به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 78
  1. #51
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شاید خیلی زود باشه که این حرف و بزنم ولی خدارو شکر آروم شدم و دارم کنترل احساساتم و بدست میگیرم. ( گوش شیطون کَر) از دیروز بعداز ظهر خیلی آرومم!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    حتما یک جلسه با مادر پسرتون «نه همسرتون» در حدود مثلا یک ربع صحبت کن .... حتما از قبل هم از ایشون تقاضا کن که چنین وقتی رو به شما اختصاص بده ..... ن
    طبق گفته " بالهای صداقت "عزیز یه پیام به همسر سابقم فرستادم
    - سلام خسته نباشی.
    جوابی نیومد!
    بعدش نوشتم: خوبی؟ علیرضا چطوره؟
    جواب داد: سلام، علیرضا خوبه، خدا رو شکر.
    چند دقیقه بعد یه پیام دادم با این متن:
    میدونم تو هم مثل من خوب نیستی! میخواستم اگه اجازه بدی یه وقت بذاری با هم صحبت کنیم. باید باهات حرف بزنم!

    هنوز جوابی نداده !
    میخواستم راهنمایی کنید که الان چیکار باید بکنم؟

  2. 2 کاربر از پست مفید morteza2487 تشکرکرده اند .

    parsa1400 (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), بارن (سه شنبه 08 اردیبهشت 94)

  3. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منظورتون اینه که صبر کنم! نه؟؟؟

  4. 2 کاربر از پست مفید morteza2487 تشکرکرده اند .

    paiize (پنجشنبه 10 اردیبهشت 94), parsa1400 (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94)

  5. #53
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 فروردین 96 [ 14:28]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    6,459
    سطح
    52
    Points: 6,459, Level: 52
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    305

    تشکرشده 406 در 145 پست

    Rep Power
    51
    Array
    مرسي جناب مرتضي از روند رو به آرامشي كه در پيش گرفتين. راستش من مي ترسيدم براتون كامنت بذارم چون ديدم به بعضي كامنت ها سريع واكنش دادين. جناب مرتضي هر ارتباطي از حداقل دونفر تشكيل شده و همه اعضا به اندازه خودشون توي شكوفايي يا از بين رفتن اون رابطه نقش دارن. بنابراين شما نمي تونين ١٠٠٪ مقصر باشين. اين بسيار عاليه كه توانايي تشخيص ايرادهاي خودتون رو داشتين و اينجا حضور پيدا كردين. بنابراين الان كه شما اينجايين راهنمايي دوستان صرفا خطاب به شماست. ما كه اينجا نمي تونيم روي رفتارهاي همسرتون تاثيري بذاريم! خدا رو شكر كه اكثريت دوستاني كه نظر گذاشتن خانم هستن و اين كمك مي كنه كه تا حدي زيادي بهتر به روحيات خانم سابقتون نزديك بشين.

    در مورد واكنشي كه توي اين شرايط بايد انجام بدين، به نظرم خودتون بهترين قضاوت كننده هستين. شما ايشون رو بهتر از ما ميشناسين و بهتر مي تونين پيش بيني كنين.
    ١) اگر اصرار به ديدار كنين چه واكنشي نشون مي دن؟
    ٢) اگر اصرار نكنين، چه برداشتي مي كنن؟
    ٣) اگر اصرارتون رو ادامه ندين ولي توي جلسه ديدار به خاطر پسرتون، ناخواسته سر بحث رو باز كنين، عكس العملشون چه طوريه؟
    ٤) اگر به اصرارتون ادامه ندين و توي جلسه ديدار فقط حالت هايي از يك حرف خورده شده رو داشته باشين چه طور؟

    من به شخصه بيشتر با حالت ٤ موافقم. چون هم ذهنشون رو درگيرتر مي كنه و هم براي شما زمان ميخره تا روي خودتون بيشتر كار كنين. ولي باز هم شما بهترين قضاوت كننده هستين.

