همیشه وقتی علیرضا گریه میکرد که تو هم بیا خونه، من بهش میگفتم " شما دعا کن! وقتی مامان نماز میخونه شما هم برو پیشش بشین نماز بخون! بعد دعا کن بگو خدایا یه کاری کن دل مامانم مهربون بشه و با بابام آشتی کنه که هممون پیش هم باشیم !!!!
مامانش شاکی شده بود که چرا من این حرف و به علیرضا زدم!
امروز که رفتم دنبال علیرضا، تا نشستیم تو ماشین، گفت " بابا! مامان داشت نماز میخوند، بهم گفت بیا بشین دعا کن که بابا دوباره مهربون بشه!!! اخلاقش خوب بشه!!!!!![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)