خیالبافی دردسر بزرگیه اما تو مشکل عاطفی یا مالی حادی نداشتی .وضعیتت بدک نیست. فک کنم باید بچه گیات زیادی تنها بودی یا زیادی مثلا فیلم نگاه میکردی . از این فیلمای والت
دیزنی :). بنابراین باید از یه سری تکنیک ها استفاده کنی که مثلا همون بستن کش دور دست که تو اینترنت هم کامل میتونی پیدا کنی. البته باید حتما روانشناس بری چون گفتم باهوشی
باید دلیل کاراتو بفهمی که بتونی راحت شی. من فکر کردم خودت رمان نویسی این قده قشنگ پست گذاشته بودی!!! دوست داشتی بنویس. میتونی بری کلاس نویسندگی . اونجا همه
مثل خودتن. حتی آقایون. خجالت نداره. اتفاقا چون هر روز به خاطر استعدادت پیشرفت میکنی بهترین جاییه که برا خلاص شدن از مشکلاتت پیدا میشه.
اینکه به رمان علاقه داری خوبه :) اما اینکه میخوای زبان روسی یاد بگیری یکم همچین هدف درستی نیست. آخه وقتی نری سراغ نیاز اساسی یا آرزوهای بی سرانجام داشته باشی خیال
بافیت بدتر میشه. زبان روسی باعث میشه چه اتفاق مثبتی تو زندگیت بیوفته؟ همین جوری اگه یه حرفی بزنی شرایطت بدتر میشه. خواسته هات رو با روش رسیدن بهش باید دقیق
مشخص کنی.
محتوی فکرات اینه که در کل فکر میکنی باید همه رو راضی نگه داری و همه دوستت داشته باشن. این که چی باعث شده خیلی مهمه. احتمالا رفتارای مامانت بوده چون بابا باعث میشه آدم
کمال گرا بشه :) امان از دست این مامانای .... :) البته رگه های کمال گرایی داری. در مورد افراد مهر طلب و کمال گرا مطالعه کن. ببین چه ویژگی های مشترکی داری باهاشون.
لازم نیست همه آدمو دوست داشته باشن.
کمبودای ظاهریت بر خلاف اونچه که میگی نه زشتی نه خاص برات مهم تره. بنابراین به خودت برس. علتش کمالگرایی و مقایسه خودت با دیگرانه. لازم نیست آدم خاص باشه هنر اینه که
معمولی باشه. اگه تونستی قبول کنی که معوملی باشی زندگی رو بردی.
بازم میگم مشکل خیالبافیت حاد نیست. درسته مکانیزم دفاعیه که باید مثلا 10 سال پیش خاموش میشد ولی الانم راحت میتونی با رسیدن به خودت و برنامه ریزی واسه هدفات حلش کنی.
در مورد مکانیزم دفاعی مطالعه کن.
از نظر بلوغ هم دختر رشد کرده ای هستی. خیلی خوبه. والا ما همسن تو بودیم نمیدونستیم عروس داماده یا داماد عروسه :)
به نظرم حالا که مثل من کار از کار نگذشته و میتونی خودتو جمع کنی برو یه تست شخصیت و استعداد بده . تو که خانواده ی پایه ای هم داری خودتو عذاب نده. باور کن کار آدم و رشته ی
آدم اگه علاقه توش نباشه از ذوب شدن بر اثر افتادن تو آتشفشان دردناک تره. ذره ذره ذوب میشی و دونه دونه خیالاتت از شادی و ازدواج میره سمت بدبختی افسردگی و بیماری و .....
آدما موجودات عجیبیی ان. مخصوصا که حساسی.
همین حرفایی که این جا اینقدر قشنگ گفتی به روانشناسم بگو. ببین کارش اینه و درسشو خونده. حرفات کاملا عادیه. خیلی جاهاش مخصوصا رویا هات تکراریه. تک تکشون قبلا بررسی
شدن اصلا خجالت نداره. به هر حال آدمی و آدما تکرار هم دیگه ان. اگه یکی تونست یه کاری رو انجام بده اون یکی هم میتونه. مکانیزم دفاعی خیال پردازی اصلا ریشه های خیلی عمیقی
داره که روانشناس کمکت میکنه پیداش کنی اگه پیش روانشناس تحلیلی بری.
برات رویاهای شیرین و داستانای با انتهای قشنگ آرزو میکنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)