  6. 2 کاربر از پست مفید setare_000 تشکرکرده اند .

    morteza2487 (شنبه 02 خرداد 94), paiize (پنجشنبه 10 اردیبهشت 94)

  7. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ستاره عزیز واقعا ممنونم! هم از شما و هم از بقیه دوستان.
    الان واقعا منظورتون و دارم متوجه میشم و با راهنمایی های که خانومای محترم کردن خیلی چیزها رو متوجه شدم که قبلا هم توی روابطمون بود ولی بدلیل بی اطلاعی من از روحیات خانمها، اصلا به چشمم نمیومد. خیلی ذهنم باز شده و الان خیلی از کارهای همسر سابقم توی ذهنم مرور میشه و میفهمم همه اون کارها رو بخاطر دوست داشتن انجام میداده ولی من بد برداشت میکردم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط setare_000 نمایش پست ها
    ١) اگر اصرار به ديدار كنين چه واكنشي نشون مي دن؟
    ٢) اگر اصرار نكنين، چه برداشتي مي كنن؟
    ٣) اگر اصرارتون رو ادامه ندين ولي توي جلسه ديدار به خاطر پسرتون، ناخواسته سر بحث رو باز كنين، عكس العملشون چه طوريه؟
    ٤) اگر به اصرارتون ادامه ندين و توي جلسه ديدار فقط حالت هايي از يك حرف خورده شده رو داشته باشين چه طور؟

    من به شخصه بيشتر با حالت ٤ موافقم. چون هم ذهنشون رو درگيرتر مي كنه و هم براي شما زمان ميخره تا روي خودتون بيشتر كار كنين. ولي باز هم شما بهترين قضاوت كننده هستين.
    از راهکارتون ممنونم.
    خودم هم فکر میکنم تلفیقی از گزینه های ۳ و ۴ رو بکار بگیرم بیشتر جواب بده!
    الان پسرم و از مهد آوردم دکتر! بعدش میخوایم بریم پارک، بعدشم ببرمش پیش مامانش!
    سعی میکنم حتما ببینمش ولی بدون حرف! اومدم خبر میدم!!!! ...
    چقدر زود دیر میشه!!!

  8. کاربر روبرو از پست مفید morteza2487 تشکرکرده است .

    paiize (پنجشنبه 10 اردیبهشت 94)

  9. #55
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 اردیبهشت 95 [ 12:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    محل سکونت
    آلمان
    نوشته ها
    247
    امتیاز
    11,685
    سطح
    71
    Points: 11,685, Level: 71
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 365
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    3,178

    تشکرشده 1,387 در 220 پست

    Rep Power
    77
    Array
    احساسات تشکیل شدن از احساسات منفی و مثبت،شما باید بتونید در هر دو مورد اعتدال بخرج بدید! وقتی میگم شعله احساسات رو پایین بکشید منظورم هر دو احساس هستش!برای اینکه خودتو یه محک بزنی باید یه همی به خودت بزنی تا ببینی چقدر در مقابل مشکلات ثبات و استقامت داری،چقدر میتونی جلوی احساسات هیجانی رو بگیری،چقدر ظرفیت داری!!!

    ببینید شما دقیقاً مثل اون اولا که خودم که از همسرم جدا بودم بیقراری یعنی هنوز صبر و تحمل رو یاد نگرفتی، دوستان وقتی پست میذارن شما سریع میای و جواب تک تک پستها رو میدی در صورتی که بهتره که راهنمایی های دوستان رو بخونی یادداشت برداری و رو خودت و فقط خودت و رفتار و اشتباهات کار کنی... باید خانوم سابقتو رهااااا کنی، رهاااابه معنای واقعیش!!!


    الان فقط و فقط خودت هستی که باید بگردی اول ضعفهاتو پیدا کنی و رو هر کدومشون کار کنی و وقتی که از خودت صددر صد مطمئن شدی و خلا اخلاقی ندیدی گام بعدی رو به سوی همسرت بذاری...
    بالهای صداقت عزیز گفتند گام اول پذیرش، گام دوم ثبات در رفتار و شخصیت انها همه با تمرین و عمل خودشو نشون میده...
    بالهای صداقت گفتند با همسرتون یه ملاقات کوتاه داشته باشید ولی منظورشون این نبود که همین فردا واسه این ملاقات به خانومتون اس ام بزنید،پس اول گام اول و دو رو برید بعد وقتی به ثبات شخصی رسیدید گام بعدی رو بهتون میگم!

