سلام.سارا جون خدا بهت کمک کنه برات دعا میکنم.دختر بیخیال عزیزم من پدر شوهر ندارم وشوهرم خودش تنهاست وکسی حمایتش نمیکنه.ما تالار رو رزرو کردیم البته اونو هم شوهرم به خاطر خودش که همیشه دلش میخواست تو اون تالار عروسی کنه دیروز بحثمون شد من فقط بهش گفتم با مامانت میرم بیرون ولی روم نمیشه معطلش کنم وچندتا لباس عوض کنم وشوهرم عصبانی شد از اون گذشته شوهرم منت تالار رو هم سرم گذاشت روز قبلش برادرم گفت قهوه وچایی رو هزینش رو خودش میده شوهرم اولش حرفی نزد ولی بعد سر این موضوع هم با من دعوا کرد که من کمکی از خانوادت نخواستم ونمیخوام در صورتی که خانوادم تو این سه سال یک بار هم نگفتن عروسی رو چه جور برگزار کنه یا حتی وقتی این تالار رو رزرو کرد خانوادم بهش گفتن که بهتره خودش رو زیاد توی خرج نندازه.در ضمن مادر شوهرم فقط برای هزینه های خودشون میخواد زیاد خرج کنه وگرنه انتظار داره من ارزونترین وسیله ها رو انتخاب کنم .و از خیلی چیزا بگذرم.شوهرم خیلی داره به خانوادم مخصوصا یکی از برادرام که قبلا براش کار میکرد بی احترامی میکنه‌.الان تازه یادش افتاده که برادرم کم بهش حقوق میداده وهمش پشت سرش حرف میزنه‌.خستم از این اوضاع‌.