نمیدونم تا حالا احساس دلتنگی داشتید یا نه ؟ولی من ،همیشه این احساس با منه نمیدونم دلم برای کی تنگه اما احساسی مثل دلتنگی همیشه در درون منه. کاش میشد اینجا یه گروه تشکیل بدیم مدیر اجازه بده تمام دوستانی که بهشون خیانت شده یا داره خیانت میشه بیاییم با هم دردل کنیم . انقد درون این شهر احساس نا منی میکنم که نگو .دلم میخواد برم یه جای دور هیچکی منو نشناسه یه زندگی جدید یه روزای جدید ........دیگه هر صبح با نگرانی بیدار نشم دلم میخواد برم یه امام زاده یه دل سیر اشک بریزم خلاص بشم از این همه ازاردگی روح........ از ترس اون زن خودمو تو خونه حبس کردم دلم نمیخواد باهاش روبرو بشم. چطور میشه پوست کلفت و بی خیال بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
- - - Updated - - -
بین تردیدام گیر کردم . میخوام برم شهر خودم شوهرم رفت و امد کنه برای هر تصمیم گیری ترس های زیادی منو احاطه میکنه . چرا اینقد ادم ترسویی هستم . ترسو و مردد ،همیشه برای برداشتن هر قدمی تردید دارم . دلم میخواد تردید هام و ترسام رو کنار بذارم و بیخیال همه چیز باشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)