به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 78
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من توی توضیحاتی که دوتا پست اول نوشتم سعی کردم همه تقصیرارو خودم گردن بگیرم! ولی الان فکر کنم زیادی دارم محکوم میشم!!!

    من خواستم بهم راهکار نشون بدید که چطور یه رابطه خراب رو ترمیم کنم ولی همه دوستان دارن لطف میکنن و سرکوفت میزنن!!!!

    - - - Updated - - -

    البته خودم میدونم که خیلی کار اشتباهی کردم روش دست بلند کردم. ولی خب من که مرض نداشتم که!!!

    پیش زمینه ها یی از قبل وجود داشته که روی هم انباشته شده و سر اون دو نوبت، حاضرجوابی همسرم باعث شده که دیگه نتونم عصبانیتم و کنترل کنم و اون قضایا پیش اومده!
    قبلنم گفتم که من خیلی طبع آرومی دارم و اصلا عصبانی نمیشم! اگه اینجوری باشه که این همه مرد دارن یک شب درمیون همسرشون و میگیرن زیر بار کتک! دو قورت و نیمشونم باقیه!
    پس ۸۰ درصد خانوما باید برن طلاق بگیرن


    لطفا بگید الان چیکار کنم!!؟!؟

    - - - Updated - - -

    منیکه تا حالا معذرت خواهی بلد نبودم و حالا علناً دارم میگم غلط کردم و میخوام از اول شروع کنم نباید حمایت بشم!!!!!؟ خداییش بی انصافیه!!!!

  2. 3 کاربر از پست مفید morteza2487 تشکرکرده اند .

    setare_000 (شنبه 05 اردیبهشت 94), من راضیه هستم (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), شمیم الزهرا (شنبه 05 اردیبهشت 94)

  3. #12
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 15 شهریور 98 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1393-10-23
    نوشته ها
    198
    امتیاز
    5,315
    سطح
    46
    Points: 5,315, Level: 46
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 247 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array
    داداش این روزا گرگ زیاده. دختری هم که احساساتش جریحه دار بشه کافیه یه دوست مجازی تو وایبر و فیسبوک بشینه پای درد و دلش و اروم اروم با تحریک عواطف و کاشتن تخم عشق تو قلبش خودشو جا کنه. اونوقت واسه همیشه زنتو از دست میدی.
    پس تا دیر نشده و پای نفر سومی نیومده وسط برو سراغش و بر گردونش.
    که اگه نفر سومی بیاد و دو زار محبت خرج کنه, با توجه به این که زنت از تو جز غر غر و بد خلقی این آخریا چیزی ندیده, سریع جذبش میشه .

    یادت باشه اگه نتونی خلا عاطفی و احساسی زنتو پر کنی, هر آن ممکنه یه غریبه فرصت طلب وارد زندگیش شه و این کار رو انجام بده...
    ویرایش توسط سوشیانت : شنبه 05 اردیبهشت 94 در ساعت 04:24

  4. 3 کاربر از پست مفید سوشیانت تشکرکرده اند .

    morteza2487 (شنبه 05 اردیبهشت 94), نادیا-7777 (شنبه 05 اردیبهشت 94), بارن (شنبه 05 اردیبهشت 94)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خب درد منم همین چیزا بود دیگه!

    از چشمام بیشتر بهش اطمینان دارم ولی توی جامعه داریم میگردیم دیگه!!! دیدیم چه کسایی از کجا به کجا رسیدن! خب آدم میترسه دیگه! اونوقت تا به همسرت بگی فلان کار و نکن و ... سریع میگن " شما بد دلی " و " به زنت شک داری ".
    پس این ترسها رو باید چکار کرد؟؟؟؟ اگه آدم هشدار نده و نگه که این ترسها از تو آدم و نابود میکنه! تکلیف چیه؟؟؟

    یعنی اصلا گفتنش اشتباهه ؟؟؟

    - - - Updated - - -

    اساتید بزرگوار خواهش میکنم هر جور که میدونید کمکم کنید. من میخوام اشکالات و ایرادات رفتار و طرز تفکر خودم و اصلاح کنم!

    شما با چیزایی که نوشتم رفتار من و تحلیل کنید و بگید کجاهاش اشتباهه! برای اصلاحش چه کارهایی میتونم انجام بدم!؟

    - - - Updated - - -

    البته این آخریا همش هم غر غر و بداخلاقی نبوده! خیلی تو خونه سه نفری خوش گذروندیم! خیلی باهم بیرون رفتیم! خیلی رستوران رفتیم! مهمونی زیاد رفتیم!

