به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 69
  1. #51
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 23 خرداد 94 [ 21:39]
    تاریخ عضویت
    1394-2-30
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    249
    سطح
    4
    Points: 249, Level: 4
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 24 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم سارینا عزیز. شما الان فقط سعی کنید رو دفاعتون تمرکز داشته باشید. به رفتارهای شوهرتون دقت نکنید. با توجه به شباهت موضوع شما با من، بازم احساس میکنم که شوهرتون الان دنبال خانم دیگه ای نیست. احتمالا درگیر کاراشه. دلیلی نداره اینقدر حساس شین. منم مثل شما هی به خانمم حساس بودم که چرا گوشی دستته. میدونم شرایط روحیتون چه جوریه. میدونم همش بخودتون میگین چرا اینجوری شده. من که چیزی براش کم نزاشتم.... بهترین کار الان اینه که شما سعی در تمرکز بر روی دفاعتون داشته باشین. قدم بعدی اینه بعد از دفاعتون که استرستون کمتر شده با کمک دوستان یا خانواده، ایشون را به روانشناس و یا روانپزشک ببرید تا اوضاعتون بهتر شه. خانم من از وقتی دوره درمانشو شروع کرده خیلی بهتر شده ولی هنوز کنارم نیست. چون من در ایران نیستم. شما که کناره هم هستین به کمک روانشناس میتونید این مسئله را حل کنید.پس قوی باش خواهر من. الان فشار دفاع پایان نامه هم روتون هست برای همین آستانه صبر و تحملتون پایین امده و سریع واکنش نشون میدین.

  2. کاربر روبرو از پست مفید آرش کمانگیر تشکرکرده است .

    آبی آسمان (شنبه 09 خرداد 94)

  3. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 مهر 98 [ 00:14]
    تاریخ عضویت
    1394-2-26
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    4,249
    سطح
    41
    Points: 4,249, Level: 41
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 101
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteranOverdrive
    تشکرها
    0

    تشکرشده 35 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای ارش کمانگیر برادر عزیزم ممنون که راهنماییم میکنید ولی واقعا دست خودم نیست همش از دیروز این فکر تو سرمه که شوهرم با یکی در ازتباطه وگرنه مثل تلفنهای دیگش که جلوی من زنگ میزنه هروکر راه میندازه چرا باید تلفنشو ببره بیرون از خونه. امروز یه متن که شعر بود براش اس زدم جوابمو داد که دیگه از این مزخرفا واسم نفرست مطمینم میخواد اینقدر بی احترامی و بدرفتاری کنه تا من خسته بشم توافقی جدا بشیم برادز عزیز لطفا شما که یع مرد هستید بهم بگین چه طوری باهاش رفتار کنم که به زندگیش دلگرم شه . اخه چرا باید میزاشت درست زمانیکه میدونست من پایان نامم خیلی برام مهمه معدلم خیلی مهمه این ماجراها رو پیش کشید .

