با درود به همه یاران؛همه حرفهای شما خوب بود و زیبا و من هم خود را با اجازه شما وارد بحث کنم.بنده در اینجا نگاهی انتقادی به موضوع:*ستاره* و بازخوردهایش خواهم داشت. دوستان این موضوع یک طوریست که باید خیلی مرافب باشیم دچار زیاده روی یا کمکاری در آن نشویم،آن قدر پس یا پیش نرویم که خدای نکرده از یک ور پشت بام بیفتبم!یک اشکالی که به هر دو همراه فرهیخته دارم اینستکه:یکی زن است و یکی هم مرد و دیگر آنکه دیدگاه های ستاره کمی رادیکال و زنانه و مال معشوق همینجاست -با توجه به خون و خونریزی میان من و او که ختم به خیر شد-دینی است و تازه شمشیرهای خود را نیز از رو بسته اند: آماده ستیز کلامی.چاکر هردوی شمایم،ولش کنین،ای بابا!! . . . . . بگذریم؛ببینید دوستان ما الان در زمانه ای زندگی می کنیم که بهرحال در کشورمان یک نظام دینی و ایدئولوژیکی حاکم است که همه هم میدانیم :ایدئولوژی باید نباید دارد و دین هم فروعی و دستوراتی، پس آز آنچه در سطح جامعه می بینیم نباید زیاد دلگیر شویم و با این وضع موجودم کاریش نمی شود کرد؛ از نظر رشد فرهنگی-اجتماعی هم،که از تفکر سنتی خیلی خیلی اندک گذشته و به دوران گذار داریم می رسیم.دورانی که در اندیشه و منش داریم گیج گیجی می زنیم و یک کارهایی می کنیم که تازه اولشه،یک چیزهایی از جهان مدرن-و نه حتی جهان داده ها-شنیدیم که داریم بتدریج با آنها آشنا می شویم. چرا اینها را برشمردم چون این روزها هر گفتگو یا بحثی هست،یکی از سنت و دین میگه و محکم و شیفته از آن پایگاه فکری و فلسفی سخنپرانی می کند و یکی هم از پایگاه نظری جهان مدرن.خوب نمیشه دیگه. یکی دوره اش گذشته و از این یکی نیز تنها دستاوردهایش را آنهم از نوع درجه دو و بدون پالایش ذهنی،بکار می بریم و بدلیل نارسایی ذاتی هردو ی اینها به نتیجه ای نمی رسد و این سوای متفاوت بدون و اختلاف میان ایندوس. ستاره گرامی ما میراث دار تاریخی مردسالارانه هستیم که در روان مردم ریشه دارد و با وجود سیستم عفیدتی حاکم و این عادات و کردار لعنتی مردمان این دیار باید شکیبایی داشت تا کم کم دگرگونی در آنها پدید آید که به عمر ما قد نمی دهد و از سوی دیگر این زن گرایی(فمنیسم) وارداتی غربی هم که در برخی جاها دیده میشود،از دیدگاه من دارای کاستیهای بسیاری است که باید برطرف گردند. من در پرسمان خودم نکاتی را خواهم آورد که به درد این گفتگو هم می خورد؛؛؛بدرود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)