من امشب بدتر از هر موقعی هستم من نفسم بالا نمیاد انقدر گریه کردم
من پاره تنمو می خوام تقصیر من بود اگر استرسی نمی بودم بچه م می موند
امشب مادرشوهرم تو جمع بدترین تحقیرها رو کرد هی جاریمو می زد تو سرم که بارداره !!!
با افتخار ازش می گفت خیلی رفتارش باهام بد بود...
تو ماشیم یه ریز گریه می کردم فشارم اومد پایین همسرم بستنی خرید له زرور بخورم
من هم دعام در حق دیگران مستجاب می شه و هم نفرینم زودی می گیره...خدا یه جور خاصی دوستم داره
من واگذارش می کنم به خدا
من نمی تونم دووم بیارم من بچه می خوام
چهار تا بچه م رو از دست دادم چراااا چرااااا
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)