    باز هم میگم رو رفتار خودت کار کن، با این اس ام اسی هم که به خانوم سابقتون زدید ایشونو از خودتون یه نمه دورتر کردید...
    موفق باشید
    آرزو دارم،
    فاصله نباشه بین تو و تمام احساس های خوبت
    تو باشی و شادی باشه و یه دنیا سلامتی
    و امضاء خداوند بزرگ پای
    تمام آرزوهایت
    ویرایش توسط سوده 82 : چهارشنبه 09 اردیبهشت 94 در ساعت 17:01

  10. 5 کاربر از پست مفید سوده 82 تشکرکرده اند .

    morteza2487 (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), paiize (پنجشنبه 10 اردیبهشت 94), parsa1400 (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), اقای نجار (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), غزاله 91 (جمعه 11 اردیبهشت 94)

  11. #56
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سوده 82 نمایش پست ها
    باید خانوم سابقتو رهااااا کنی، رهاااابه معنای واقعیش!!!
    ممنونم از راهنماییتون
    یعنی منظور شما اینه که ۱۰۰% بیخیالش بشم؟؟؟
    حتی چند روز یکبار هم بهش اس ندم؟ یجوری که فکر کنه دیگه ولش کردم ؟؟؟
    ببخشید که زیاد سؤال میکنم! این موضوع و یه مقدار شفافتر برام توضیح بدید که متوجه بشم!
    چقدر زود دیر میشه!!!
    ویرایش توسط morteza2487 : چهارشنبه 09 اردیبهشت 94 در ساعت 19:23

  12. #57
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام

    پیشاپیش ببخشید از اینکه می خوام رک حرف بزنم...

    شما درگذشته دربعضی از رفتاراتون که اشاره کردید احساس محور و بی ثبات عمل کردید ...

    شما الان میگید که بامطالعه ی سایت ها متوجه اشتباهاتم شدم اما بدونید عمل با دانسته فرق داره .زمان 2 ماه برای اصلاح یک ادم خیلی کمه این ادعای شما نشون میده درمورد ازدواج مجدد احساس محور هستید و تحت تاثیر هیجاناتتون تصمیم می گیرید.

    برای ساختن زندگی مالی و کاری و... باید اول به خودتون متکی باشید .این یعنی استقلال فکری و احساسی . اگر نتونید توی این شرایط بحرانی روی زندگی خودتون مدیریت کنید چطور می خواید تضمین بدید که مدیر موفقی برای زندگی اینده همسرو فرزندتون باشید؟

    اعتماد به نفس و دوست داشتن خود: تا وقتی که خودت به خودت اعتماد نداشته باشی چطور انتظار داری همسرت بهت اعتماد کنه؟ اگر گاهی همسرت شدیدا توی دلش ترس این باشه که الان کار غیرعاقلانه ای انجام ندی بدون که هنوز برای آغاز زندگی مشترک جدید اماده نیستی.

    اگر بدون همسرت هیچی،بدون برای ساختن زندگی مشترک آماده نیستی چون چیزی برای بخشیدن به همسرت نداری !

    اگر روی عصبانیتت کنترل نداری بدووون برای ساختن زندگی مشترک هنوز آماده نیستی.

    اگر اکثرا نگرانی یکی از راه برسه و همسرت رو ازت بگیره بدون که خودتو لایق همسرت نمیدونی و این از اعتماد به نفس کم نشات میگیره و ربطی به شبکه اجتماعی و... نداره . اعتماد پایه اصلی هر زندگی ای هست.

    بزرگی آدما به این نیست که همسر یا دیگران رو مطیع خودشون کنن تا سرپوشی باشه برای عملکرد ناخوبشون بلکه به اینه که به عملکرد ضعیفشون اعتراف کنن و از دیگران به خاطر همکاری و درک اونها تشکر کنند وبرای فردای بهتر تلاش کنن.
    رضایت امری درونی هست گرچه عوامل بیرونی میتونه پررنگ و کمرنگش کنه ولی اصلش برخواسته از درون انسانهاست...

