به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 12 نخستنخست 1234567891011 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 118
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 تیر 95 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    157
    امتیاز
    3,642
    سطح
    37
    Points: 3,642, Level: 37
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 58 در 38 پست

    Rep Power
    30
    Array
    از همتون ممنونم از خانوم شیدا.خانومه ریحانه و بدنبال خوشبختی.دقیقا فرموده هاتون درستن.در جواب ریحانه خانوم اینکه غیر از اون مورد دیگه چه مواردی پیش اومده.چندین مورد بوده یکیش مثلا قبلاپیراهن با شلوار میپوشید بین مهموناشون لباسای تنگ و بدن نما پیرهنش طوری بود ک مثل پسرها کمر به پایین شلوارش و ..معلوم بودتنگ تنگ.بعد چند روز بهش گفتم ک اون لباسهای کوتاهتو لطفا پیش خونواده خودمون بپوش پیش مهمونا نپوش .اقا این و کرد یه دعوا ک تو به من گیر میدی و فلان...یعنی تو خونه خودشون نگفتم ک بگه همونجا گفتی بیرون ک بودیم بهش گفتم.ولی 1هفته قیافه و دعوا را انداخت به مامانش گفت به خواهراش گفت.بعد مامانش اومد بهم گفت اون لباسارو از اول داشت .کمد لباساش پره تز اونجور لباسها.بعد به همسرم گفت ک اونارو اتیش میزنیم تا راحت شه.خلاصه بگم وقتی مثلا میگم خانوم این عکستو از تانگو بردار انگار زبونم لال فحشش میدم.یا از لاین عکس بیحجابتو بردار میگه ک پسوردشو گم کردم نمیشه.میگم بده خودم پاک کنم میگه بعدا یه کاریش میکنم.اوایل گوشیشو از من قایم میکرد رمز داده بود.منم والا گفتم بهش ک گوشی خواخرمو دس نمیزنم گوشیه هیچکسو دس نمیزنم ولی ایشون یه کاری کردن ک حساس شدم ببینم چی هس تو گوشیش ک اونجوری محافظت میکنه.درباره حوله حمام بگم ک حوله استخری بود دورش پیچیده بود از اونای نبود ک به تن میکنن.
    ویرایش توسط reza-m : سه شنبه 08 اردیبهشت 94 در ساعت 22:15

  2. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 11 اردیبهشت 94 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1394-2-06
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    163
    سطح
    3
    Points: 163, Level: 3
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پس ظاهرا اختلاف اعتقادی همچین کمم نیس! مگه شما این مسایلو تو دوران آشنایی صحبت نکردید؟ موضوع به این مهمی رو ساده میگیرید همین میشه دیگه

  3. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 تیر 95 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    157
    امتیاز
    3,642
    سطح
    37
    Points: 3,642, Level: 37
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 58 در 38 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    این که یک اختلاف عمده است سر مساله حجاب و البته سر مساله حیا و حرمت ها


    چطور قبل عقد در موردش صحبت نکردید و متوجه نشدید؟

    آقا رضا
    اگه یه خانم با بلوز و دامن معمولی جلوی مردی باشه، شاید پاهاش معلوم باشه و از نظر بعضی ها بی حجاب یا کم حجاب باشه
    اما به نظر من
    خیلی فرق داره با خانمی که با یک حوله که حتی از اون بلوز دامن بلندتر و پوشیده تر هست، جلوی مردی باشه.
    این جا مساله حیا مطرحه. حریم ها ...

    زنی که با حوله حمام، حتی تا مچ پاش
    جلوی دیگران بره
    یه حرمتهایی براش تعریف نشده است. جدای از مساله حجاب.

    با همسرتون صحبت کنید.
    عمیق تر و جدی تر از ظاهر این مشکلی که مطرح کردید.

    گفتید پدرش هم حمایت کرده و گفته چیزی نیست و مث برادرشه و ...
    شاید تو خانواده این حرمتها بهش یاد داده نشده.
    خانواده اش و پدرش را زیر سوال نبرید.
    بازخواستش نکنید و بی احترامی هم نکنید.
    ولی در مورد این که چقدر با حیا و متانت جذاب تر و دوست داشتنی تر می شه و چقدر این موضوع برای یک زن مهمه باهاش حرف بزنید.