    لابلای اینها چند وقت یبار یه دلخوری کوچولو هم پیش اومده!

    حتی شب قبل از دادگاه هم شام خونه برادر خانومم بودیم!
    ویرایش توسط morteza2487 : شنبه 05 اردیبهشت 94 در ساعت 07:39

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 آبان 97 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    5,609
    سطح
    48
    Points: 5,609, Level: 48
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 315 در 142 پست

    Rep Power
    38
    Array
    مشکل همینجاس که شما اینو جدی نگرفتید همین الان گفتید " خب شده دیگه مرض که نداشتم " یعنی یه اتفاق ساده افتاده !!!
    من سرزنشتون نکردم سنم هم خیلی کمتر از این چیزاس اما با توجه به تجربیات دیگر ان گفتم و نوشتم تا بقیه اقایون هم بدونن چون خشونت علیه زن به هیچ وجه قابل ترمیم نیست.
    صفحه ف*یسبوک روایت من از خشونت رو ببینید همه جا دارن به زن و جامعه میگن حتی ک بار مرد خشونت نشون داد یعنی دفعات بعد اتفاق خواهد افتاد رو پای خودتون وایسید و جدا بشید تنها راهش جداییه!!!
    معنیش یدندگی و لجبازی نیست خشونت خیلی خیلی آسیب میزنه و فقط هم جسمی و فیزیکی نیست ، شاید با گفتن یک کلمه یا هرچی این اتفاق بیفته
    .
    من بهتون گفتم اگه من بودم هیچوقت برنمیگشتم به وضع سابق ،تنها کاری که از دست شما برمیاد و بهتون هم گفتم اینه که زمینه ای فراهم کنید که همسر شما ایونقدر نظرش راجع به شما عوض بشه که ترسی از بازگشت به خونه نداشته باشه
    در حال حاضر ایشون پیش خودش میگه اگه برگردم چه چیزی تضمین میکنه دوباره اتفاقاتی که قبلا افتاد نیفته ، و کار شما سخت تر میشه چون دیگه به شما تعهدی نداره و ممکنه هرکسی وارد زندگیش بشه
    .
    من پیشنهاد میدم به واسطه پسرتون اینکارو بکنید یعنی برا پسرتون خوب پدری کنید امکانات و.. رو براش فراهم کنید و کاراهای دیگه ای که نشون بده شما اونقدرا هم بد نیستید !

  7. 2 کاربر از پست مفید Elena1994 تشکرکرده اند .

    morteza2487 (شنبه 05 اردیبهشت 94), من راضیه هستم (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94)

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Elena1994 نمایش پست ها
    مشکل همینجاس که شما اینو جدی نگرفتید همین الان گفتید " خب شده دیگه مرض که نداشتم " یعنی یه اتفاق ساده افتاده !!!

    منظورم این نیست که مسئله مهمی نبوده! خیلی هم بد بود!! ولی منظور من زمینه های قبلی هر اتفاقه که باعث میشه یه شخصی یک عکس العمل خاص از خودش نشون بده!

    یعنی همه اون عوامل نادیده گرفته میشن و فقط عمل نهایی ای که از طرف سر میزنه به چشم میاد و نکوهش میشه؟

  9. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    اقا مرتضی متاسف شدم از اتفاقی که پیش امده . واضحه که شما همدیگر رو دوست داشتید و دارید ولی به دلیل بی مهارتی در مدیریت مشکلاتی که در زندگی براتون پیش امده و به دلیل لجبازی از هم دور شدید .مشکلات در زندگی طبیعی هست و اینگونه مشکلات برای همه پیش میاد . ولی باید طریقه درست مقابله با مشکلات رو بیاموزید تا بتونید بحرانهای زندگی رو به خوبی رد کنید و حتی اونو به فرصت تبدیلش کنید .

