به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 اردیبهشت 95 [ 12:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    محل سکونت
    آلمان
    نوشته ها
    247
    امتیاز
    11,685
    سطح
    71
    Points: 11,685, Level: 71
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 365
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    3,178

    تشکرشده 1,387 در 220 پست

    Rep Power
    77
    Array
    پستتون پر خشم و نا آرومیه...

    میخوام درک کنید که خانوم سابقتون چرا این کارها رو کرده، تو پست اولم هم گفتم، اول پذیرش اشتباه های شما مهمه...شما هنوز بعضی وقتها یادتون میره که چرا زندگیتون به اینجا کشید،نمیگم خانومتون بی تقصیر. بودن نه ایشون هم نا بلد ولی دلیل اصلی این جدای خشم و پرخاشگری و عصبانیت های بیجای شما بود! عصبانیتهای که میشد جاشو بده به حرف زدن در یک محیط آروم...
    نمیدونم خانوم سابقتون چرا بدهی دارن ولی شما وقتی میگید به من چه من این حس رو دارم که اگه گرفتاری هم سر این بدهی واسشوت پیش بیاد شما همچنان میگی به من چه ربطی داره!!! پس تو دیدارتون بهش نگید که واسم مهمترین چیز آرامش تو...
    ایشون دلش از زندگی پر بود، حاضر بوده هر چی شما بگید تعهد بده یا به تنهای علیرضا رو بزرگ کنه تا فقط راحت بشه،ایشون هم دلایل خودشونو دارن که هم شما می دونید و هم ما از پستهای اولیه شما میبینیم...
    همسر منم وقتی از پیشمون رفت فقط میخواست بره،حاضر بود قصر بنامم بزنه ولی فقط راهت بشه از دستم!!!
    میخوام فقط درک کنید منظورمو...درک کنید نه عصبانی بشید
    آرزو دارم،
    فاصله نباشه بین تو و تمام احساس های خوبت
    تو باشی و شادی باشه و یه دنیا سلامتی
    و امضاء خداوند بزرگ پای
    تمام آرزوهایت
    ویرایش توسط سوده 82 : یکشنبه 07 تیر 94 در ساعت 23:27

  2. 2 کاربر از پست مفید سوده 82 تشکرکرده اند .

    morteza2487 (دوشنبه 08 تیر 94), گیسو کمند (دوشنبه 08 تیر 94)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 خرداد 96 [ 11:46]
    تاریخ عضویت
    1394-1-10
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    3,201
    سطح
    35
    Points: 3,201, Level: 35
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 118 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    مساله کار زن واقعا برای جامعه ما دردسر شده ...فرهنگی که از طرف غرب نفوذ کرده و داره ریشه خانواده ها رو میسوزونه

    ................تفریبا مسئولیت های مرد و زن داره جابجا میشه یا یه سردرگمی وتضاد ارزش ها رو بوجود اورده

    زن ها به رفتن بیرون از خونه تشویق میشن و مرد بودن افتخار یه زن شده .....هویت ما زن ها رو ازمون دارن میگیرن ..


    بعضی از مردها غیرتشونو زیر سوال بردن و خودشونو راحت کردن و میگن زن باید توی مخارج کمکمون کنه و بره سر کار

    .....بعضی از مردها هم پایبند اصول ان و مخالف کار کردن زن هستن .مثل شما ...

    یه جایی میخوندم رزق انسانها معلومه ....واصلا کم وزیاد نمیشه ....اگه زن بره سر کار مرد بیکار میشه

    که این اتفاق رو در زندگی شما دیدم ......

    اقا مرتضی شما برای بازگشت به زندگی باید تکلیف تمام دخل و خرج خودتون و خانمتونو مشخص کنید . اگه نمیتونید کار کردن خانم رو تحمل کنید یا اینکه شاید از لحاظ درامد.. خانم بیشتر از شما باشنو این به غرور و شخصیت مردانه شما لطمه وارد میکنه ....
    باید صریح ازشون بخواهید که دیگه کار نکنه ......خودتون مرد این خونه اید و کار میکنید و درامد کسب میکنید و خرج زندگی میکنید هر چقدر هم که کم باشه .....باید با این زندگی بسازه...حتی اگه گاهی اوقات غذای ساده بخورید


    در عوض شما اقتدار تون حفظ میشه ....جایگاهتون مشخصه ...

    اما اگه خانمتون به کار کردن اصرار داشتن ....شما باید خودتون رو باهاش منطبق کنید ...و زیاد ازش ایراد نگیرید یا خواسته هایی که قبلا داشتید رو کم کنید ....در واقع آزادانه تر باشن و خودشون بعنوان یه رکن خانواده عمل کنن و استقلال بیشتری داشته باشن نسبت به قبل...
    موفق باشید
    همیشه

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سوده 82 نمایش پست ها
    پستتون پر خشم و نا آرومیه...

