سلام قبل از دعا کردن میخوام چیزی بگم تواین ماه مبارک اتفاقاتی افتاد که من عدالت خدارو توزندگیم حس کردم خدایا منوببخش من خیلی غر زدم .من نفهم بودم یک پسری میره خواستگاری یکی ازدوستام که حتی گل و شیرنی و حلقهاهم دختره میخره ده میلیون واس پسره خرج میکنه صیغه موقت میشن و کل فامیلای دخترهمچیومیفهمن که نامزد کرده نه ماه بادوستم ارتباط داشت همجوره هم پولشو خورد هم ازش استفاده جنسی کرده بعد دوستمو ول میکنه میگه ازتو خوشم نمیاد ازت خسته شدم تازه دوستم خونش سعادت ابادتوبرجه .این همون اینده سیاهی بودکه من باسامان میخواستم ولی فکرنمیکردم که این اتفاق بیفته خدا نشونم داد باتمام وجودم عشق خدارو به خودم حس کردم هی میرفتم سمت سامان خدا نمیذاش هی گیرمیدادم نذاشت امامن نمیفهمیدم من کورو کر بودم
حتی خدا یکار کرد سامان برگشت بااینکه ان هست تو وایبر ولی من بهش اس نمیدم بیخیالش شدم خدایی چشمم ترسیده میتونس بامنم اینکارو کنه امانکرد
بر نفر بعدی دعامیکنم خدا توبدترین مشکلات کمکش کنه







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)