    خانوم شیدا ممنونم از نکته نظراتتون.م باهاشون صحبت کردم برگشته گفته تو مگه منو اینجوری ندیدی .!منم گفتم بهش مگه تو گفته بودی از حموم اینجوری میای بیرون.یه حوله بندازی دور سینه و کمرت بیای بیرون.بعد میگه کسی ندید اونا سرشونو بلن نمیکنن نگا کنن.اوایل منم سردیم از اونجا شروع شد ک هی بهم گفت من اینجوریم یا مامانش گفت تو بهش شک داری .راستش تو فامیلاش ک دخترارو میبینه تیپهای انچنانی میزنن .بگفته مامانش ک نمیخواهیم پیش دختر عموهاشو دختر خاله هاشو دختر دایی هاش کمبود داشته باشه بیشتر یا جلوترم اگه نباشه نذاشتیمکمتر هم باشه یعنی تو این 4 5 ماه ک عقدمونو خوندیم یه بار تو لباس تکراری ندیدمش .ا طرفی هم خونواده منم میگن بزار بپوشه هر جور دوس داره اون وقت پوشیدنشه .از طرفی هم من حرص و جوش میخورم وقتی تو مهمونی میره با پسر دایش میگه میخنده یعنی یه بار گفتم چرا وقتی من چیز خنده داری میگم نگا میکنی فقط.ولی پسر دای یا پسر خواله یه چیز کوچولو میگه صدای خندت میره ت اسمون.در کل اینجور کاراش ناراحتم میکنه.
    اونم ا من ناراحته ک من گیر میدم بهش نمیدنم موندیم چیکار کنیم.
    بازم ا همتون متشکرم راهنمای های شما یکم مارو راحت میکنه دستتون درد نکنه

  4. کاربر روبرو از پست مفید reza-m تشکرکرده است .

    فدایی یار (سه شنبه 24 شهریور 94)

  5. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 دی 94 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1394-1-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,149
    سطح
    18
    Points: 1,149, Level: 18
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 48 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظر من این اختلافی که الان سر این موضوع دارین خیلی توی زندگی مشترکتون مهم و اساسیه.
    اولا شما که اینقدر حساسی باید از اول به این نکات دقت و توجه میکردی.شاید مثلا از اول نمیدونستی که با حوله اونم به این شکل جلوی شوهر خواهرش ظاهر میشه ولی خیلی نکات دیگه هم هست که میشه فهمید که یه خانم چقدر واسش حجب و حیا مهمه.
    با این چیزایی که شما گفتی مثه پنهان کاری یا راحت بودن بیش از حد با بقیه پسرای فامیل و از همه مهمتر اینکه نظر شما واسش مهم نیست خیلی ممکنه دچار مشکل بشین اگه در صدد حلش نباشین.ببخشیدا نمیخوام فاز منفی بدم و دید منفی ایجاد کنم ولی یه حقیقته که ممکنه وجود داشته باشه؛ از کجا معلوم چیزای دیگه هم واسش مهم نباشه مثه ارتباط با اشخاص دیگه و ..
    به اعتقاد من اگه کسی کسیو دوست داشته باشه سعی میکنه کارایی که طرف مقابلو ناراحت میکنه انجام نده و یا حداقل سعشو که میکنه.نه اینکه دعوا راه بندازه یا حتی پای خونوادشو سریع وسط بکشه.
    اصلا این چه رفتاریه که پدر اون خانم میگه اینجا خونه منه و شما نباید چیزی بگی؟شما رسما و قانونا همسر اون خانمی و اطاعت از شوهر واجبه.
    شما باید واقعا بشینی با خانمت صحبت کنی و به آرومی و منطقی نظرات و خواست هاتو بگی.
    الان اونا با کوچکترین مشکلی به شما میگن طلاق ،بعدا که مشکلات بزرگتری شاید پیش بیاد چی؟اینقدر واسشون طلاق راحته؟
    باید سنگاتونو با هم وا کنین و سعی کنین به تفاهم برسین .و اگه دیدین واقعا نمیتونین این رفتار و طرز برخوردشو تحمل کنین جدا شین که البته دعا میکنم این اتفاق نیفته.
    واقعا میدونم که واسه یه مرد چقدر سخته که زنش بخواد کارایی کنه که غیرت مردو تحت شعاع قرار بده.پس جلوی ضررو از هرجا بگیری منفعته.