    میخوام درک کنید که خانوم سابقتون چرا این کارها رو کرده، تو پست اولم هم گفتم، اول پذیرش اشتباه های شما مهمه...شما هنوز بعضی وقتها یادتون میره که چرا زندگیتون به اینجا کشید،نمیگم خانومتون بی تقصیر. بودن نه ایشون هم نا بلد ولی دلیل اصلی این جدای خشم و پرخاشگری و عصبانیت های بیجای شما بود! عصبانیتهای که میشد جاشو بده به حرف زدن در یک محیط آروم...
    نمیدونم خانوم سابقتون چرا بدهی دارن ولی شما وقتی میگید به من چه من این حس رو دارم که اگه گرفتاری هم سر این بدهی واسشوت پیش بیاد شما همچنان میگی به من چه ربطی داره!!! پس تو دیدارتون بهش نگید که واسم مهمترین چیز آرامش تو...
    ایشون دلش از زندگی پر بود، حاضر بوده هر چی شما بگید تعهد بده یا به تنهای علیرضا رو بزرگ کنه تا فقط راحت بشه،ایشون هم دلایل خودشونو دارن که هم شما می دونید و هم ما از پستهای اولیه شما میبینیم...
    همسر منم وقتی از پیشمون رفت فقط میخواست بره،حاضر بود قصر بنامم بزنه ولی فقط راهت بشه از دستم!!!
    میخوام فقط درک کنید منظورمو...درک کنید نه عصبانی بشید

    سوده عزیز باز هم ممنونم!
    باور کنید من کوچکترین عصبانیت، یا ناراحتی ای موقع نوشتن پست قبلی ( ۴۴) نداشتم . فقط دلایل عصبانیتم و نوشتم که بدونید! البته باز هم میگم که اصلاً و ابداً قصد توجیه کردن نداشتم و ندارم و خودم میدونم که درستش این بوده که خودم و کنترل کنم!
    من هیچ تهمتی به همسر سابقم نزدم! فقط حرفم این بود که وقتی ایشون بخاطر زودتر مستقل شدن تصمیم گرفت که من از جلوی چشمش دور بشم و از اینکه خونه بنامش بود سوء استفاده کرد و خودش تعهد کرد که مبلغی رو به من بده، باید سر قولش میموند!
    و درستش این بوده که توی هر مرحله که از خریدار پولی رو میگرفته، نصفش رو به حساب من بریزه! نه اینکه اول بدهی خودش ( قبل از دادگاه گفته بودم که هر وقت خونه فروش رفت و هرکی سهمش و گرفت میریم جدا میشیم! وبازهم میگم ایشون بخاطر اینکه زودتر منو بیرون کنه، مبلغی رو از همکاراش قرض گرفت و به حساب من ریخت) رو پرداخت کنه! بعد بره برای خودش خونه اجاره کنه! آخر سر هم به من بگه " من کم آوردم و نمیتونم اونقدری که توافق کردیم بهت بدم ( ۲۰ میلیون کمتر از توافقمون) . این اسمش خودخواهی نیست؟
    شما خودتون و بذارید جای من! عصبانی نمیشید؟؟؟

    ایشون دلش از زندگی پر بوده !!!!
    توی کل فامیل و آشنا مرتضی رو به اسم یک مرد آروم و مهربون میشناسن!
    اخلاق من توی دو سال آخر و تحت تأثیر رفتار ایشون عوض شد!
    انقدر از دستش خسته شده بودم که دیگه نتونستم تحملش کنم! ( توجه داشته باشید که اول من از دست ایشون خسته شده بودم و دو سری هم با وساطت دیگران و مهلت گرفتن برای درست کردن رفتارهای اشتباهش تحمل کردم ولی وقتی درست نشد تصمیم به جدایی گرفتم ! )

    شاید الان فکر کنید که دروغ میگم که عصبانی نیستم !!!

    من عاشق همسرم و پسرم هستم و زندگی در کنارشون رو بیشتر از هر چیزی دوست دارم ! من همین الان هم که قصد دوباره ساختن زندگیم رو دارم، مطمئنم که بیشتر رفتار و ویژگیهای اخلاقیش رو نمیتونه کنار بزاره! و من باید تحمل کنم و میکنم! توقعات خودم و کمتر میکنم! بیشتر مطالعه میکنم! صبرم و بیشتر میکنم! واقع بینانه تر به زندگی نگاه میکنم! و و و

    چون اول از همه عاشقشم و دوسش دارم و دوم اینکه آینده و تربیت و اخلاق علیرضا خیلی برام مهمه! و میدونم که اگه در کنار هم زندگی کنیم از همه نظر براش بهتره!!!!
    غزاله عزیز! ممنونم ازتون ! همونطوریکه گفتید خودم میدونم که من باید خودم رو با ایشون منطبق کنم!
    البته نمیگم که ایشون زن خوبی نیست! خیلی خانوم! با وقار! مهربون ! خانواده دوست! کد بانو! با حجاب! با ایمان!!! میتونم به جرأت بگم که ۸۰ درصد از ویژگیهای یک زن نمونه رو داره( من بخاطر این ویژگیها عاشقشم و دوسش دارم) ولی اونهایی که نداره خدایی خیلی آزار دهنده س!
    باز هم میدونم که در صدد رفع ایراداش بر میاد ولی من حساب و کتابم رو با بودن ایرادات انجام دادم و میدم و حدس رو بر این میزارم که شاید اون اخلاقها تا ابد هم درست نشد! پس بخاطر همین انقدر روی خودم کار میکنم که بتونم در کنار اون ویژگیها با همسرم بسازم و هر روز بیشتر از قبل دوستش داشته باشم.
    نیلوفر غمگین و مونا خانوم از شما هم ممنونم!
    *** خیلی خوشحال و سرحال و با امید این پست رو نوشتم!!!! نگید عصبانی بودی !!!!!
    التماس دعا
    چقدر زود دیر میشه!!!

  5. کاربر روبرو از پست مفید morteza2487 تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (پنجشنبه 11 تیر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم را دوست دارم، اما به من خیلی بی توجه شده!
    توسط maryam_sh در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 آبان 93, 19:32
  2. شوهری که منو دوست داشت حالا به من بی توجه شده!!
    توسط مژگان 2 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 31 شهریور 91, 08:33
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  4. ناتواني در بيان دوست داشتن
    توسط ايدا هاشمي در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 07 دی 86, 01:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.