چه ظلم بزرگی در حق خودت کردی و یک زندگی نامعلوم و کاغذی رو روی آب بنا کردی.
این آقا به تنها چیزی که فکر نمیکنه ازدواجه.
بهتر بود از اول میگفتی بیاد عقد کنه و سریع یه جشن کوچیک بگیرین و بریم سر خونه زندگیتون تا بعد از اون هرچه قد میخواد درس بخونه.
نه این که شما رو.بلاتکلیف بزاره.
ببین اینده این شخص از این دو حال خارج نیست:
یا ردیف میشه و میره خارج که حتی اگه قصدش این باشه تو رم با خودش ببره , تا بیاد جا پاش محکم شه و زندگی بساطها اونجا 4 5 سال طول میکشه.
یا جور میشه و میره سربازی. با احتساب2 سال خدمت و بعد از اون فرجه ای که برای ساخت کار و بار و غیره نیاز داره, باز دست کم 4 5 سال زمان میخواد تا بهدعروسی برسه.
تا همینجاشم بهترین سالهای جوونیت که میتونستی خواستگارهای خوبی داشته باشی رو بخاطر تعهد روی آبی که یه این آقا دادی سوزوندی.
دوست داشتن و عشق خوبه اما وقتی خودخواهی و بی فکری کنارش باشه به چه درد میخوره? این آقا هرچه قدر هم دوست داشته باشه اما حقیقت اینه که علاقه ای به ازدواج نداره و صرفا در حد همین دوس دختر بودن میخوادت. تمام هدفش درس هستش و ازدواج طبق شواهد تا 5 سال اینده توی هیچکدوم از برنامه هاش (چه بره اونور چه بره سربازی) نیست.
احساسنو بزار کنار و با عقلت تصمیم بگیر به اندازه کافی فرصت سوزی کردی
موفق باشی (با موبایل تایپ کردم احتمالا غلط املایی داره لین متن)








علاقه مندی ها (Bookmarks)