
نوشته اصلی توسط
atoosaa
ولی با این که دیدم سطحشون پایینه به چند دلیل بازم برای ازدواج باهاش مصمم هستم:به خاطر اون هشت سالی که باهاش بودم،به خاطر علاقم بهش،به خاطر اینکه کلا آدمی هستم که نمیتونم دل کسی رو بشکنم.یعنی اگه من الان بخوام ازش جدا شم و نه بگم میتونم با این جدایی کنار بیام ولی اون نه.درسته اوایلش برای منم خیلی سخت خواهد بود چون هشت سال یه عمره ولی برای اون به مراتب سختتره
خلاصه اینکه من الان حاضرم به خاطر علاقه و مسائل اخلاقی و وجدانی باهاش ازدواج کنم ولی خانوادم به شدت مخالفن و معتقدند اصلا اونا در حد من نیستن
مسائل وجدانی یعنی چی؟!
به خاطر عذاب وجدان که نمی تونی با کسی ازدواج کنی.
اینجوری که شما نوشتی انگار قراره خودت رو به جوخه ی اعدام بسپری!
اونم به خاطر یه اشتباه طولانیه هشت ساله.
بهتر نیست این اشتباه زودتر تموم بشه؟
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها . . .
هر روز بی تو
روز مباداست!
علاقه مندی ها (Bookmarks)