به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 564

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 98 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-11-09
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    7,738
    سطح
    58
    Points: 7,738, Level: 58
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    132

    تشکرشده 652 در 153 پست

    Rep Power
    61
    Array
    جمعه ای که گذشت سالگرد عقدمون بود و من از خیلی قبل تر ها دوست داشتم برای هدیه روز عقد برای خانومم یه دوربین بخرم که خیلی دوست داشت یه دوربین داشته باشه (کیفیت دوربین گوشیش پایین بود). از شما چه پنهون که 500-600 تومان نداشتم که این کارو بکنم (آخه ماهانه کلی قسط دارم نزدیک 2 تومان در ماه)، چند روز پیش از سمت شرکت برای ماموریت رفتیم یه جایی که آخر مراسم یه بسته دادن که بعد که بازش کردم دیدم دوربینه توش و اونو همون روز دادم به خانومم. برا روز عقد دیگه چیزی به ذهنم نمی رسید که یه سرچی زدم و توی همین تالار چند نفر خوش ذوق یه کارایی کرده بودن و اون این بود که یه دفترچه ای درست کرده بودن و داده بودن به همسرشون و منم از این فرصت استفاده کردم و یه بعد از ظهر توی اداره نزدیک 20 تا برگه A6 درست کردم و توی یه لیوان هم چایی پر رنگ درست کردم و برگه ها رو گذاشتم داخل لیوان چایی که رنگ کهنگی به خودش بگیره بعدش گذاشتم جلو پنجره خشک شدن و یه متن با عنوان " دلنوشته هایی به بهانه اولین سالگرد پیوندمون" توش نوشتم و یه عکس روز عقدمون رو توی سایت photofunia درست کردم و روی یه صفحه از دفترچه پرینت گرفتم و بردم دادم صحافی فنری کردن و توی یه ساک دستی کوچیک فانتزی گذاشتمش و از اون ورم رفتم یه گل سفارش دادم و اینارو گذاشتم توی صندق ماشین، رفتم خونه خانومی رو سوار کردم و رفتیم یه خورده شهر و گشتیم و شب هم رفتیم یه رستوران و اونجا به بهانه یه چیزی رفتم سر وقت ماشین و گل و کادو رو آوردم تقدیم خانومی کردم، حالا تا اینجاش بماند


    فرداش توی اداره یکی از همکارا گفت بچه ها ردتو زدن، گفتم چی شده، گفت دیشب فلان رستوران بودی، پرسیدم کی دیده اول نگفت بعدش گفت که ما طبقه بالای اونجا بودیم و خانومم داشت می گفت که یه دو نفر امدن نشستن که خیلی با حالن، آقاهه رفت واسه خانومه گل و کادو آورد، خلاصه تمام حرکات و سکنات ما رو زیر نظر داشته که بلاخره این همکاره ما هم میگه بزار ببینم اینایی که تعریف می کنی چه شکلی هستن که یه هو دیدم تو ای، خانومش گفته بود می شناسیش، گفته بود آره همکارمونه، گفته پس یاد بگیر . البته گفت فقط نتونستیم کامل تشخیص بدیم کادوتون چی بود :-) در مجموع شب خوبی بود.

    دل آرام گیرد به یاد خدا

  2. 25 کاربر از پست مفید به دنبال خوشبختی تشکرکرده اند .

    (آسمانی آبی) (یکشنبه 04 مرداد 94), ario86 (جمعه 30 مرداد 94), del (یکشنبه 04 مرداد 94), Eram (پنجشنبه 01 مرداد 94), Farzam_48_vekaalat (سه شنبه 17 شهریور 94), m.reza91 (چهارشنبه 31 تیر 94), morteza2487 (چهارشنبه 31 تیر 94), nazi1371 (یکشنبه 11 مرداد 94), paiize (دوشنبه 25 خرداد 94), sahar67 (چهارشنبه 31 تیر 94), sogand_20 (سه شنبه 30 تیر 94), فرشته مهربان (شنبه 23 خرداد 94), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 30 تیر 94), کلانتر جو (چهارشنبه 25 بهمن 96), گیسو کمند (سه شنبه 30 تیر 94), نادیا-7777 (چهارشنبه 31 تیر 94), مصباح الهدی (یکشنبه 01 شهریور 94), اعجاز عشق (جمعه 30 مرداد 94), بی نهایت (چهارشنبه 31 تیر 94), بانوى مهر (شنبه 23 خرداد 94), بارن (شنبه 08 اسفند 94), رنگین (شنبه 23 خرداد 94), شیدا. (شنبه 23 خرداد 94), شمیم الزهرا (شنبه 23 خرداد 94), طلوع زیبا (یکشنبه 24 خرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.