اونی ک من دیدم تا به حال.نمیشه درو روش قفل کرد .خودشو میکشه یا باید فرار کنه پشت پدر و مادرش و اگه هم نزارم بره خود کوشی میکنه.ادمی ک با گفتن برو به سلامت.میره غش میکنه و بیهوش میشه میوفته تو بیمارستان.به نظرتون میشه نزاشت بره پیش خونوادش؟؟؟
یه تیپ اخلاقی ک 2 3 ماهه پیدا کرده اینه ک انتظار داره خودش هر رفتاریرو باهام بکنه ولی من سکوت کنم حرفی یا انتقادی نکنم.درسته نامزدمه فعلا.ولی انگاری یه عقده ای توشون هست هم خودش هم خونوادش هم خواهراش.دورو براش تو یه اتفاقی پول دار شدن خونه و ماشینای انچنای پیدا کردن.خودشون ک میرن خونه اونا مثلا دای یا خاله میان خودشونو مثل اونا جلوه بدن یعنی با عین اون ک میگن با سیلی صورتشونو سرخ نگه میدارن از اوناس.دوس داره ازش فقط تعریف کنن.خب هر کسی دوس داره ازش تعریف کنن.منم دوس دارم.ولی میبینم من هر چقد ارزش و بها میدم بهش یا تعریفشو میکنم.اون انگار نه انگار ک....تمجیدی تعریفی از من بکنه.احساس کردم از اونایش حس ک با خودش میگه من تعریف کنم پر رو میشه.یعنی خودش ک اینجوری هست.تا اینجا ک شناختم.منم اونجوری نگاه میکنه.
راستش من خودم موقعیت اجتماعی خوبی دارم تو کارم موفقم خونه دارم ماشین دارم هیچ کدومشونم از بابا نرسیده.مهندس مکانیک هستم.قیافمم ک خوشگل خوشگل نباشه یا به قولی سیبل جانی نباشم.خوبه.واقعا میخوام بدونم ک اگه دلش با من نیست خودشو منو بدبخت نکنه.بره دنبال عجق و هر چی ک میخواد.
چطوری بفهمم؟؟؟
مشاوره این حرفو پرسید ازم ک دوست داره ؟گفتم خودش ک اولا میگفت دوست دارم ولی با این رفتاراش دیگه خستم کرده .گفت ک با هم رابطه داشتین یا نه گفتم ک بله.حالا نمیدونم اینم ربط داره ....؟؟؟