    موفق باشید

  6. 2 کاربر از پست مفید دختر آریایی تشکرکرده اند .

    morteza2487 (شنبه 26 اردیبهشت 94), کمال (جمعه 11 اردیبهشت 94)

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 تیر 95 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    157
    امتیاز
    3,642
    سطح
    37
    Points: 3,642, Level: 37
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 58 در 38 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر آریایی نمایش پست ها
    به نظر من این اختلافی که الان سر این موضوع دارین خیلی توی زندگی مشترکتون مهم و اساسیه.
    اولا شما که اینقدر حساسی باید از اول به این نکات دقت و توجه میکردی.شاید مثلا از اول نمیدونستی که با حوله اونم به این شکل جلوی شوهر خواهرش ظاهر میشه ولی خیلی نکات دیگه هم هست که میشه فهمید که یه خانم چقدر واسش حجب و حیا مهمه.
    با این چیزایی که شما گفتی مثه پنهان کاری یا راحت بودن بیش از حد با بقیه پسرای فامیل و از همه مهمتر اینکه نظر شما واسش مهم نیست خیلی ممکنه دچار مشکل بشین اگه در صدد حلش نباشین.ببخشیدا نمیخوام فاز منفی بدم و دید منفی ایجاد کنم ولی یه حقیقته که ممکنه وجود داشته باشه؛ از کجا معلوم چیزای دیگه هم واسش مهم نباشه مثه ارتباط با اشخاص دیگه و ..
    به اعتقاد من اگه کسی کسیو دوست داشته باشه سعی میکنه کارایی که طرف مقابلو ناراحت میکنه انجام نده و یا حداقل سعشو که میکنه.نه اینکه دعوا راه بندازه یا حتی پای خونوادشو سریع وسط بکشه.
    اصلا این چه رفتاریه که پدر اون خانم میگه اینجا خونه منه و شما نباید چیزی بگی؟شما رسما و قانونا همسر اون خانمی و اطاعت از شوهر واجبه.
    شما باید واقعا بشینی با خانمت صحبت کنی و به آرومی و منطقی نظرات و خواست هاتو بگی.
    الان اونا با کوچکترین مشکلی به شما میگن طلاق ،بعدا که مشکلات بزرگتری شاید پیش بیاد چی؟اینقدر واسشون طلاق راحته؟
    باید سنگاتونو با هم وا کنین و سعی کنین به تفاهم برسین .و اگه دیدین واقعا نمیتونین این رفتار و طرز برخوردشو تحمل کنین جدا شین که البته دعا میکنم این اتفاق نیفته.
    واقعا میدونم که واسه یه مرد چقدر سخته که زنش بخواد کارایی کنه که غیرت مردو تحت شعاع قرار بده.پس جلوی ضررو از هرجا بگیری منفعته.

    موفق باشید

    ممنونم دختر اریای.راستش خانوم من قبلا به گفته خودش 1هفته بعد عقد طلاق گرفته از یکی یعنی ما اولش رفته بودیم خواستگاریش یعنی اول مامانم زنگ زدن خونشون قرار گذاشتن بعد ما رفتیم دیدیم جلسه اول بهم گفت ک م با یبار بمدت 1هفته تو عقد بودم ک دیدم طرف حرفاش دروغ از اب اومد طلاق گرفتم.منم واقعیتش گفت پیش میاد .واقعیتش تو شب عقدیه سری مسایل یپیش اومد ک هم اون ناراحت شد هم من.
    خودش میگه من اینجوری یعنی روسریرو تا نصف سرم میزاشتم به خاطر تو الان یکم کشیدم جلو.من شک ندارم بهش ولی دوس هم ندارم بین فامیلاش بگه بخنده اونجوری بلند بلند احساس میکردم میخواد خودشو شیرین کنه پیش همه.خواهرش اومده میگه ک همه دوس دارن خواهرمو به خاطر این با اینا خوبه.باباش میگه هر کی محبت کنه بهش به طرف اون میره پس توام محبت کن بیاد طرف تو.من موندم محبت به چی میگن اونقد نازشو کشیدم ک ...کلی خرید کردم بهش کلی به خونوادش محبت و احترام گذاشتم.اخرش یدونه گفتم اینجوری نکن.شدم ادم بده.میاد باباش پیغام میده ک عیب دیگرانو نبین عیب خودتو ببین .یکم از خو مچکرن.الان موندم چه برخوردی بکنم میاد خونمون شام میخوره میگه منو برسون خونمون.منم کم میرم خونشون قبلنا هفته 2 بار 3بار میرفتم یعنی خودشون میگفتن میرفتم.الان دلم سرد شده میگن بیا دلم نمیخواد برم.واقعا موندم چیکار کنم.

