سلام مجدد آقا رضا
خیلی خوشحالم راه جدایی رو انتخاب نکردین و دارین تلاشتونو میکنین زندگی ازهم نپاشه،این فوق العادس،حتی اگه موفق هم نشید برای خودتون یه تجربه از تلاش خودتونه و این و که شنیدین تجربه بهترین معلم دنیاست حیف که حق التدریسش خیلی گرونه،ان شااله که موفق میشین،در ارتباط با تصمیمتون برای تلاش جهت حل مسائلتون دوست داشتم چنتا نکته رو عنوان کنم،اول اینکه بپذیرید از دو فرهنگ متفاوت هستید،باور بفرمایید در جامعه ما قشرهای فرهنگی متفاوتی زندگی میکنن و این گستره از خانومهایی که حتی جلوی پدرشوهر و دایی و عمو و پدربزرگشون که تو دین اسلام محرم محسوب میشن حجاب کامل چادر و مقنعه دارن و واقعا فقط گردی صورت و مچ دستاشون مشخصه رو شامل میشه تا خانومهایی که با دوستان و اعضای فامیل و همسرانشون در باغ خصوصیشون استخر میرن و هیییییچ گمان بدی هم به این موضوع ندارن،هردوی این گروهها در همون فضای خاص خودشون بزرگ شدن و رشد پیدا کردن،جدای از بحث مذهب که کاملا شخصی و اعتقادیه،این مسئله به تفاوتهای فرهنگی خانواده ها هم برمیگرده،خانوم شما آزادتر از شما بزرگ شده ،چه خوشتون بیاد چه نیاد ایشون در فضای دیگری رشد کرده،اینطور که پیداست شما خیلی تفاوت فرهنگی ندارین اما مقداری تفاوت هست،و این مسأله رو با هوش و درایت میتونید مدیریت کنید،آسون نیست اما میشه،البته دراین مورد باید دقت کنید متوجه بشید خانومتون ازون دسته نباشه که برای بدست آوردن آزادی بیشتر خانه پدر رو ترک میکنن و به امید خانه ی شوهر و آزادیهای بیشتر و بیشتر که در خانه پدر اجازشو نداشتن ازدواج میکنن که ان شااله نباشن،نکته دوم اینکه از خانواده خودتون دلخور نشین ،خانواده شما جزو معدود خانواده های بسیار آرام و بی آزار و مردم دوست و مهربان جامعه ما هستن و خوشبحال خانومتون با این مادرشوهر با فهم و مهربانتر از مادر،این یه نعمته،شاید الان احساس کنید به ضررتونه ولی اونها بخوبی میدونن مسافرت رفتن شما به تنهایی به کشور دیگه صرفا مسأله رو پیچیده تر میکنه و لجبازی رو بیشتر،خانواده خانومتون این و ثابت کردن تحریک نمیشن با این چیزا و بقولی کم نمیارن،و خانومتونم الان اوج ناپختگی و لجبازیشونه،همونطور که قبلا اشاره کردم راه طولانی در پیشه برای اینکه خانومتون ازین فضا بیرون بیاد و مهارتهای زندگی رو یاد بگیره،شما هم راه طولانی رو در پیش دارین،اینکه دوستان فرمودن مدتی دور باشین ازین جهته که مدتی به خودتون و زندگیتون فکر کنید البته نمیدونم الان خانومتون در چه حاله و ازین دوری چه حالی پیدا کرده اما از همین فرصت میتونین استفاده کنید و میزان علاقه یا اصلا وجود یا عدم وجود علاقه خانومتونو بسنجید،شما که کاملا مشخصه با تمام ناراحتی و دلخوریتون دلتنگ شدین،امیدوارم ایشون هم همین احساس و داشته باشن،چون خدای نکرده احساسی بهتون نداشته باشن به قول خودتون ایشون بسیار زیبا هستن و بخودشون میرسن،فکر میکنید ده سال دیگه که شما ۴۲ ساله هستین و ایشون ۳۲ ساله میشن چه اتفاقی از نظر ظاهری میفته؟؟؟؟قطعا ایشون بازم زیبا خواهند بود و شما یه مرد ۴۲ ساله هستین،پس لطفا قبل از هر اقدامی از وجود احساس در همسرتون نسبت به خودتون مطمئن بشین،موفق باشین








علاقه مندی ها (Bookmarks)