سلام شکوه عزیز ،اول عذرخواهی برای دیر جواب دادن.دیروز تمام عصر دنبال چیزی بودم وقتیم اومدم خونه اعصاب خورد از این که کارم انجام نشده بود
______________
شکوه من یک دوست مثه شما داشتم برای یکسال الان ده سال از زندگی جلو بودم.
دکترم مغز و اعصاب نرفتم ،اعصاب و روان رفتم.مغز و اعصاب هنوز نرفتم نیمدونم نیاز دارم یا نه
اون دکتر بک قرص بیشتر نداد و نوبتش گیرم بیاد یکی دوهفته دیگه میرم پیشش ببینم چی شده
اما خب فکر کنم واقعا به روانشاس هم نیاز داشته باشم ،از فکرای خودم و حرفای شما و دوستان میشه متوجه شد. من هیچ خلاقیتی هیچ تنعوی هیچ ابداعی درمن من نیست، یکجورایی مرده ام . من طوری بزرگ شده که گوشه نشین شدم.مادرم از ترس اینکه ما منحرف نشیم مارو خونه نشین کرد و این اخلاق در ما موندگار و بعد عادت شد
من یکجوری میشه گفت در محدودیت هام گیر افتادمم. خودمو به محدودیتام محدود کردم .به غصه خوردن براشون . به جلو نرفتن ازشون
فکر کنم به روانشاس بالینی با شاخه شناختی همچین چیزی نیاز دارم.چون خیلی تفکرات و عقیده های اشتباه در کنار انتخابای اشتباه و رفتارای سخت و پیچیدم هست. رفتارایی که روزگارو بهم سخت تر میکنه
اگه تو زندگیم ادمهایی رو انتخاب کردم و رفتراهایی رو چاشنی رفتار باهاشون کردم همه از اشتباهات شناختیم سرچشمه میگیره
اره خجالتو هم میرارم کنار ممنون مینوش و ممنون شکوه








علاقه مندی ها (Bookmarks)