)، باز هم گفتم یه کم بنویسم شاید بد نباشه! (هرچند ممکنه نظرم جالب هم نباشه!)
اول اینکه زیاد از دکتر حبشی تو این سایت شنیدم، هنوز فرصت نکردم گوش بدم سخنرانی هاشونو، اما اگر این جمله به همین صورت باشه که اینجا مطرح شد، به نظرم واقعا جای تامل داره این همه تبلیغی که برای ایشون تو این سایت میشه! این مدلی که ایشون مطرح کردن، تمام پول رو بده بعدا خرد خرد بگیر دقیقا کاریه که استعمار گران می کنن (میدونم باز به تفکرات فمینیستی محکوم میشم)! زندگی مشترک که تحت سلطه رفتن نیست! یعنی آقا اون موقعی که داره کل درآمد خانم رو می گیره به اقتدارش هیییییچ لطمه ای وارد نمیشه؟؟ بعدا که میخواد خرد خرد پول خودشو بهش پس بده مقتدر میشه؟؟ من به عنوان یه خانم اگه قراره مردم اقتدار داشته باشه، میخوام خودش داشته باشه نه اینکه من لقمه لقمه کنم اقتدار رو بذارم دهنش... حالا اومدیم و این اقتدار مالی رو نداشت، خب بپذیره نداره! جور دیگه جبران کنه! دیگه این اقتدار کاذب چیه که ما براش درست کنیم؟! یا اقتدار کاذب تری که بعدا خودش برای خودش درست کنه که مثلا بگه اصلا بشین تو خونه نمیخوام کار کنی! (دفعه قبل ما داشتیم اونو گول میزدیم، اینجا اون داره خودشو گول میزنه به نظرم!) (حالا اگه بعضیا دوست دارن گول بخورن خب بخورن! خانم ها هم اگه میتونن کنار بیان، خب چقدر خوب، اینا مطمئنا زندگی خیلی راحتی دارن و با همه چیز میتونن خوب کنار بیان)
موضوع کلی بحث: به موارد زیادی بستگی داره ... سطح درآمد طرفین، سطح خرج کردن طرفین، سطح جنبه و ظرفیت طرفین، اینکه الان تو زندگی چقدر نیاز هست ...
در مورد شما (بر فرض که سر کار باشید) نشون میده که هم نیاز به خرج شما هست، هم شوهرتون با خرج کردن مشکلی نداره (همون بحث اقتدار که خیلی مد شده) این که همسرتون با خرج کردن شما مشکلی نداره، روش حساب هم میکنه، نشون میده که پتانسیل بد عادت شدن رو داره، البته هنوز بد عادت نشده! (اگه شده بود کلا میرفت از اول یه زن شاغل می گرفت)، شما اگه خیلیییی رو این موضوع حساسی، اگه فکر می کنی حتما باید به همسرت تکیه کنی و اون برات خرج کنه، خب اصلا نرو سر کار!
اما مسئله اینجاست که گاهی اوقات واقعا درآمد کفاف خواسته ها رو نمیده. یعنی اگه همسر شما تمام تلاشش رو بکنه، شما هم سر کار نری، اما در نهایت پولی برای خرید طلا برای شما نمونه چیکار می کنی؟ اصلا وجود طلا چه ارزشی داره؟ هدف نفس هدیه است، اینکه بدونیم همسر قدرشناسه (هرچند حتی نمیشه هدیه دادن رو هم دلیل بر قدرشناسی و دوست داشتن دونست) اما به هر حال به نظرم یه شاخه گل هم میتونه تمام اون اهدافی که پشت یه سرویس طلا قایم شده رو منتقل کنه... خاطرات خیلی مهم اند ... یه روز رو برای هم گذاشتن شاید از اینکه چند ماه از همه چی زده بشه و پولی جمع بشه برای خرید طلا (که بعد هم یه جای دیگه فروخته بشه) خیلی خاطره انگیز تر و به یاد موندنی تر باشه...