  8. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 دی 94 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1394-1-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,149
    سطح
    18
    Points: 1,149, Level: 18
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 48 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اینکه باباش میگه هر کی بهش محبت کنه طرف همون میره به نظرت خطرناک نیست؟اینطوری شاید راحت جذب بقیه بشه.

  9. 2 کاربر از پست مفید دختر آریایی تشکرکرده اند .

    reihane_b (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), کمال (جمعه 11 اردیبهشت 94)

  10. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 11 اردیبهشت 94 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1394-2-06
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    163
    سطح
    3
    Points: 163, Level: 3
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خب همین الانم معلوم شد که مقصر اصلی خودتونین وگرنه میرفتین تحقیق میکردین علت طلاقشون چی بوده، از کجا میدونین که علت طلاقشون همین مسایلی که شما عنوان میکنین نبوده، واقعا که بعضیا ازدواجو خاله بازی فرض کردن، من خودم به شخصه چون این مسایل برام مهمه همیشه تو همون جلسه اول آشنایی این مسایلو مطرح میکنم، این خانومم انگار نه انگار که یه بار طلاق گرفتن، دوباره خواهرشون خیلی راحت بحث طلاقو میکشن وسط! العجب!!!

  11. 2 کاربر از پست مفید نورا خانوم تشکرکرده اند .

    reihane_b (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), فدایی یار (سه شنبه 24 شهریور 94)

  12. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 00 [ 12:26]
    تاریخ عضویت
    1390-1-14
    نوشته ها
    345
    امتیاز
    12,728
    سطح
    73
    Points: 12,728, Level: 73
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    640

    تشکرشده 935 در 291 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    73
    Array
    یک مورد هم به موارد بالا اظافه کنم که اختلاف سنی با اینکه شاید به نظر بعضی ها زیاد نباشه ولی در مورد شما به نظرم مشکل ساز شده .. الان خانم شما 22 سالشه و شما ازش انظار رفتار های معقول یک دختر 28 ساله رو دارین! نمیگم که دختر تو اون سن به درک و فهم کافی نمیرسه ولی فاکتور هایی مثل سن پایین، پرورش در محیط متفاوت از خانواده شما (اختلاف فرهنگی) و آزادی خواهی (در زندگی متاهلی) همسر شما که با هیجانات جوانیش مخلوط شده این کنتاکت هارو پیش آورده... به نظرم با قهر کردن و واکنشهای تند و ... شرایط بهتر که نمیشه بد تر میشه ..

  13. 2 کاربر از پست مفید saeeded تشکرکرده اند .

    reihane_b (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), بابک 1369 (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94)

  14. #19
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    شما اینا رو جدی می گی؟

    خانمتون به قول خودتون با یه وجب حوله دور سینه و کمرش از حموم می آد جلو شوهر خواهرش
    اونوقت شما باهاش سر این که روسریش نصف موهاش را پوشونده یا سه چهارمش را بحث می کنی؟
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  15. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    reihane_b (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), فدایی یار (سه شنبه 24 شهریور 94), آزرم (یکشنبه 13 اردیبهشت 94), بارن (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94)

