به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 خرداد 01 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-6-21
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    6,971
    سطح
    55
    Points: 6,971, Level: 55
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 179
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 73 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array

    سلام مهرناز جان يكبار جواب نوشتم نميدونم چرا ديده نميشه دوست خوبم اول بايد روي خودت كار كني و اون هم كم كردن حساسيت هست من هم سالهاي اول زندگيم مثل تو بودم شوهرم آدم خيلي ركي هست و هر كار يا حرفي كه خوشايندش نباشه اعتراض ميكنه و زود جبهه ميگيره اوايل از حرفاش دهنم باز مي موند متاسفانه منم آگاهي نداشتم همش از خانوادم طرفداري مي كردم ولي بعد ها ديگه خودم رو عادت دادم ديدم خب بعضي مواقع هم اين بيچاره راست ميگه خب. تو هم بايد بدون طرفداري قضاوت كني مثال ميزنم ميگه مادرت هميشه بيرونه خب اگه واقعا از 10 بار رفتنتون 7 بار اينطوري هست خب تو هم توي دل خودت فكر كن ببين اگه راست ميگه ديگه چرا طرفداري مادرت رو ميكني اونم پيش شوهرت.ميتوني با خنده و شوخي بگي وا مامان راست ميگه شوهرم(اسمش) شما هم خودتون رو خيلي گرفتار ميكني يكم تو خونه بيشتر استراحت كن.بعدا ميتوني به مادرت بگي كه پيش شوهرم اونطوري گفتم بزار شوهرت يقين كنه كه طرف اون هستي.واقعا من نميدونم چرا مرد و زن هر كدوم بيشتر پدر مادر خودشون رو مثبت مي بينن. به عينه بگم دوست من يك مثال بزنم پدر مادر من ميان خونمون پيش بچه ها چند بار شوهرم گفت بابات درجه يخچال خونمون رو كم و زياد ميكنه منم دفعه اول گفتم نخير اصلا اينطوري نيست حالا يكروز بابام اومده تو چرا پشت سرش حرف ميزني بعد نشستم با خودم گفتم خب راست ميگه اگه شوهر من بره خونه مامانم اينا به يخچالشون دست بزنه مامانم چي ميگه؟دفعه بعد خودم واقعا با چشمام ديدم كه بعد از رفتن بابام اينا درجه يخچال عوض شده عصر به شوهرم گفتم ميبيني بابام باز درجه رو عوض كرده بايد بهش بگم كه ديگه اينكارو نكنه ميدوني جواب شوهرم چي بود گفت خب ديگه باهاش كاري نداشته باش ولش كن خودمون دوباره عوض ميكنيم ببين به همين راحتي در حالي كه در حالت قبلي به قدري عصباني شده بود كه حد نداشت.هزار تا مثال ديگه هم هست كه بعدا واست توضيح ميدم تجربياتم رو تو سعي كن مثل من دير از خواب بيدار نشي كاري كن كه شوهرت مثل شوهر من بهت نگه هميشه منو به خونوادت فروختي تو بيشتر طرف شوهرت رو بگير با احترام با پدر مادرت رفتار كن اونم عادت ميكنه بعدا هم رفتارش درست ميشه.يك نكته ديگه عزيزم تو وقتي ميري خونه مامانت اينا با شوهرت از قبلش هماهنگ كن كه خونه باشه ديگه سعي كن خودت هرموقع خواستي بري ديدنشون ولي وقتي شوهرت هم مياد دعوتي باشه مثلا من طول ماه هر موقع دلم خواست بچه ها رو برميدارم ميرم خونه مامانم اينا يا باهاشون بيرون ميرم مامانم اينا هم چون مثل مامان تو زياد خونه فاميل و بيرون ميره خودش ماهي يكبار يا توي مناسبتها واسه شام و ناهار دعوت ميكنه شوهرم رو هم عادت دادم دم به دقيقه سر نزنيم بلاخره اونا زندگي و كار و گرفتاري دارن ديگه.شاد و موفق باشي

  2. 3 کاربر از پست مفید elsay تشکرکرده اند .

    mehraz2 (شنبه 02 خرداد 94), nika lili (شنبه 02 خرداد 94), همسر (دوشنبه 28 اردیبهشت 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.