    منظور من سرکوفت زدن به شما نیست ولی میخوام از دید یه خانم به مشکل شما نگاه کنم .شاید با دید بهتری جلو برید . شما دچار بحران مالی شدید . این چیز غریبی نیست و برای همه ممکنه پیش بیاد ولی غالبا خانمهای ایرانی با صبر و تحمل این موضوع رو تحمل و مدیریت میکنند که همسر شما هم از این دست خانمها بوده و اینکار رو کرده . اینگونه بحرانها همیشگی هم نیستند و میگذرند . ولی در این بین و همسرت با وجود فشاری که تحمل میکرده ناگهان متوجه یک ارتباط نا متعارف شما با منشی تون شده . نمی خوام بگم موضوع جدی بوده و واقعا خیانتی صورت گرفته . ولی برای یک خانمی که عاشق همسرشه یک اسمس از طرف یه دختر یعنی تمام شدن همه چیز . یعنی فرو ریختن کاخ ارزوها . کاش میتونستید خودتون رو جای ایشون بگذارید و احساساتی رو که ایشون در اون لحظه داشتند رو تجربه میکردید .
    حالا در بین این اتفاقات بد شما به جای اینکه بخواهید اعتماد از بین رفته رو دوباره احیا کنید برخوردهای خیلی تندی داشتیدکه باعث شدید ایشون از شما دورتر و دورتر بشه .
    اقا رضا یه چیزی رو بهتون بگم . یه خانم عاقل و فهمیده که به نظر میرسه همسرتون از همین دست خانمها ست . وقتی عاشق همسرشه دیگه عاشقه . مخصوصا هم بچه ای داره که به اندازه همه دنیا براش مهمه . اون میدونه که هیچ کس دیگه ای نمیتونه پدر فرزندش باشه به غیر از شما .

    حتی اگر در هزاران شبکه وایبری عضو بشه . شما همسر و عشق ایشون و پدر بچه اش بودید . خیلی ببخشید اینو میگم ولی اگر شما به منشی تون اینقدر رو دادید و شماره دادید که بهتون زنگ یا اسمس بزنه . فکر کردید ایشون هم میتونه یا میخواد تلافی کنه .

    جای بسی خوشحالی و امیدواریه که به اشتباه خودتون پی بردید . مطمئنم با وجود تمام فشارهایی که به ایشون وارد شده ولی هنوز هم دوستتون داره و خواهد داشت . به شرطی که مهارتهای ارتباطی رو بیاموزید و رفتارهای نسنجیده رو کنار بگذارید .

    اگر ایشون به درخواستهای شما برای دیدن بچه تون جواب نمیده یا دیر جواب میده دلیلش اذیت کردن شما نیست . دلیلش اینه که میخواد بگه : عزیزم بابای مهربان بچه ام
    بچه ام رو بدون مادرش نخواه . بیا به طرفمان و مرد مهربان خانه امان باش . همچون گذشته . همچون همیشه . ولی شما با زور و با تهدید جوابش رو میدی .

    وای اگر مردا زبان زنها رو یاد بگیرند .و البته زنها هم زبان مردها رو . همه دنیا پر از لیلیها مجنونهای بی شمار میشه .

    برادرم توصیه میکنم سخنرانی کلید زن رو گوش کنید . سری هم به تایپک سوده بزنید . مهارتهای ارتباطی تون رو میتونید توی همین سایت ارتقا بدید .
    ویرایش توسط واحد : شنبه 05 اردیبهشت 94 در ساعت 11:23

  10. 3 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    morteza2487 (شنبه 02 خرداد 94), نادیا-7777 (شنبه 05 اردیبهشت 94), سوده 82 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94)

  11. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    در ضمن ما ۹ سال اول زندگیمون خیلی خوب بود! یکسال بد بود که دوبار دعوامون شد. که البته آخریش خرداد ۹۳ بوده. اگه قرار بود دوباره بخواد تکرار بشه که میشد و با آرومی و دوستانه جدا نمیشدیم!

  12. #18
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    همسرتون خسته از ناامنی و فشارهای روانیه.
    حتی بعد از طلاق هم اذیتش کردید و جلوی همسایه ها باهاش دعوا و داد و بیداد کردید.

    همونقدر که فشار اقتصادی مرد را آشفته می کنه، نا امنی و فشار روانی زن را آشفته می کنه.
    دیدید که چقدر خوب مشکلات اقتصادی را تحمل می کرد و همراهیتون می کرد. چقدر راحت پول خونه را تهیه کرد و گفت بفرما.
    اما رفتار شما و بی محبتی ها را طاقت نیاورد.

