سلام دوست خوبم اميدوارم خوب باشي. يك سوال از شما و از همه دوستاني كه مشكل شبيه شما دارم مي پرسم تو رو خدا صادقانه جواب بدهيد.شما دوست عزيزم وقتي كه ازدواج مي كرديد اصلا از شوهرتون در مورد زندگي و محل و نحوه اون با همديگه صحبت كرديد؟اگر قبل از عقد يا حتي قبل از شروع زندگي صحبت كرديد و با آگاهي از اينكه شوهرتون مادري دارند و شما بايد با اون زندگي كنين و خلاصه شرايط رو قبلا ديدين فكر كنيد و با وجدان تمام جواب بدهيد.اگر همينطوره كه ديگه شما بايد با اين زندگي كنار بياييد و توقعات رو پايين بگيريد ولي اگه شوهر شما قبل از ازدواج به شما زندگي مستقل قولش رو داده بله حق داريد ناراحت بشيد و اگه اصلا صحبتي در اين موارد نكرديد باز شما اشتاه كرديد و بايد قبلا روحيات خودتان را مي سنجيديد و بعد بعله مي گفتيد نميخوام از حرفام ناراحت بشيد بلكه برعكس من هميشه وقتي دچار ناراحتي ميشم فكر مي كنم كه آيا اين شرايط رو ميدونستم و دانسته واردش شدم؟يا نه من اصلا كاملا بي تقصير بودم.به هرحال شما اون زماني كه ازدواج كردي و بله گفتي بخاطر شوهرت چون دوستش داشتي اومدي زندگي اون پس حالا بايد شرايط و خانوادش رو هم دوست داشته باشي.اينطوري كه پيش ميري خودت رو بيشتر زجر مي دي و خودت رو از چشم شوهرت ميندازي كه .بايد با سياست عمل كني.يك مورد ميگم كه با چشم خودم ديدم دختر خواهرشوهر من وقتي ازدواج ميكرد متوجه بودند كه شوهرش يك مادر داره كه با اون زندگي ميكنه با اين آگاهي چون شرايط شوهرش خيلي خوب بود باهاش ازدواج كرد.شما فكرش رو بكن مادرشوهرش توي پذيرايي اين تختش رو گذاشته بود و همونجا دراز مي كشيد و هر روز دختراش و دوستاش ميامدند و اين بايد از اونها پذيرايي ميكردو زبان مادرشوهرش رو نگو چون خودم از نزديك ديده بودم من خودم هر موقع ميرفتم خونه اونا قلبم درد ميگرفت اصلا روحيه اين زندگي در من وجود نداره ولي دختر خواهرشوهرم چندين سال فكر كنم 13 سال با اين شرايط به خوبي كنار اومد و با اينكه سنش كم بود ولي با سياست و احترام كاري كرد كه الان مستقل توي يك خونه سه خوابه زندگي ميكنه و مادرشوهر در يك طبقه جداگانه البته جدا از اينها پيش دختر و پسر ديگرش هست.بايد تو هم ياد بگيري و با احترام و فكر عمل كني و زندگي رو از نگاه ديگه اي كه قشنگه بهش نگاه كني.تو اين شرايط رو قبلا ديدي و الان توي خونه شوهرت هستي سعي كن وقتي مادرشوهرت سرش مشغوله و مثلا مهموني داره برو طبقه خودت و خودت رو مشغول كن.تو مجبور به نگهداري بچه هاي جاريت نيستي فقط به شوهر و مادرشوهرت احترام بزار دل اين دوتا رو كه از تهش بدست آوردي ديگه شما ميشي مورد احترام همه و خانم خونه.مشكلات هميشه هست تو بايد اونقدر قوي باشي كه به مشكلات بخندي