    ....وخیلی حرفای دیگه که مجال ذکرش نیست اما در آخر :

    فارغ از هرکسی و هروضعیتی که داری تلاش کن تا زندگی خودتو بسازی به بهترین نحو ....

    موفق باشی

  13. 5 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    morteza2487 (پنجشنبه 17 اردیبهشت 94), paiize (پنجشنبه 10 اردیبهشت 94), اقای نجار (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), سوده 82 (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), غزاله 91 (جمعه 11 اردیبهشت 94)

  14. #58
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    سلام

    پیشاپیش ببخشید از اینکه می خوام رک حرف بزنم...

    شما درگذشته دربعضی از رفتاراتون که اشاره کردید احساس محور و بی ثبات عمل کردید ...

    شما الان میگید که بامطالعه ی سایت ها متوجه اشتباهاتم شدم اما بدونید عمل با دانسته فرق داره .زمان 2 ماه برای اصلاح یک ادم خیلی کمه این ادعای شما نشون میده درمورد ازدواج مجدد احساس محور هستید و تحت تاثیر هیجاناتتون تصمیم می گیرید.
    نمیدونم این جوابهایی که میخوام بدم چه برداشتی ازش میشه! من همسرم رو طلاق احساسی ندادم که الان بخواد احساسی و هیجان محور قلمداد بشه .توی اون شرایط روحیش نخواستم باهاش مخالفت کنم و فقط خواستم هر چیزی که میگه انجام بدم تا آروم بشه و دوباره برگردیم سر زندگیمون.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    برای ساختن زندگی مالی و کاری و... باید اول به خودتون متکی باشید .این یعنی استقلال فکری و احساسی . اگر نتونید توی این شرایط بحرانی روی زندگی خودتون مدیریت کنید چطور می خواید تضمین بدید که مدیر موفقی برای زندگی اینده همسرو فرزندتون باشید؟
    زندگی کاری و مالی من در حد اداره یک زندگی معمولی هست!
    عرض کردم همه کاری انجام میدم. الانم حدود دوساله با ماشین کار میکنم . هیچی که نباشه حداقل اندازه یک کارمند درآمد دارم.
    کارهای شرکتی خودم رو هم دنبال میکنم، مشتری دارم! قرارداد دارم و ...
    توی پستهای اول هم گفتم " همسرم میگفت من پشتوانه مالی میخوام " من باید جور زیاده خواهی های همسرم رو بکشم؟؟؟

    - - - Updated - - -


    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    سلام

    اگر اکثرا نگرانی یکی از راه برسه و همسرت رو ازت بگیره بدون که خودتو لایق همسرت نمیدونی و این از اعتماد به نفس کم نشات میگیره و ربطی به شبکه اجتماعی و... نداره . اعتماد پایه اصلی هر زندگی ای هست.
    اعتماد بحثش جداست! میشه همسرمن لخت بره توی خیابون بعد من چون بهش اعتماد دارم، خطراتی که اون رفتارش ممکنه براش ایجاد بشه بهش توضیح ندم؟؟؟ و بذارم هر جوری که دوست داره رفتار کنه و با نادیده گرفتن من بهم بی احترامی کنه؟؟؟؟

    - - - Updated - - -

    من در گذشته هم آدم بی منطقی نبودم! یکسری ایرادهای رفتاری داشتم که خدارو شکر به بعضیاش واقف شدم و برای پیدا کردن و برطرف کردن بقیه شون هم دارم سعی خودم و میکنم .
    حالا مگه همه انسانها از همه نظر کاملن که شما میگید بدرد زندگی مشترک نمیخوری!
    البته میدونم که الان اینجا متهم اصلی منم و همه دوستان بخاطر رفع مشکل من اینجان و دارن زحمت راهنماییها رو میکشن! و رک صحبت کردنها هم شاید یک شیوه مشاوره دادن باشه تا تلنگری باشه برای من یا سنجیدن عکس العملی که قراره نشون بدم .
    چقدر زود دیر میشه!!!
    ویرایش توسط morteza2487 : چهارشنبه 09 اردیبهشت 94 در ساعت 21:49

  15. کاربر روبرو از پست مفید morteza2487 تشکرکرده است .