بر می گردم به سوال قبلی اگه همسر شما تمام تلاشش رو بکنه، شما هم سر کار نری، اما در نهایت پولی برای خرید طلا برای شما نمونه چیکار می کنی؟ به زور که نمیشه طلا جور کرد! شما نیاز هست یه بخشی از درآمدتو تو خونه خرج کنی، یعنی درآمد همسرت به خرید طلا فعلا نمیرسه، خب حالا شما بیا از پول خودت طلا بخر، هم نیازت به طلا بر طرف میشه، هم ارزش پولت حفظ میشه، شما مثلا خونه از خودتون ندارید، حالا بیا بخشی از درآمد ماهانه رو پس انداز کن، برای افزایش رهن خونه برای سال آینده (هم به درآمد خونه کمک کردی، هم اصل پولت حفظ شده)، اگه میتونی کلا بذار برای رهن کامل (دیگه نیازی نیست شوهرت اجاره بده، پول اجاره بر می گرده تو چرخه خرید طلا و ...!)
یه موردی یکی از خانم ها گفتن که اول خونه خریدن به نام شوهر بعدا مغازه برای خودشون... ایشون همینطور که قبلش گفتن جنس دعواهاشون فرق می کرد، اما به هر حال این کار ریسکه! اومدیم و بعد از خرید خونه اوضاع به هم ریخت، بین زن و مرد شکر آب شد... حالا تا شما بیاین ثابت کنید که نصف هزینه این خونه رو شما پرداخت کردید، چند سال از عمرتون تو دادگاه ها تباه شده... یا مثلا یه مورد ما بین آشنایان داشتیم که خونه به نام آقا بود و ایشون رفتن برای یکی از دوستانشون ضمانت کردن و خونه از دست رفت... خانم تمام وقت حسرت می خورد که اگه یه بخشی از این خونه به نام من بود حداقل از قبل خبر داشتم و شاید میتونستم نظرشو عوض کنم که اصلا ضامن نشه... نمیخوام مثال های بد بزنم، اما به هر حال این شرایط وجود دارن... دختر دایی یکی از دوستای من سرطان داشت فوت کرد، به چلهم نرسیده بود شوهرش یه زن دیگه گرفت، این خانم شاغل بود، اما هیچ پولی حتی واسه کفن و دفن هم ندادن به این بهانه که هزینه درمان شده و شوهرش تو این مدت زیاد سختی کشیده در صورتی که کلا دو سال بود ازدواج کرده بودن و با اصرار شوهر، تازه کلا شرایط شدید بیماری این بنده خدا پنج شش ماه طول کشید، قبلش چیزی نشون نداده بود... یا شوهر یکی از دوستای خودم بر اثر تصادف فوت کرد، خونه ای که نصف پولشو این داده بود به اسم شوهر بود، بچه هم نداشتن، در نهایت یک هشتم خونه بهش ارث رسید، در صورتی که یک دوم را خودش پرداخت کرده بود...
نمیگم زندگی میدون جنگ بشه، نمیگم بحث مالی تو زندگی پیش بیاد، (اصلا نظر شخصی من اینه که این وضعیت کار نکردن خانم ها و تو خونه نشستنشون به بهانه رسیدن به شوهر و زندگی فقط از تنبلیه! اون آقایونی هم که میخوان خانمشون تو خونه باشه دنبال همون اقتدار کاذبن... هیچ جای دنیا اینطور نیست که این بخش بزرگ جمعیت یک کشور تمام وقتشونو برای خونه بذارن! اسمش رسیدگی به بچه و شوهره در صورتی که بیشتر ساعات روز اصلا این بچه و شوهر توی خونه نیستن! این طوری میشه که مصرف گرایی تو کشور ما و کلا خاور میانه به اوج رسیده... فعلا تا وقتی نفت داریم مشکلی نداریم، فرصت برای تنبلی و حفظ اقتدار کاذب و تکیه کردن به مرد داریم، اما وقتی این نفت تموم شد میفهمیم چقددررررر از دنیا عقبیم) نمیگم تو زندگی از مال من مال تو، پول من پول تو حرف بزنید، اما از همون اول اگه چیزی می خرید به نام هر دو طرف بزنید، یادتون باشه خیلی از خانم های خانه دار هم الان صاحب اموال شوهر هستن، حالا شما که دیگه بخشی از پولشو خودتون دادید، پس خجالت کشیدن و کوتاه اومدن و این حرفا رو بذارید کنار، اما با رفتار درست، حق و حقوق خودتون رو حفظ کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)