اوایل ازدواج ادم ایده ال طلبه و میخواد همه چی پرفکت باشه همه تومهمونی بگن واو عجب پسری چه تیپی چه قیافه ای چه خونواده ای چه شغلی
مدامم میترسه که مبادا اشتباه کرده باشم تا حدی این شک و تردید ها طبیعیه حالا شما هیچی گیر نیاوردی گیر دادی به لهجه ی خونوادش
میشه بگی لهجه ی مادرش چه تاثیری روی زندگی توداره یا طرز لباس پوشیدن خاله هاش؟
اینها همش مربوط به اون چندتا مراسم اوله بعد که گذشت میمونی خودتوهمسرت
من کاملا نگرانی های شما تازه عروس خوبو درک میکنم اما سعی کن قبل ازدواج واسه خودت حلش کنی فردا نذاری همین تفکرت باعث بشه تو چشمت همسرت و خونوادش کوچیک بیان
همه ی ادما دوس دارن یه مادر شوهر باحال گیرشون بیاد کیه که بدش بیاد
من خودم هروقتی که با مادرم حرف میزنم و میگه با عروسم بیرونم یاقراره عروسم بیاد دنبالم یا باهم رفتیم خرید ته دلم یه جوری میشم دلم میخواست مادرشوهر منم اونجوری بود اهل گردش و تفریح و خرید و خندیدنو اینا بود اما در همین حد ناراحت میشم
دیگه خیلی واسم مهم نیست
بخدابعضی وقتها عروسمون یه لباسی میخره مثلا کوتاهه یا بازه خلاصه یه ذره مورد داره مامانم همچین میگه وای چقدر بهت میاد وای خیلی شیکه مبارکت باشه که من
همینجورمیمونم انگار انجلینا جولی روبروش وایساده در حالیکه من یه ذره ارایش میکنم مدام مادرشوهر پدرشوهرم اخمو تخم میکننو متلک میندازن
اوایل منم خیلی این قضایا ناراحتم میکرد اما بعدها فهمیدم خب اگه اینجوری نبودن بهتر بودولی حالام که نیستن اسمون به زمین نرسیده مهم همسرتونه درسته خونواده شوهر رو نباید خیلی بی اهمیت دید اما اونجوریام این تفاوتها مهم نیستن مخصوصا اگه دورم باشن
تفاوت های فرهنگی میتونه خیلی وسیع باشه یا میتونه محدود به طرز لباس پوشیدنو چه میدونم لهجه و این چیزا باشه ببین اگر در همین حدهستن به نظرم مهم نیست اما اگه میدونی تفاوت ها خیلی بیشتر ازین حرفهاست بیشتر فکر کن
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است اگر بدانید که چطور زندگی کنید
ویرایش توسط sahar67 : سه شنبه 05 خرداد 94 در ساعت 17:25
علاقه مندی ها (Bookmarks)