  16. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 تیر 95 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    157
    امتیاز
    3,642
    سطح
    37
    Points: 3,642, Level: 37
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 58 در 38 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نورا خانوم نمایش پست ها
    خب همین الانم معلوم شد که مقصر اصلی خودتونین وگرنه میرفتین تحقیق میکردین علت طلاقشون چی بوده، از کجا میدونین که علت طلاقشون همین مسایلی که شما عنوان میکنین نبوده، واقعا که بعضیا ازدواجو خاله بازی فرض کردن، من خودم به شخصه چون این مسایل برام مهمه همیشه تو همون جلسه اول آشنایی این مسایلو مطرح میکنم، این خانومم انگار نه انگار که یه بار طلاق گرفتن، دوباره خواهرشون خیلی راحت بحث طلاقو میکشن وسط! العجب!!!
    رفتیم تحقیق یعنی بابام رفت اون طرفو پیدا کرد با باباش حرف زده بد گفته بودش ک پدر و مادرش ادمای خوبیین گفته بود ک اخلاقاشون با هم نمیخوردن بابای خانومم میگفت تو 1 هفته فقط دعوا کرده دخترمو همش گریه میکرد منم جولوشو گرفتم.خلاصه به گفته خود همسرم ک میگفت پول نداش واسم چیزی میخرید از باباش زنگ میزد پول میگرفت و دروغ گفته بود خونه داره ....راستش همسرم یه جوری خود شیفته است وقتی میرم خونشون با مامانشو خواهراش گرمه باهاشون میگه میخنده .نمیگم بهم نمیرسه میوه چای میاره ولی خوب خواهر من الان نامزده میبینم با همسرش میگه میخنده و قتی خونه ما میان همشم خونه همسرش میره میاد.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط saeeded نمایش پست ها
    یک مورد هم به موارد بالا اظافه کنم که اختلاف سنی با اینکه شاید به نظر بعضی ها زیاد نباشه ولی در مورد شما به نظرم مشکل ساز شده .. الان خانم شما 22 سالشه و شما ازش انظار رفتار های معقول یک دختر 28 ساله رو دارین! نمیگم که دختر تو اون سن به درک و فهم کافی نمیرسه ولی فاکتور هایی مثل سن پایین، پرورش در محیط متفاوت از خانواده شما (اختلاف فرهنگی) و آزادی خواهی (در زندگی متاهلی) همسر شما که با هیجانات جوانیش مخلوط شده این کنتاکت هارو پیش آورده... به نظرم با قهر کردن و واکنشهای تند و ... شرایط بهتر که نمیشه بد تر میشه ..
    قهر ک نه ولی اونجور باید گرم نیستیم خونواده خودمک میگن بچه اس یه مدت دیگه اونی ک میخوای میشه در رابطه با سنشم ک واقعیتش چون دختر اخره بهش خیلی رسیدن میگم دیگه تو این مدت میاد و میره خونه م یه بار با لباس تکراری نیومده اصلا از انتقاد بدش میاد میخواد ک هر جور دوس داره باشه بگرده ولی من چیزی بهش نگم.خودش ک میگه من همه چیرو میدونم میدونم ارایشمو تا چه حدی بکنم چه جور لباسی ببوشم یعنی میگه من اشتباه نمیکنم خودم به حد کافی میدونم چی درسته چی اشتباهه اولا به قاشق گرفتن من ایرا د میگرفت و ب نشستنم ایراد میگرفت حالا حال ها یکم خوب شده .

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    شما اینا رو جدی می گی؟

    خانمتون به قول خودتون با یه وجب حوله دور سینه و کمرش از حموم می آد جلو شوهر خواهرش
    اونوقت شما باهاش سر این که روسریش نصف موهاش را پوشونده یا سه چهارمش را بحث می کنی؟
    یه وجبم نبود ولی میگه ک کسی ندیدتش.حموم جای بود ک از اتاق دیده میشه یعنی شوهر خواهرش اونور اتاق نشسته بود اینم از حموم در اومد اومد تو اتاقش.از اون به بعد دیگه پیش نیومده ک ببینم رفتارش تغییر کرده.من موندم ک ایا من حساسم .سیاهی دل دارم ...من به ارایش زیاد حساس نبودم ولی خانومم کارای کرد ک به ارایششم حساس شدم .یعنی یه بار ک تو مسافرت بودیم باباش ساعت 12 شب گفت ک بریم بیرون اش بخوریم رستورانم بغل اون جای بود ما اقامت داشتیم خانومم سرما خوردگی داشت .رفت 15 دقیقه ارایش غلیظ کرد اومد بهش چیزی نگفتم اومدیم بیرون دیدیم هوا سرده داره میلرزه بهش گفتم چرا لباس گرم نپوشیدی ت سرما خوردگی داشتی گفت ک فرصت نشد.گفتم واسه ارایش تو نصف شب فرصت میشه واسه لباس پوشیدن نمیشه...اینو زود رفت به مامانش گفت بعدش دیدم باز قیافه گرفتن واسم.من بیشتر مشکلام همینجور چیزاس نمیدونم چه رفتاری در پیش بگیرم خوب باشه نه او ناراحت باشه نه من


 
صفحه 2 از 12 نخستنخست 1234567891011 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عمو پورنگ وحشتناک !!!!
    توسط بابا. در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 18 دی 95, 15:08
  2. گرایش همسرم به پورنوگرافی
    توسط میم.الف در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 02 تیر 93, 00:40
  3. من از ایده آل هایم چشم پوشیدم
    توسط mansor در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: چهارشنبه 07 اسفند 92, 23:36
  4. مادرم برادرمو هنگام تماشای فیلم پورنو دیده.
    توسط رایحه عشق در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 18 شهریور 91, 12:41
  5. علاقه به پوشک (عشق دوران کودکی)
    توسط sasan در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 خرداد 87, 13:03

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.