  4. #53
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 23 خرداد 94 [ 21:39]
    تاریخ عضویت
    1394-2-30
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    249
    سطح
    4
    Points: 249, Level: 4
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 24 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببینید خواهر من. اول از همه اینکه من کارشناس و مشاور نیستم و تخصص من هم در این زمینه نیست. ولی آنچه تو این مدت برای من اتفاق افتاد و مطالعه ای که در این مدت برای حل و برون رفت از این بحران انجام دادم را در اختیار شما میزارم. من وخانمم هردو تحصیل کرده ایم. من در یکی از دانشگاهای اروپا مشغول به خدمت هستم و خدارو شکر بخاطر شرایط تحصیلیم تونستم چنین موقعیتی را بدست بیارم. زندگی ما هم مثل شما دارای فرازو نشیب بود ولی یدفعه ای (از 5 ماه پیش) دیدم خانمم رفتارهایی مثل رفتارهای شوهرشما از خودش بروز میده و برگشته ایران و اصرار و التماس که از هم بصورت توافقی جداشیم. همه بهانه رو بخاطر دوری راه و غم غربت میدونستن و میگفتن یه مدتی که بگذره خوب میشه برمیگرده. ولی دیدیم که اوضاع بدتر شده بمانند شوهر شما رفته دنبال کارهای هنری. یکم که بیشتر دقیق شدم و از مشاوره های مختلف پرسجو کردم فهمیدم که خانمم علیرغم تمام خوبی هایی که داره بخاطر از دست دادن پدرشون در دوران نوجوانی و بخاطر روحیه بسیار حساس و شکننده ای که داره دچار افسردگی شده. نظر پزشکشون اینه که افسردگی چیزی نیست که زود بوجود بیاد و زود از بین بره. رفتارهای خانمم مثل رفتارهای شوهر شما بوده تا وقتی که دوهفته از مصرف داروها گذشت و ایشون یکم آرومتر شدن و برگشتن به روال گذشته. ولی خوب بخاط شرایط کاری نتونستم بیشتر کنارش بمونم برای همین خانمم هنوز برنگشته و اصرار به تنها بودن داره. ولی شما که کنار همسرتون هستین. و الان هم شرایط همسرتون جوریه که شما هرکاری براشون انجام بدین مطمئنا با جوابی سربالا شمارو واقعا ناامید و دل شکسته میکنه. بنابراین (نظر شخصی منه) الان سعی در بدست آوردن دل همسرتون نکنید چون خلقش پایینه (بخاطر شرایط روحیش) و در مقابل ابراز احساسات شما سریع واکنش نشون میدن. در حالت های معمولی اگه زن یا مردی از طرف مقابلش دلگیر باشه میشه گفت که یکی از طرفیتن کوتاهی داشته تا اوضاعشون اینجوری شده. ولی وقتی من تاپیک شمارو کاملا مطالعه کردم دیدم شباهت های زیادی وجود داره. همسرتون باید به یه متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید تا با توجه به تخصصشون (روانشناسی بالینی) بتونن روانکاوی کنن و علت این مشکل فکری رو بیابن. زمانبره ولی با توکل بخدا درست میشه. پس الان دنبال چراها نگردین خواهر من، که من گشتم نتونستم جوابی برای رفتار خانمم پیدا کنم. تنها جواب پزشکا همین چیزایی بود که گفتم و نظرشون این بوده که اینکارا بصورت غیرعمدی و ناخودآگاه انجام میشه. حالا در موازات دوره درمان همسرتون شما هم با روانشناس خانواده مشورت کننید تا بتونید بعدا طرز صحیح رفتار با همسرتون را بیاموزید و به اصطلاح عامه دل همسرتونو بدست بیارید. خیلی از دوستان لطف میکنن با توجه به تجربه زندگیشون پیام میزارن که احساس میکنم همشون درست میگن شما برای اینکه بخواهین این روش ها بر روی همسر شما تاثیر بزاره بنظر من اول نیاز به این دارین که همسرتون شروع به درمان کنن (روانکاوی و روانپزشکی).
    ویرایش توسط آرش کمانگیر : شنبه 09 خرداد 94 در ساعت 16:46

  5. کاربر روبرو از پست مفید آرش کمانگیر تشکرکرده است .

    آبی آسمان (یکشنبه 10 خرداد 94)

  6. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 مهر 98 [ 00:14]
    تاریخ عضویت
    1394-2-26
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    4,249
    سطح
    41
    Points: 4,249, Level: 41
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 101
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteranOverdrive
    تشکرها
    0

    تشکرشده 35 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای ارش کمانگیر ممنون از راهنماییتون .من حتما بعد از دفاعم مشاوره و روانکاوی رو ادامه میدم. دوستان میشه لطفا به من بگید که من که پنج روزه اشتزاک ازاد گرفتم پس چرا مشاوران جوابی نمیدن من باید چیکار کنم؟

  7. #55
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 مهر 98 [ 00:14]
    تاریخ عضویت
    1394-2-26
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    4,249
    سطح
    41
    Points: 4,249, Level: 41
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 101
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteranOverdrive
    تشکرها
    0

