من هم با خیلی از حرفهات موافقم. داشتن زندگی خانوادگی و شخصی خوب و موفق ارجحیت داره به معروف و مشهور بودن و موقعیت اجتماعی خوب داشتن و از درون خالی بودن. امضای خودم را هم خیلی دوست دارم. واقعا اگر خانواده سالم باشه، جامعه سالم می شه.
می دونی تنها، این حس شادی عمیق و اعتماد به دنیا و دوست داشتن زندگی باید در کودکی به بچه داده بشه.
چند تایی از سخنرانیهای دکتر بابایی زاد را که شکوه لینکش را گذاشت (دانلود رایگان برنامه های دکتر علی بابایی زاد ) ، گوش کردم انگار به یه عالمه از سوالهای من جواب داد.
دلیل خیلی از رفتارهام را پیدا کردم. تشابهاتی که در تصمیم گیریهای من و اتفاقهای زندگیم در 4 سالگی و 14 سالگی و 24 سالگی بود ..... انگار همون بچه داره باز تصمیم می گیره. هیچ چیز تغییر نکرده. زندگی امروزم یه مدل بزرگتر از زندگی 4 سالگیمه. این همممممممه تشابه. سالها درس خوندن و زندگی کردن و تجربه کسب کردن و .... باز همون بیس شخصیتی داره تصمیم می گیره قدم بعدی چیه. ناخودآگاه و بدون این که بدونم.
تازه می رسی به مرحله آگاهی که چه چیزهایی توی تصمیم گیریهات موثره.
مقاله ای خوندم در مورد تاثیر عمیق تجربه های نوزادی و یکسال اول زندگی روی نگرش ما به جهان اطرافمون. تقریبا شبیه همون صحبتهایی که دکتر بابابی در مورد این که چطور رفتار والدین، بخصوص مادر در نوزادی روی برداشت ما از دنیا و ناخودآگاه ما تاثیر می ذاره. چطور می شه که یه نوزاد و یک کودک به این نتیجه می رسه که دنیا زشته یا زیبا. تا به حال فکر می کردم کودکی روی زندگی ما خیلی تاثیر داره. الان فکر می کنم کودکی روی زندگی ما تاااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااثیر داره.
به نظر من برو این سخنرانیها را گوش کن. آگاه که بشیم، یه قدم به بهتر زندگی کردنمون کمک می کنه.
حداقل می تونیم به اون قسمت ناخودآگاهمون و اون چیزی که باعث خیلی از تصمیماتمون می شده مسلط تر بشیم.
باید روی بالغمون کار کنیم. خیلی زحمت و انرژی می بره. اما می شه یه کاری کرد. باید یه کاری کرد.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : پنجشنبه 07 خرداد 94 در ساعت 13:13
علاقه مندی ها (Bookmarks)