سلام بر ، قاصدک ها
دلواپسی هاشو ، بگیر ازش
غمهاشو ، ای خدا ، حاشا کن
قدری بخندونش و روشنی ها شو
تو چشم مهربانش ، نمایان کن
خدایا ،
ای دوست من ،
کاری کن
تا ساعتی پیش تو بشینم
جز سایه سار مهربون تو
چیزی نه می خوامو نه می بینم
یک عمر دنبال چه می گشتم
در جاده های بی سرانجامی
یک عمر گشتم تا که فهمیدم
تو سایه بون خستگیهامی
تو سایه بون خستگیهامی
************************************
یه شعر هست درباره ی مادر شوهر :
بُلبُل : مادر شوهر
شاخ گل : بانوی مهر
گلستان : خانواده محترم
خوشا وقتِ سحر ، آواز بُلبُل
خوشا بر شاخ گل ، پرواز بلبل
گلستان محول عِش است آنجا
همه برگِ گل است تو ، سازِ بلبل
نوای چنگ و بانگِ عاشقان است
به هر شام و سحر ، دم سازِ بلبل
جهان در بزن نوروزی نشسته است
موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)