به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 78
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط واحد نمایش پست ها
    در این بین و همسرت با وجود فشاری که تحمل میکرده ناگهان متوجه یک ارتباط نا متعارف شما با منشی تون شده . نمی خوام بگم موضوع جدی بوده و واقعا خیانتی صورت گرفته . ولی برای یک خانمی که عاشق همسرشه یک اسمس از طرف یه دختر یعنی تمام شدن همه چیز . یعنی فرو ریختن کاخ ارزوها .
    نمیخوام مشکل رو توجیه کنم فقط محظ اطلاع میگم
    من یه مقدار خیلی کمی طب چینی کار کردم که ماساژ درمانی هم شاملش میشه. همه فامیل هم میدونن. منشی شرکت هم دختر عمومون بود و پیامی که داده بود این بود " سلام. دیشب سرم از روی متکا افتاده گردنم رگ به رگ شده! چیکارش کنم زود خوب بشه؟ "
    همین!!!
    بعدشم مشکل من این بود که چرا با وجود اینکه همسرم میدونست من حساسم و قبلنم خودم بهش گفته بودم گوشی منو چک نکن ولی باز اینکار و کرد!!!
    البته همین کارش باعث شد از اونروز روی تمام قسمتهای گوشیم پسوورد گذاشتم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط setare_000 نمایش پست ها
    كارش رو رها نمي كنه چون نميتونه بابت تامين شدنش به شما تكيه كنه،.
    من آدمی نیستم که از کار فراری باشم یا عارم بیاد. از زمانیکه درآمدم کم شد مخصوصا توی دوسال اخیر هرکاری بلد بودم و بهم پیشنهاد شد انجام دادم ' کار ساختمونی، برقکاری، کاری فن،، حتی خونه همسایه ها! مسافرکشی هم میکردم!
    چرا نمیتونسته به من تکیه کنه؟؟؟
    ویرایش توسط morteza2487 : شنبه 05 اردیبهشت 94 در ساعت 19:09

  2. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط غزاله 91 نمایش پست ها
    سلام برادر
    واقعا ناراحت شدم ......حیف این زندگی که خیلی راحت خراب شد

    نظر خودمو میگم ان شا الله که بتونم کمکی کرده باشم

    از محبت خار ها گل میشود

    به همسرتون محبت کنید ..... وقت بزارید ....اگه کاری داشتن انجام بدید .....

    اما خیلی هم از حد نگذره .... اعتدال رو حفظ کنید .....شاید زده بشن



    نزارید به نبودنتون عادت بکنه ......هفته ای یکی دوبار باهم ملاقات داشته باشید .....

    برای اثبات غرورتون لجباز نباشد .....با دعوا و داد و کتک هیچ زنی رو نمیشه براه اورد

    میتونید از پسرتون هم استفاده کنید که وقتی کنار مادرشه پدرشو هم بخواد ......و بخواد که هردوتو کنار هم داشته باشه ...


    اقا مرتضی ......وایبر اصلا برنامه بدی نیس ......فقط مکالمه رو با ....مخاطب های ذخیره شده در گوشی ....راحتتر میکنه .برای دوست یابی و ازین حرفا درس نشده

    ان شا الله که زندگیتون درست بشه



    غزاله عزیز ممنون از راهنماییهات!
    بخدا من اندازه سر سوزنی به همسرم شک ندارم! با وایبر و شبکه های اجتماعی هم مشکلی ندارم.
    تنها مشکل من کوچیک شدن در چشم همسرم بود! بعد از اینکه بهش گفته بودم وایبر نصب نکن و خودشم تأیید کرده بود و بعدش یدفعه توی گوشیش دیدم، اون لحظه فقط این از ذهنم گذشت که حرف من براش اهمیت نداشته دیگه!
    این مسئله ناراحتم کرد!!!!

    - - - Updated - - -

    با تشکر از همه دوستان عزیز. ممنون از همراهی و همدردیتون.
    بخدا دیگه داشتم افسردگی میگرفتم ... خیلی بهم دلگرمی دادید ... الان خیلی حالم بهتره.

    راستی امروز اولین چراغ امیدم روشن شد !!!
    چند روز پیش با پسرم رفتیم استخر! دیروز که رفتم ببینمش متوجه شدم سرما خورده ! شب که بردمش خونه به خانومم گفتم دفترچه بیمه شو بذار تو کیفش که فردا بیام ببرمش دکتر!
    امروز که رفتم مهد کودک دنبالش به خانومم اس دادم " سلام، خسته نباشی، من علیرضا رو بردم. "
    اینجا بود که بعد از ۱۰-۱۲ روز با جواب سلامی که بهم داد اون چراغه روشن شد!!! داشتم ذوق مرگ میشدم !!!!! الان خیلی حالم خوبه!
    ویرایش توسط morteza2487 : شنبه 05 اردیبهشت 94 در ساعت 23:19

  3. 6 کاربر از پست مفید morteza2487 تشکرکرده اند .

