البته مطلبي كه دارم
اين است كه شايد من فكرم اين بوده كه گره اي كه با دست باز مي‌شود با دندان نبايد باز كرد من اول سراغ دندان مي‌رفتم
بگويم كه چند وقت است كه رفتارم بسيار تغيير كرده است كه حتي مي‌توان از برخي از حرفهاي او ناراحت نشوم
و او را براي خودش دوست داشته باشم نه از خانواده‌اش نه از خانواده‌ام فقط به خاطر خودش كاش مي‌شد كه او برخي از رفتارها مانند دوست بازيش راكنار بگذارد و زندگي او از انحصار خانواده‌اش رهايي يابد و به زندگي خودش بيانديشد