آقای شوهر نادم،
کاش بیشتر راجع به علت ندامت خودتون در این زمان خاص و پس از اینهمه فرصت هایی که برای ندامت داشتین در مقابل کسی که قلباً به ارزشمندی او واقف هستید توضیح می دادین.
اگر او هنوز کنار شماست، اگر این همه سختی ها رو تحمل کرده، اگر هنوز کارش به تیمارستان نکشیده، اگر همچنان اولویت های زندگیش رو تشخیص می ده و براشون فداکاری می کنه وبا از خود گذشتگی به پاشون نشسته ، ...
علتش اینه که همه آن چیزهای رو که در مورد خودتون و ایشون اعتراف کردین بخوبی هم خودش میدونه وهم میدونه که شما هم می دونید.
او میدونسته که چنین روزی میرسه و بزرگوارانه نه به آسانی براش صبر کرده و انتظار کشیده .
پس شاید بهترین پاداشش این باشه که در مقابلش خودتون رو به اشد مجازات محکوم کنید، و اون چیه ؟ همین که اون غرور لعنتی رو که تو آخرین پستتون بهش اعتراف کردین و منشأ همه این کارهای زشتتون بوده پیش پاش سرببرین، همونهارو به زبون بیارین ازش حلالیت بخواین وبعد دور بایستین در خدمتش آنقدر بی دریغ و توقع و منت و هیچ چشمداشتی بهش خوبی کنین تا ببینین خودش کی به شما اجازه نزدیک شدن میده.
باید صبور باشین و امیدوار
چون کسی که توصیفش کردین لایقش هست
و خودش باید تشخیص بده کی شمارو ببخشه
تا اون زمان زجر کم لطفی ها و بی عنایتی ها و ندیده گرفتنهاشو به جان و دل بخرین
هر چقدر که میخواد ازش فاصله داشته باش و مزاحمش نباش
تا لایق جانان شوی
البته دعا میکنم که بتونین چون اینها که گفتم عزم و اراده مردانه ای می خواد آهنین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)