ببینید خواهر من. اول از همه اینکه من کارشناس و مشاور نیستم و تخصص من هم در این زمینه نیست. ولی آنچه تو این مدت برای من اتفاق افتاد و مطالعه ای که در این مدت برای حل و برون رفت از این بحران انجام دادم را در اختیار شما میزارم. من وخانمم هردو تحصیل کرده ایم. من در یکی از دانشگاهای اروپا مشغول به خدمت هستم و خدارو شکر بخاطر شرایط تحصیلیم تونستم چنین موقعیتی را بدست بیارم. زندگی ما هم مثل شما دارای فرازو نشیب بود ولی یدفعه ای (از 5 ماه پیش) دیدم خانمم رفتارهایی مثل رفتارهای شوهرشما از خودش بروز میده و برگشته ایران و اصرار و التماس که از هم بصورت توافقی جداشیم. همه بهانه رو بخاطر دوری راه و غم غربت میدونستن و میگفتن یه مدتی که بگذره خوب میشه برمیگرده. ولی دیدیم که اوضاع بدتر شده بمانند شوهر شما رفته دنبال کارهای هنری. یکم که بیشتر دقیق شدم و از مشاوره های مختلف پرسجو کردم فهمیدم که خانمم علیرغم تمام خوبی هایی که داره بخاطر از دست دادن پدرشون در دوران نوجوانی و بخاطر روحیه بسیار حساس و شکننده ای که داره دچار افسردگی شده. نظر پزشکشون اینه که افسردگی چیزی نیست که زود بوجود بیاد و زود از بین بره. رفتارهای خانمم مثل رفتارهای شوهر شما بوده تا وقتی که دوهفته از مصرف داروها گذشت و ایشون یکم آرومتر شدن و برگشتن به روال گذشته. ولی خوب بخاط شرایط کاری نتونستم بیشتر کنارش بمونم برای همین خانمم هنوز برنگشته و اصرار به تنها بودن داره. ولی شما که کنار همسرتون هستین. و الان هم شرایط همسرتون جوریه که شما هرکاری براشون انجام بدین مطمئنا با جوابی سربالا شمارو واقعا ناامید و دل شکسته میکنه. بنابراین (نظر شخصی منه) الان سعی در بدست آوردن دل همسرتون نکنید چون خلقش پایینه (بخاطر شرایط روحیش) و در مقابل ابراز احساسات شما سریع واکنش نشون میدن. در حالت های معمولی اگه زن یا مردی از طرف مقابلش دلگیر باشه میشه گفت که یکی از طرفیتن کوتاهی داشته تا اوضاعشون اینجوری شده. ولی وقتی من تاپیک شمارو کاملا مطالعه کردم دیدم شباهت های زیادی وجود داره. همسرتون باید به یه متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید تا با توجه به تخصصشون (روانشناسی بالینی) بتونن روانکاوی کنن و علت این مشکل فکری رو بیابن. زمانبره ولی با توکل بخدا درست میشه. پس الان دنبال چراها نگردین خواهر من، که من گشتم نتونستم جوابی برای رفتار خانمم پیدا کنم. تنها جواب پزشکا همین چیزایی بود که گفتم و نظرشون این بوده که اینکارا بصورت غیرعمدی و ناخودآگاه انجام میشه. حالا در موازات دوره درمان همسرتون شما هم با روانشناس خانواده مشورت کننید تا بتونید بعدا طرز صحیح رفتار با همسرتون را بیاموزید و به اصطلاح عامه دل همسرتونو بدست بیارید. خیلی از دوستان لطف میکنن با توجه به تجربه زندگیشون پیام میزارن که احساس میکنم همشون درست میگن شما برای اینکه بخواهین این روش ها بر روی همسر شما تاثیر بزاره بنظر من اول نیاز به این دارین که همسرتون شروع به درمان کنن (روانکاوی و روانپزشکی).








علاقه مندی ها (Bookmarks)