انگار حوصله دوستان رو سر بردم و کسی دیگه نمیخواد باهام همدردی کنه!!!!!!!!!!!!بی اندازه ناراحتم . دیدن اون زن و عکس العملاش خیلی پریشونم کرده مدام با خودم میگه شوهرم چطور تونسته با همچین ادمی رابطه داشته . نه اینکه چون اون زن اذیتم کرده این حرف رو بزنم ولی باور کنید اون زن از نظر ظاهر و اندام در سطح پایینی قرار داره ،در حالی که شوهرم همیشه این مساله براش خیلی مهم بود . نمیدونم شوهرم اسیر چیه این زن شده بود. دلم میخواد به یه چیزی پناه ببرم !رو شونه کسی گریه کنم! دلم میخواد خودم رو خالی کنم !دلم میخواد مغزم رو تهی کنم !!!!!
- - - Updated - - -
یه غم بزرگ قلبم رو احاطه کرده دیگه نفس کشیدن هم برام سخت شده . چرا چرا من بادید این همه غذاب رو متحمل بشم . دردم رو به کی بگم چقد تنهام








علاقه مندی ها (Bookmarks)