به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام دوست عزيز
    من باهاش صحبت كردم ولي از اونجا رفتن به خونه رو نميدونم درسته يا نه. ضمن اينكه اصلا شايد خانوادم نزارن برم. يا اگه رفتم دفعه ديگه هم اين مشكل پيش اومد بيشتر سرزنشم كنن. از اينا ميترسم. يا اگه دوباره اين اتفاق بيفته و بحث و دعوا بشه اين دفعه همسرم بهم نگه ... خوردي كه اومدي. اين فكرا رو كه ميكنم نميتونم تصميم بگيرم. و ضمن اينكه اگه خودم برم اونم همينطوري اونوقت قضيه زدنشو چكار كنم؟

    سلام خانم ياري خواه عزيز
    در اينکه از نظر کنترل احساسات (خشم ، عصبانيت، عشق و ....) هم شما و هم همسر شما بايد روي خودتون کار کنيد. اما الان بحث ما فقط شما هستيد. چون شما هستيد که اينجا کمک خواستين نه همسرتون . من خودم از مشاوره حضوري استفاده کردم از راهنماييهاي مدير محترم همدردي هم استفاده کردم . براي حل تمام مشکلات اول بايد از خودمون شروع کنيم.
    در مورد اينکه شما بيرون با هم قرار بزاريد. به نظر من اينجوري نه ديگه حرف شما مي شه . نه حرف ايشون . در ضمن بعضي ها از جمله همسر شما به اين مطلب خيلي حساس هستند که زن خونه رو ترک نکنه. همسر من که از همون اول تو خوشي بهم گفت اگه يه روز رفتي خونه بابات ديگه هيچ وقت برنگرد.
    در ضمن زن و شوهر بايد با احترام صحبت کنند. شما که اصلا به قهر از خونه نيومده بودي. بيرون چون همسرت خونه نبود با اصرار مادر شوهرت و مادرت رفتي حالا که همسرت بر گشته ديگه تنها نيستي اما حالا چون هنوز دلخوري به نظر من البته باز هم ميگم به نظر من اصلا بد نيست که دوباره برگردي خونه .
    براي سه موردي که قبلا گفته بودي از جمله کتک کاري و اينها هم بيرون از خونه باهاش صحبت کن. ولي من فکر کنم شما جون بنده خدا رو به لب مي رسوني ايشون هم که کنترل احساسات ندارند و خلاصه کار به کتک کاري مي کشه. بايد اساسي هم شما و هم ايشون رو رفتارهاتون تجديد نظر کنيد و واقعا بخواهيد که خودتون رو اصلاح کنيد.

    اگه من نتونم كنترل كنم اونم بايد كنترلشو از دست بده؟
    قراره که ما فقط خودمون رو کنترل کنيم و روي خودمون تمرکز کنيم. اينطوري وقتي ما آروم باشيم همسرامون هم باطبع آرامش مي گيرند. لطفا از همسرت توقع نداشته باش. روي خودت تمرکز کن . وقتي عمق معني اين حرف رو بفهمي مي بيني که واقعا درستش هم همينه و راحت تر مي توني زندگي کني.

    ن اصلا توي دعوا پاي كسيو وسط نميكشم. ولي اون چرا. انقد ميگه ميگه كه منم مجبور ميشم مثل خودش بگم. البته بعد از اينكه چندبار بهش ميگم و فايده نداره.
    به نظرم اومد منظور همسرتون اين بود که اجازه نمي دن اختلافاتتون رو خانواده ها بفهمن يا اينکه جلو خودشون ازشون بد نمي گه اما شما اين کار رو کردي و زنگ زدي که بيان و آبروي شوهرتو جلو خانواده خودت و همسرت بردي. هر چند که پشت سرشون هم نبايد اونا رو دخالت داد. من هم وقتي با همسرم در مورد خانوادش دعوام مي شد اونقدر مي گفتم که اون هم تلافي کارم به خانواده من توهين مي کرد. ولي واقعا اخلاق شوهرم اين طور نبود و اين من بودم که باعث رفتارهاي شوهرم مي شدم. البته اينا مال قبله و الان مشکل من چيزاي ديگس چون شما و همسرتون رو جاي خودم و همسرم گذاشتم برداشتم اين بود عزيزم.

    دوست دارم ولي با چه تضميني؟ بهم بگيد چطوري هم به حرف همسرم گوش بدم هم محكم كاري كنم و برم و هم بتونم بقيه رو قانع كنم. اگه دفعه ي ديگه هم مشكل پيش اومد و اينبار اون به من گفت غلط كردي اومدي چكار كنم؟ اگه بازم گذاشت از خونه بيخبر رفت چه كنم؟
    احساس همسرم برام مهمه. ولي ميخوام عاقلانه به احساسش توجه كنم.

    تضمين اصلاح رفتارهاي هر دوي شماست. چرا بقيه براي شما مهم هستن. مهم شما و همسرتونه. اونه که قراره يه عمر باهاش زندگي کني. ولي شما نگران حرف بقيه هستي. با احترام به بقيه بگو همسرم عذرخواهي کرده و ازم خواسته برگردم. اصلا برو بيرون با همسرت وقتي که رفتي خونه به مامانت زنگ بزن بگو من خونه خودم هستم. يا اصلا از قبل با مامانت هماهنگ کن و با همسرت برگردين خونه مامانت و شام بمونين و برين خونه خودتون اما به خانوادت بگو اصلا به روش نيارن.

    ولي حتما در مورد ايراداتش باهاش صحبت کن و ايراد خودت رو بپذير بگو من ايرادات خودم رو فهميدم و سعي بر برطرف کردنش دارم و از تو هم مي خوام که اين کار و بکني

    دوست عزيزم.
    من فکر مي کنم سن شما و همسرتون خيلي کمه چون يادم نمياد جايي سنتو گفته باشي.
    همچنين من اصلا کارشناس نيستم و خودم تو زندگيم خيلي مشکل دارم البته الان با کمک دوستان و مشاوره و مدير محترم همدردي سعي در برطرف شدنش دارم و دارم رو خودم و زندگيم کار مي کنم. اما همه موارد به من اعلام کردن که 1- تمرکز اصلاح روي خودم باشه. اولويت اولم بچه هام و شوهرم باشه. صبرم رو زياد کنم. کنترل احساسات (خشم و نفرت و عشق و محبت و ... ) داشته باشم. اميدوارم دوستان هم بيان و نظراتشون رو بگن و من هم ايرادهايم رو مي فهمم ولي به نظرم نبايد اصلا زياد دور از خونه باشي .
    موفق باشي عزيزم

  2. کاربر روبرو از پست مفید عاشق خانواده تشکرکرده است .

    ياري خواه (چهارشنبه 30 اردیبهشت 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.