    گیسو کمند (دوشنبه 14 اردیبهشت 94), واحد (یکشنبه 06 اردیبهشت 94), نادیا-7777 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94), من راضیه هستم (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), سوده 82 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94), غزاله 91 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94)

  4. #23
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    اقا مرتضی با یادگیری مهارتهای درست ارتباطی خواهید دید که چهل چراغ هم براتون روشن میشه . خانمها موجودات ظریفی هستند . و با خشونت اصلا سازگار نیستند . مثلا زمانی که شما به اشتباه خودتون در مورد وایبر پی بردید و به همسرتون اعتماد داشتید قبل از اقدام ایشون باید این روخودتون میگفتید و خودتون اقدام میکردید . یا اگر ایشون اقدام کرده بود استقبال میکردید .

    در مورد گوشیتون گذاشتن پسورد بد ترین کاریه که میتونستید بکنید . اینکار یعنی چیزهایی وجود داره که نمیخوام شما بدونید . به جای اینکار باید اعتماد سازی کنید و خودتون با رغبت گوشیتون رو در اختیارش می گذاشتید .بعد از اعتماد سازی خودش دیگه بی خیال میشد .

    در مورد اسمس منشی تون هم اینجور توجیهات برای خانمها اصلا مورد قبول نیست . احتمالا ایشون از اوردن منشی خانم بخصوص دختر عموتون هم ناراضی بودند .
    چیزی که برای شما اقایون بی اهمیته برای خانمها ممکنه فوق العاده مهم باشه .

  5. 6 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    morteza2487 (سه شنبه 08 اردیبهشت 94), نادیا-7777 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94), من راضیه هستم (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), بارن (یکشنبه 06 اردیبهشت 94), سوده 82 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94), غزاله 91 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94)

  6. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط واحد نمایش پست ها
    احتمالا ایشون از اوردن منشی خانم بخصوص دختر عموتون هم ناراضی بودند .
    چیزی که برای شما اقایون بی اهمیته برای خانمها ممکنه فوق العاده مهم باشه .
    قبول! ولی حالا یه سؤال!
    چرا خانومای محترم توی کارهایی که اصلا بهشون ارتباطی نداره خودشون و دخیل می کنن!؟ منشی ما خواهر شریکم که مدیرعامل شرکته بود!! من که نمیتونستم بگم خواهرت و نیار توی شرکت!
    بعدشم، اصلا مسایل محل کار من به خانومم چه ارتباطی داره؟ مگه من توی مسائل محل کار ایشون میتونم نظر بدم؟؟؟
    بهتر نیست یه مقدار هم توی گوش خانومها بخونید و فرهنگسازی کنید که توی هر موضوعی دخالت نکنن ؟!؟!؟
    ویرایش توسط morteza2487 : یکشنبه 06 اردیبهشت 94 در ساعت 12:17

  7. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آبان 97 [ 09:43]
    تاریخ عضویت
    1393-1-31
    نوشته ها
    537
    امتیاز
    8,891
    سطح
    63
    Points: 8,891, Level: 63
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,224

    تشکرشده 1,090 در 430 پست

    Rep Power
    87
    Array
    سلام خیلی متاسفم از اتفاقی که واستون افتاده. خیلی راحت با لج و لجبازی جدا شدید .دعواهای شدید واسه خیلیا پیش میاد اشتباهتون این بود که واسه تهدیدم شده حرف از جدایی زدین از اول .. شوخی شوخی جدی شد . الانم شما همسر ایشون نیستید . ایشونم حق داره برای زندگی خودش تصمیم بگیره . بنظرم اگه میخواین به زندگیتون برگردین باید اول یسری مشکلاتو حل کنید که دوباره پیش نیان . حتما مشاوره برین .

    مظمون اون اس ام اس چی بود که منشی فرستاد ؟ کاری بود یا چیز دیگه
    همیشه لبخند بزن......
    برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
    گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..


  8. کاربر روبرو از پست مفید anisa تشکرکرده است .

    morteza2487 (سه شنبه 08 اردیبهشت 94)

  9. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط anisa نمایش پست ها
    سلام خیلی متاسفم از اتفاقی که واستون افتاده. خیلی راحت با لج و لجبازی جدا شدید .دعواهای شدید واسه خیلیا پیش میاد اشتباهتون این بود که واسه تهدیدم شده حرف از جدایی زدین از اول .. شوخی شوخی جدی شد . الانم شما همسر ایشون نیستید . ایشونم حق داره برای زندگی خودش تصمیم بگیره . بنظرم اگه میخواین به زندگیتون برگردین باید اول یسری مشکلاتو حل کنید که دوباره پیش نیان . حتما مشاوره برین .