    غزاله 91 (جمعه 11 اردیبهشت 94)

  16. #59
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پستی که دیشب گذاشتم نمونه بارز هیجان محوری و عدم کنترل احساساتم بود!
    از دوستان عذر خواهی میکنم!

    وقتی پست رو ارسال کردم متوجه شدم، خواستم حذفش کنم ولی نتونستم. بعد از اون تصمیم گرفتم عاقلانه تر فکر کنم!

    فقط یه موضوع کوچولو. دیشب که رفتم خونه همسر سابقم که پسرم و تحویل بدم، تصمیمم گرفته بودم که کلا بیخیال صحبت کردن بشم.
    پسرم خواب بود، فقط سلام کردم و بدون هیچ حرفی دادمش بغل مامانش و گفتم خداحافظ! . ولی کاملا احساس کردم که توقع داشت برم تو واسه صحبت کردن! ولی بروی خودم نیاوردم و اومدم پایین!
    چقدر زود دیر میشه!!!
    ویرایش توسط morteza2487 : پنجشنبه 10 اردیبهشت 94 در ساعت 09:07

  17. 2 کاربر از پست مفید morteza2487 تشکرکرده اند .

    Eram (چهارشنبه 16 اردیبهشت 94), غزاله 91 (جمعه 11 اردیبهشت 94)

  18. #60
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    جناب مرتضی بازهم که عجول شدید!!
    رها شدن یعنی اینکه فعلا به خودتون وضعفهایی که دارید فکرکنید.
    اول شرایطتون روبپذیرید...اینکه طلاق اتفاق افتاده...اینکه الان دیگه اون همسر شمانیست

    دوم اینکه باید روی ضعفهاتون کارکنید...اشتباهات گذشتتون...نه اینکه ازگذشتتون انرژی منفی واسه خودتون درست کنید...نخیر...بلکه فقط باید ازلحظه لحظه اش تجربه به دست بیارید

    فعلا فقط خودتون...فقط خودتون
    اصلا تصورکنید قراره بایه خانم که تاحالا نمیشناسیش دوباره آشنابشی....خودتون روازنوواسه تشکیل زندگی آماده کنید...حالا یاهمسرسابقتون یایکی دیگه!!!
    مهم تغییرات وشکوفایی شماست...که اگه اتفاق بیفته همه چیز خودبه خود حل میشه
    ارتباطتون روکامل باهمسرسابقتون قطع نکنید...اما بی قراروعجول هم نباشید...میانه روباشید
    رفتاردیروزتون هم باخانمتون خوب بود.

    مثلا میتونی بهش بگی من تصمیم گرفتم خیلی چیزهاروتغییربدم وتااون موقع نمیخوام تورواذیت کنم وتحت فشاربزارم
    وهرچندوقت یکبارکه دیدینش اینو نشون بدید
    رفتاردیروزتون باخانمتون خوب بود اما حواستون باشه سردی وبی حوصلگی بهش القا نکنید

    این اس فرستادنهای زود به زودروهم ترک کنید
    همینطور جواب پستهاروزودبه زود دادن....

    صبروخودساختگی وکنترل احساسات روازهمین چیزهاشروع کنید
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  19. 5 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Eram (جمعه 11 اردیبهشت 94), morteza2487 (پنجشنبه 10 اردیبهشت 94), parsa1400 (شنبه 12 اردیبهشت 94), سوده 82 (پنجشنبه 10 اردیبهشت 94), غزاله 91 (جمعه 11 اردیبهشت 94)


 
صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم را دوست دارم، اما به من خیلی بی توجه شده!
    توسط maryam_sh در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 آبان 93, 19:32
  2. شوهری که منو دوست داشت حالا به من بی توجه شده!!
    توسط مژگان 2 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 31 شهریور 91, 08:33
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  4. ناتواني در بيان دوست داشتن
    توسط ايدا هاشمي در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 07 دی 86, 01:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.