    تشکرشده 35 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان عزیزم. من نمیدونم موضوع تایپیکم مشکل داره هیچ یک از دوستان به تایپیکم سر نمیزنن حتی اشتراک ازاد هم گرفتم ولی اونجا هم مشاوران راهنمایی نکردن. این تایپیکم هم فکر کنم به زودی قفل بشه . ونمیدونم چه کنم از دوستان عزیزی که تا حالا منو راهنمایی کردن واقعا ممنونم و بازهم به کمکشون احتیاج دارم خانم شیدا آبی اسمان عزیز جناب ارش کمانگیر واقعا تو این مدت لطف کردن ومنو راهنمایی کردن. من بازهم به کمتون نیاز دارم دوستان عزیزم . دیروز بعدازظهر همسرم به من اس داده(کجایی عزیزم)بعد از چهار ماه که بامن قهر بود واصلا حرف نمیزد وبا تنفر نگام میکرد و فقط میگفت باید جداشیم این اسش برام تعجب اور بود جواب دادم خونه ام و بعد براش فرستادم فکر کنم smsاشتباهی فرستادی جواب داد (چطور ) گفتم چون چهار ماه با من قهر بودی حتی حرف عادی و معمولی با هم نمیزدیم بعد جواب داد (فکر کردم میخوای جدابشی)بهش گفتم تو از اول حرف جدایی رو زدی تو گفتی فقط طلاق من که تمام این مدت سعی میکردم عاقلانه تصمیم بگیرم و عجولانه تصمیم نگیرم که بعدها حسرت بخورم دیگه جوابمو نداد ودیشب دیر اومد خونه ساعت ده اومد چون کلاس سه تار داشت وباز با اون گروه بود وقتی خونه هم که اومد سلام کردم جوابمو نداد بازهم همونطور اخم کرد و یکسره سر میز شام روبروی من گوشیشو گرفت دستش و داشت اس بازی میکرد من از درون داشتم داغون میشدم ولی به ظاهر طوری رفتار کردم که برام مهم نیست حتی دیشب باز روی مبل خوابید امروز هم بیدار شد با اخم و عصبانیت بهم نگاه میکنه. اخه خدایا من چیکار کنم با این ادم پس دیروز اون sms ها برای چی بود ؟چیکار میخواد بکنه من چه طوری باهاش رفتار کنم ترو خدا کمکم کنید خیلی به کمک و راهنماییتون نیاز دارم .

  8. #56
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام سارینا،

    دفاعت تمام شد؟

    خیلی از پست آخرت خوشحال شدم.
    سارینا، ما که همه زیر و بم زندگیت را نمی دونیم. اگه دفاعت تمام شده، بشین فکر کن ببین روندی که به اینجا رسوندتون را پیدا می کنی؟
    این جمله همسرت ( فکر کردم می خوای جدا بشی) برای من عجیب بود اما برای شما نباید عجیب باشه.

    شاید واقعا کاری کردی که فکر کرده زندگی باهاش برات سخته. فکر کرده علایق و سلایقتون یکی نیست و می خواد که تو راحت باشی. اعتراضها و غرغرهای تو این حس را بهش می ده که بی عرضه است. نتونسته تو را خوشحال کنه. نتونسته همسر خوبی باشه. می خواد بره که تو بتونی زندگی بهتری داشته باشی.

    این جمله ؟؟
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : چهارشنبه 13 خرداد 94 در ساعت 13:14

  9. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 مهر 98 [ 00:14]
    تاریخ عضویت
    1394-2-26
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    4,249
    سطح
    41
    Points: 4,249, Level: 41
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 101
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteranOverdrive
    تشکرها
    0

    تشکرشده 35 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام شیدای عزیرم. من دفاعم شد هجده خرداد چون یکی از داورام تو این هفته نتونست بیاد. شیدا جان من نو زندگیمون چند بار بهش گقتم جدا میشم محصوصا سر بچه دار شدن بهش میگفتم اگه بچه نمیخوای تکلیف منو روشنکن بزار من برم تا جوونم بتونم طعم مادر شدنو بچشم . مورد دیگه که من تو این زندگی ازش عصبانی بودم بی مسیولیتیش بود کارهای مربوط به خونه که من نمیتونستم انجام بدم و اون باید انجام میداد رو هیچوقت انجام نمیداد و پدرومادر من میومدن انجامشون میدادن به نمونش مثلا هرسال تابستون کولر خونه باید سرویش بشه اون این کار کوچیک رو انجام نمیداد با وجود اینکه خونه بود اون مشغول لب تاپش بود پدرم با اون سنش میرفت کولرو درست میکرد یا لامپ خونه خراب بشه اون درست نمیکرد بازهم پدرم میومد درست میکرد و خیلی موردای دیگه شبیه این و سر این قضیه من واقعا عذاب میکشیدم.