    مظمون اون اس ام اس چی بود که منشی فرستاد ؟ کاری بود یا چیز دیگه
    ممنونم از همدردیتون.
    توی پستهای قبلی نوشتم من یه مقدار خیلی کمی طب چینی کار کردم ! همه فامیل هم میدونن. منشی شرکت هم دختر عمومون بود و پیامی که داده بود این بود " سلام. دیشب سرم از روی متکا افتاده گردنم رگ به رگ شده! چیکارش کنم زود خوب بشه؟ "
    همین!!!

  10. #27
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط morteza2487 نمایش پست ها
    قبول! ولی حالا یه سؤال!
    چرا خانومای محترم توی کارهایی که اصلا بهشون ارتباطی نداره خودشون و دخیل می کنن!؟ منشی ما خواهر شریکم که مدیرعامل شرکته بود!! من که نمیتونستم بگم خواهرت و نیار توی شرکت!
    بعدشم، اصلا مسایل محل کار من به خانومم چه ارتباطی داره؟ مگه من توی مسائل محل کار ایشون میتونم نظر بدم؟؟؟
    بهتر نیست یه مقدار هم توی گوش خانومها بخونید و فرهنگسازی کنید که توی هر موضوعی دخالت نکنن ؟!؟!؟
    با توضیحاتی که از خانمتون نوشتید به نظر نمی رسه زن شکاک و غرغرو و بی منطقی باشه.
    چیزی هم که در مورد منشی گفتید خیلی واضح نیست.
    اما
    شما می تونستید با همسرتون در این مورد درست صحبت کنید و بگید که شریکتون دوست داره خواهرش را به عنوان منشی بیاره و شما هم درست نمی بینید مخالفت کنید.

    توی محیط کار هم طوری برخورد می کردید که هر کس شب سرش از بالش افتاد به شما اس ام اس نده !

    خوبه همکار مرد به خانمتون اس ام اس بده گلوم درد می کنه چی بخورم؟

    خانمت وایبر نصب کرده روی گوشیش شما کن فیکون کردی، حالا می گی تو مسائل کاری من دخالت نکنه؟ گردن درد منشی شما جزو مسائل کاریتونه؟

    تا زمانی که این فشارها و شکنجه های روانی به اسم همکارمه، دلم می خواد، همه جای گوشیم را قفل می کنم و ... ادامه داره
    و از اونطرف ایشون حق نداره با خواهرش تو وایبر حرف بزنه
    ادامه داشته باشه، دیوانه نیست که دوباره برگرده به شکنجه گاه.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  11. 6 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    morteza2487 (سه شنبه 08 اردیبهشت 94), واحد (سه شنبه 08 اردیبهشت 94), من راضیه هستم (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), اقای نجار (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), بارن (یکشنبه 06 اردیبهشت 94), سوده 82 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94)

  12. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    با توضیحاتی که از خانمتون نوشتید به نظر نمی رسه زن شکاک و غرغرو و بی منطقی باشه.
    چیزی هم که در مورد منشی گفتید خیلی واضح نیست.
    اما
    شما می تونستید با همسرتون در این مورد درست صحبت کنید و بگید که شریکتون دوست داره خواهرش را به عنوان منشی بیاره و شما هم درست نمی بینید مخالفت کنید.

    توی محیط کار هم طوری برخورد می کردید که هر کس شب سرش از بالش افتاد به شما اس ام اس نده !

    خوبه همکار مرد به خانمتون اس ام اس بده گلوم درد می کنه چی بخورم؟

    خانمت وایبر نصب کرده روی گوشیش شما کن فیکون کردی، حالا می گی تو مسائل کاری من دخالت نکنه؟ گردن درد منشی شما جزو مسائل کاریتونه؟

    تا زمانی که این فشارها و شکنجه های روانی به اسم همکارمه، دلم می خواد، همه جای گوشیم را قفل می کنم و ... ادامه داره
    و از اونطرف ایشون حق نداره با خواهرش تو وایبر حرف بزنه
    ادامه داشته باشه، دیوانه نیست که دوباره برگرده به شکنجه گاه.
    اولا همه اونایی که شما گفتین قبلاً در موردش باهم صحبت کرده بودیم.
    دوماً عرض کردم منشی دختر عموم بوده! همونجوری که همسرم دختر عمومه!
    اگه شما یه چیزی بلد باشید هیچکس! حتی پسر عموتون! نباید ازتون سؤالی درموردش بپرسه!؟!؟!؟
    سوماً من میگم همه مشکلات رفتارم و قبول کردم و دارم روشون کار میکنم. الانم که اینجام اومدم که دوستان و اساتید عزیز راهنماییم کنن که از چه راههایی و با چه کارهایی میتونم دوباره دل همسرم و بدست بیارم!!!! .
    چهارماً ..... بابا!!!! من با چه زبونی بگم که با وایبر یا هر برنامه شبکه اجتماعی مشکل نداشتم و ندارم؟؟!؟!؟!؟ مشکل من حرف شنوی همسرم بود که داشت کمرنگ میشد و همه فکر و روانم و بهم ریخته بود!
    لطفاً متعصبانه پست نزنید و انرژی منفی هم ندید! ممنون میشم

