سلام
چقدر رفتار همسرتون در مقابل شما ، مثل رفتار منه در مقابل همسرم.
امیدوارم ناراحت نشید ، نظرمو میگم تشاید بهتون کمک کنه ولی فقط تجربه شخصیه خودمه شاید درست نباشه
همسرتون به اندازه کافی صبوری کرده
بازم صبوری میکرد و میکنه اگر از چشمش نیافتاده باشید (آدمها وقتی از چشم می افتن که از نظر طرف مقابلشون شخصیت زشتی داشته باشن نه اینکه یکی دوتا خطا داشته باشن)
این همون خطاست : "من هیچی ندیدم ازش اما استرس داشتم از دستش بدم و همش بابت هر کار کوچیکی مواخذه اش میکردم"
ولی اینا برخواسته از شخصیته :
"من کلا توی دعواهامون خیلی فحشای بدی به خودشو مامانشو کلا خانوادشو اقوامش میدادم.(خیلی بد)ناراحت میشد و به هم میریخت اما اون هیچوقت بهم فحش نمیداد"
"خودش مقید بوده ولی شما رو مجبور نمیکرده"
"نماز خوندید ایشون ذوق کرده"
مطمئنید مشکلش اینه که شما محدودش میکردید؟
من فکر میکنم اگه مشکل محدودیت، فقط محدودیته و بوی بدجنسی نمیده (یعنی اینطور نیست که شما کلابخوای خیر ایشون به خانوادش نرسه =بحث شخصیت ) ایشون کوتاه میومد، ولی انگار
ایشون با شخصیتی که شما از خودت نشون دادی به مشکل داره
خطای یه نفرو میشه تعهد گرفت و قول و.. کنار اومد ، طرفم دیگه متوجه اشتباهش که شدخطا نمیکنه
ولی شخصیت آدمو که نمیشه عوض کرد تربیت و اعتقادات و منشو که نمیشه عوض کرد و چشم پوشی کرد
منظورم اینه که ظاهرو نبینید ، شخصیت و منش ایشونو با خودتون برای همسر بودن مقایسه کنید ، بفهمید که حس الانش به شما ناشی از چیه
چهطور بگم متوجه منظورم شید مثلا الان همسرم میاد به من میگه دوستت دارم عاشقتم ذره ای به چشم من نمیاد حتی یک اپسیلون
چون هرچی میگه (از عشق خوبی خودش من و..)من مقابلم یه دروغگوی پر توقع رو میبینم که تا تونسته منو چزونده و تمام توانمو گرفته
میخوام بفهمید چه حسی داره ، شما تغیرتو شروع کناینقدر هم زنگ نزن اگه رفت دادگاه و.. همونجا ازش یه فرصت بخواه اگه نداد بگو تو به من فرصت بده منم مهریمو میبخشم










علاقه مندی ها (Bookmarks)