    - - - Updated - - -

    سلام شیدا عزیز. من دفاعم شد هجده خرداد چون یکی از داورام تو ابن هفته نمیتونست بیاد. شیدا جان من تو طول زندگیمون چند بار بحث طلاق و پیش کشیدم اونم سر بچه دار شدن وقتی من اثرار میکردم بچه دار شیم و اون قبولنمیکرد من بهش میگفتم پس بزار من برم دلم میخواد تا جوونم مادر بشم نمیخوام فرصتامو از دست بدم (حتی تو این چهار ماه که گفت باید جداشیم پدرش بهش گفت من همیشه فکر میکردم که سارینا از زندگیش ناراضیه و اونه که بحث جدایی رو پیش میکشه).مورد دیگه ناراحتی من از دست همسرم بی مسیولیتی و تنبلیش بود مثلا کارهایی که خودم از پسش برنمیومدم وواقعا مردونه بود انجام نمیداد و همه کارها رو پدرم انجام میداد نمونش سرویس کولر تو هر تابستون با وجود اینکه خونه بود و مشغول لپتاپش و باوجوداینکه خودش گرمش بود ولی باز هم نمیرفت کولرو درست کنه و باز پدرم میومد حتی اگه یه لامپ تو خونه خراب بشه درست نمیکنه اینقدر باید بگم وقتی میبینم انجام نمیده پدرم میاد انجام میده یا هرسال برای عید خونه رو بخوام تمیز کنم کارگر میگیرم ومادرم هم میاد کمکم کنه اون اگه خونه باسه اعصاب همه رو بهم میریزه همه چیو میزنه به هم دادمیزنه اگه بهش بگم توهم مثلا کمک کن میبینه خونه ریخت و پاشه فقط بلده صداشو بلند کنه از این مشکلا تو این مدت داشتیم ویه موضوع دیگه مثلا وقتی من بهش اس میزدم لطفا داری میای خونه یه بسته قارچ بخر سریع جواب میداد مگه من عابر بانک تو هستم . اصلا فکر نمیکنه که مسیولیت زندگی باید با مرد باسه چون من خودم شاغلم فکر میکنه دیگه اون نباید خرجی واسه خونه بکنه تو این هفت سال حتی یه جوراب برام نخرید من خودم باید همه چی واسه خودم بخرم حتی واسه خونه هم من بیشتر از اون خرج میکنم .من سر این چیزا از دستش ناراحت بودم . و اینکه سر هر چیز کوچیک عصبانی میشه و داد میزنه فرقی هم براش نمیکنه تو خونه ایم تو خیابونیم یا خونه خانواده من هستین یا خونه خانواده اون جلوی همه سر من داد میزد وجقدر من از این کارش عذاب میکشیدم و خیلی وقتا شده داره رانندگی میکنه اگه راننده مقابلش بهش بگه بالای چشمت ابرو پیاده میشه قفل فرمونو برمیداره شروع میکنه به کتک کاری و وقتی من گریه میکنم میگه تو ساکت شو بجای اینکه طرفدار من باشی چرا گریه زاری میکنی واسه اینکاراش واقعا تو هفت سال منو اذیت کرد ولی باز من تحمل کردم جون دوسش داشتم و اون اومده میگه تورو نمیخوامبعد این همه مدت که منو عذاب داد جهار ماه زجرم داد دیروز اون به من میگه فکر کردم میخوای جداشی و اینکه امروز ازش سوالم میپرسم دیگه جواب نمیده اصلا وجودمو نادیده میگیره بخدا خیلی برام سخته داغون شدم چهار کیلو تو این مدت لاغر شدم .ببخشید خیلی طولانی شد.

  10. کاربر روبرو از پست مفید sarina_1362 تشکرکرده است .

    رنگین (چهارشنبه 13 خرداد 94)

  11. #58
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 خرداد 94 [ 15:56]
    تاریخ عضویت
    1393-12-18
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    1,952
    سطح
    26
    Points: 1,952, Level: 26
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second Class3 months registered
    تشکرها
    235

    تشکرشده 155 در 73 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سلام عزیزم
    فکر کردم دفاعت تموم شده عزیز من اون ترسیده ازاینکه نکنه تورو ازدست بده خوب دختر تو چرا واسش توضیح دادی مثه خودش کوتاه جواب اسشو می دادی دیگه هیچی براش توضیح نده کارای خودتو انجام بده وظایف زنانه اتو انجام بده
    راستی نمیدونستم شاغلی عزیزم اینجوری که میگی حس مرد بودن واقتدار و همه چیزو شوهرت ناخواسته و ازروی محبتی که بهش داری کشتی تمام وظایف مردونه رو گردن گرفتی وانتظارم داری مثه یه زن باهات رفتار کنه
    ببین گلم شوهرت دوست داره تو باید بهش کمک کنی تامردانگيشو به دست بیاره
    کلید مرد دکتر حبشيو حتما گوش بده