    - - - Updated - - -

    اینو یادم رفت بگم! حدود یکساله که با شریکم دعوام شده و کلا دفتر شرکت و جمع کردیم و اثری از اون خانوم منشی نیست!
    در ضمن هیچکدوم از خواهرای همسرم توی گوشیشون وایبر ندارن که بخواد باهاشون حرف بزنه !
    ویرایش توسط morteza2487 : یکشنبه 06 اردیبهشت 94 در ساعت 14:58

  13. #29
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    انرژی منفی نمی دم.
    دارم از نگاه خودم و نگاه یک زن، بهتون می گم چی توی ماجرا می بینم ما زنها. البته نه این که هممون مثل هم باشیم.
    ولی به شکل کلی ...

    با یکی از پسرعموهام که همسرم زیاد ازش خوشش نمیومد ( قبلا خواهر خانومم و دوست داشت ولی بهش نداده بودن) یه شرکت تاسیس کردیم و چند سالی خاک خوردیم. البته بخاطر کارم و پسرعموم و رفتاراش خیلی با همسرم بحث داشتیم ولی هیچوقت کشش نمیدادم و میگفتم اون شریک منه و رفتارش ربطی به زندگی ما نداره.
    در اولین پستت و اولین جمله ها خودتون اشاره کردین که همسرتون از همون ابتدا به این موضوع حساسیت داشته.
    چرایی و درست و غلطیش را نمی دونم. خودتون می دونید و یازده سال زندگی و زیر و بمش ....
    ولی به هر حال یازده سال به شما گفته من درد دارم و شما توجه نکردید. درمانش نکردید، فقط گفتید تحمل کن.

    با پسرعمو و دخترعموتون مشکل داشته. شما هم با همونها شریک شدین و شرکت زدین و اس ام اس می دین و .... بخاطر اونا کتکش می زنین و ...

    چهارماً ..... بابا!!!! من با چه زبونی بگم که با وایبر یا هر برنامه شبکه اجتماعی مشکل نداشتم و ندارم؟؟!؟!؟!؟ مشکل من حرف شنوی همسرم بود که داشت کمرنگ میشد و همه فکر و روانم و بهم ریخته بود!
    به همون زبونی که همسرتون سعی کرد به شما بگه
    با طب چینی و درمان های شما و تکستهای اقوامتون مشکلی نداره،
    مشکل رابطه شما با دخترعمویی هست که برای همسرتون خاص بوده ( نفهمیدم چرا. چون گفتید خواستگار خواهرش بودن و خواهرش رد کرده. ظاهرا دلخوری باید از اونطرف باشه، نه اینا. ولی به هر حال به جزییات کار ندارم، موضوع اینه که شما نخواستید حساسیتش را درک کنید و همراهش باشید)

    با گوشی شما و قفلها و پسوردها مشکلی نداره
    با بی احترامی و فاصله ای که این قفلها ایجاد کرده مشکل داره ...
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  14. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 27 اردیبهشت 94), morteza2487 (سه شنبه 08 اردیبهشت 94), سوده 82 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94)

  15. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من هم که عرض کردم ! بخدا بلد نبودم و این چیزارو نمیدونستم! یعنی شناختی نسبت به جنس مخالفم نداشتم که بتونم درکش کنم!
    الان فهمیدم که متاسفانه همسرم هم بلد نبوده! چون خودش هم ازم نخواست! نگفت من چی لازم دارم! چی میخوام! اگر هم بعضی وقتها یه چیزی میگفت، من سعی میکردم انجام بدم ولی صبر نداشت و دوسه روز دیگه اگه انجام نمیدادم قهر میکرد! این چند سال اخیر همسر من همش درحال قهر بود!!!
    در صورتیکه توی مقالات مهارتهای ارتباطی خوندم که وقتی میخوایم یه مشکل حل بشه، مهمترین عنصر کمک کننده " صبر " ه !!!
    که متاسفانه ما هیچکدوممون نداشتیم.


 
صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم را دوست دارم، اما به من خیلی بی توجه شده!
    توسط maryam_sh در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 آبان 93, 19:32
  2. شوهری که منو دوست داشت حالا به من بی توجه شده!!
    توسط مژگان 2 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 31 شهریور 91, 08:33
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  4. ناتواني در بيان دوست داشتن
    توسط ايدا هاشمي در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 07 دی 86, 01:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.