سلام دوستان طاعاتتون قبول
مطمینم همسرم منو شناخته
صد در صد اصلا پیام نداد.
از همه ممنونم
بعد از چند وقت امروز باهاش حرف زدم
گفت تو همش دنبال اینی که ببینی من چی میخوام برو خودت باش به خودت برس به خونه برس به بچه ها برس
البته به زور حرف زدا
همش چشماش بسته بود به زور من ازش خواستم باهام حرف بزنه
خواستم یه جلسه بیاد مشاوره گفت نمیام گفتم مشاورم گفته شما افسردگی گرفتی همسرت بیاد شاید نکاتی از شما بگه که خودت نگفتی وگرنه باید بری پیش روانپزشک و دارو استفاده کنی
گفت دارو مصرف کن
در بی سیاستی من و زرنگی همسرم اصلا شک نکنید
در مورد جوراب باید بهتون بگم همیشه اینطور نیس
یه بار مشاورم قضیه یکی از مراجعین رو گفت و من اصلا از ذهنم نمیره
گفت که از شوهر خانمی که برا مشاوره پیشش میرفته وخواسته بیاد آقا گفته چطور توقع دارین من تو خونه ای میرم که تا میرسم جوراب رو از پام در میارن شربت میارن بهترین جای خونه می نشونند و این خونه زن صیغه آیش بوده و همسرش نمیدونست
گفت چطور توقع دارین من اینجا رو به خونه خودم ترجیح ندم
و این تو گوشه ذهنم مونده و اصلا از ذهنم پاک نمیشه
در کل مشاورم میگه که باید یه ذره برا همسرت مادری کنی نمیدونم درسته یا نه
ولی شوهرم راست میگه با همه فرق داره و من خیلی بی سیاستم
کاش کتابی فیلمی در مورد سیاستهایی زندگی درست بود و مثالهایی واقعی داشت تا من میفهمیدم. با اینگونه باشید اینگونه نباشید من نتونستم همسرمو جذب کنم
ولی کاش اشتباه کنم خیلی دوست دارم دوباره بهم پیام بده خیلی خوب بود
گیسوی عزیر من تاپیکی رو که گفتین پیگیر بودم









علاقه مندی ها (Bookmarks)