  12. #59
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 23 خرداد 94 [ 21:39]
    تاریخ عضویت
    1394-2-30
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    249
    سطح
    4
    Points: 249, Level: 4
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 24 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بعضی وقتها ما زن وشوهرها به حدی بهم نزدیک میشیم که همو نمیبینیم، نیازهای همو درک نمیکنیم و بهشون احترام نمیزاریم. الان نمیشه کاملا با گفته های شما قضاوت کرد چون حرفای همسرتون، دردودلهاشو که مانمیدونیم. ولی با توجه به مطالب شما احتمالا یجا کارشما اشتباه بوده که همسرتون دست به چنین کاری میزده. بنظر من بعنوان یه مرد اگه ببینم خانمم همه کارایی که شما میگین رو انجام بده و بمن هم گیر نده خوب کی بدش میاد راحت باشه هر چند وقت یبار هم با جیغ و داد شما رو میترسونه یا به اصطلاح امروزی دهن شما رو میبنده. الان هم بحث جدایی پیش امد با خودشون میگه شما خیلی ازش حساب میبرید. برداشت من از پست های قبلیتون این بوده که یه دفعه همسرتون اینجوری شده پس پیشنهاد روانپزشک را داده بودم. با توجه به حرفای شما میشه گفت همسرتون به این سبک زندگی عادت کرده. من نظرم اینه که شما یکم جدیتر باشید تا یه شکی به همسرتون وارد شه. بقول آبی آسمان عزیز شما وظایف زنانه خودتونو انجام بدین، مثل خودش جوابشو بدین و بزارین تا حس و درک مرد بودن بهشون برگرده. یکم احساس مسولیت کنن. شما احتمالا با خودتون میگین اگه من سرسنگین باشم ایشون میره دنبال یکی دیگه اونوقتش من بدبخت میشم. اینو از منه مرد به شما اینکه اگه همسرتون با کسی دیگه بخصوص خانمی درتماس باشه هیچ وقت نمیاد روبرو شما گوشی دستش بگیره و شروع کنه به اس ام اس دادن..... چرا؟ چون اگه یکم عاقل باشه و باخودش فکر کنه که اگه شما باهاش لج کنید و بخواهین سر همین موضوع حالشو بگیرین با مهربه خیلی راحت میتونید این کارو انجام بدین. پس بنظر من داره سربسرتون میزاره. چون همسرشما داره یسری کارای زنانه انجام میده برای در آوردن لج شما. جای مرد و زن در زندگی شما احساس میشه که عوض شده. اینم بخاطر تنبلی همسرشما و کوتاه امدن وانجام کارهای مردانه از سوی شما و دیگر اعضا خانواده بوده. حالا هم باهاتون سر حرفو باز کرد یا اس ام اس داد یکم سرسنگین تر جوابشو بدین، سریع نخندید. ازش بخواهین خرید خونه رو انجام بده. ازش بخواهین باهم برین بازار برای خرید سبزی یا هرچیز دیگه.... دوستان عزیز نطرات متفاوتی دارن شما سبک و سنگین کنید ببینید کدومش با توجه به شرایط زندگیتون بهتره که انجامش بدین.
    ویرایش توسط آرش کمانگیر : چهارشنبه 13 خرداد 94 در ساعت 16:09

  13. 2 کاربر از پست مفید آرش کمانگیر تشکرکرده اند .

    نَمْ نَمِ بارون:) (چهارشنبه 13 خرداد 94), آبی آسمان (چهارشنبه 13 خرداد 94)

  14. #60
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    با این توضیحاتی که دادی، به نظر می رسه احساس مفید و موثر نبودن داره. فکر می کنه به درد زندگی شما نمی خوره و کاری نکرده
    حتی برای بچه داشتن هم تمایلی نداره و می بینه در این مورد هم نیاز و خواسته شما نادیده گرفته شده

    شاید ریشه اش در افسردگی و شرایط خانوادگیش هست که گفتی.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. هنوز دوسش دارم نمیتونم فراموشش کنم
    توسط saram در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 شهریور 93, 09:57
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: شنبه 27 مهر 92, 14:24
  4. *يافتن وسایل ضد بارداري در وسايل شخصي اش(کاندوم؛مساله این است!)
    توسط sepideh در انجمن سوء ظن، تجسس و خیانت همسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 اسفند 87, 15:09
  5. پاسخ ها: 537
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 بهمن 87, 10:58

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.