    الان هم اگر احساس امنیت و آرامش کنه جوابتون را می ده.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  13. 8 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    morteza2487 (شنبه 02 خرداد 94), reihane_b (شنبه 05 اردیبهشت 94), گیسو کمند (دوشنبه 14 اردیبهشت 94), واحد (یکشنبه 06 اردیبهشت 94), نادیا-7777 (شنبه 05 اردیبهشت 94), من راضیه هستم (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), بارن (شنبه 05 اردیبهشت 94), سوده 82 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94)

  14. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 فروردین 96 [ 14:28]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    6,459
    سطح
    52
    Points: 6,459, Level: 52
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    305

    تشکرشده 406 در 145 پست

    Rep Power
    51
    Array
    خب با اجازه من چندتا نكته اي كه به نظرم ميرسه رو شروع كنم:

    ١) جناب مرتضي درسته كه مسائل زيادي توي جامعه وجود داره كه باعث نگراني شما ميشن ولي اصل و بناي زندگي زناشويي بر اساس اعتماده. اين رفتار شما و ترسي كه توي وجودتون هست اتفاقا باعث سوق دادن همسرتون به سمت چنين چاه هايي ميشه.
    اين پست عشق آفرين خطاب به يكي از خانم هاي تالاره. شما اين رو خطاب به خودتون بخونين.
    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق آفرین نمایش پست ها
    شاید شما هنوز با قدرت تلقین آشنا نیستید... تلقینات میتونه خیلی از افراد رو مانند خمیر در دستان شما شکل بده. همانطور که تلقین خائن بودن میتونه از همسرتون یه خائن بسازه، تلقین به وفادار بودن، نجیب و پاک بودن، معتمد بودن میتونه اونو در شرم و رودربایستی با خودش و وجدانش قرار بده. شما نمیتونید همسرتون رو زندانی کنید و چشمش رو بر هر زنی ببندید. نمیتونید تمام مدت مواظبش باشید و کنترلش کنید. اما میتونید با چند تلقین مثبت و البته آگاهی به روش صحیح با خیال راحت بدرقه اش کنی. " تو نجیب ترین و مهربون ترین مرد دنیایی" " ممنونم انقدر دوستم داری و بهم ارزش میدی، این احساس خوب دوست داشته شدن رو جز تو هیچکس به من نداده" " من گمان میکنم هیچ مردی تو دنیا به اندازه ی شوهر خودم چشم پاک نیست" و .....
    پس يكي از مسائلي كه بايد روش كار كنين همين حس اعتماد خودتونه. شما با اين خانم ١١ سال زندگي كردين و واقعا براتون بهترين بوده پس از اين به بعد هم مي تونه قابل اعتماد باشه. لطفا مسائل بسياري كه توي جامعه اتفاق ميوفته به همسر و زندگي خودتون تعميم ندين. آيا درسته وقتي اين همه سرطان زياد شده من از ترس اين بيماري خواب و خوراكم رو از دست بدم در صورتي كه هيچ كس به من تضميني نداده كه اين بلا قراره سرم بياد؟!!


    ٢) مورد بعدي كه تاثير زيادي روي اعتماد به نفس شما گذاشته، وضعيت كار و تحصيلات شما و همسرتونه. اينكه شما تصور مي كنين همسرتون نسبت به شما در اين موارد سرتر هستن و حتي كارش رو رها نمي كنه چون نميتونه بابت تامين شدنش به شما تكيه كنه، باعث شده كه عزت نفس خودتون رو زير سوال ببينين.
    حق هم دارين. به هر حال براي شما هم مهمه كه جايگاه اول زندگي براي شما باشه و همسرتون به راحتي به شما تكيه كنه تا احساس مفيد بودن و ديده شدن داشته باشين.
    و اما يك سوال؟ آيا درسته كه اگه ما توي بخشي از زندگي مونديم و جلو نرفتيم، به همسرمون هم اجازه پيشرفت نديم؟ پيشرفت ها و توانايي همسرتون قابل ستايشه و به خودش احساس مفيد بودن ميده. بنابراين درست نيست اين حس ها رو ازش بگيريم. بهترين راه حل اينه كه خودتون رو هم پاي ايشون كنيد. يعني به دنبال شرايطي باشين كه تا حد امكان اون حالت ضعف رو در شما از بين ببره. سعي كنيد شرايط تحصيلي و كاري خودتون رو تغيير بدين.


    ٣) پسر شما بهترين پل ارتباطي بين شما و هسرتونه و حتي به نظر من پل عاطفي هم هست. بنابراين اين پل رو به خوبي حفظ كنين. به هيچ عنوان سر مسائل مربوط به پسرتون عصبانيت نشون ندين و سعي كنين هرباري كه به خاطر پسرتون ديدار دارين، حالت هايي از دلتنگي در وجود شما نمايش داده بشه. درسته كه گاهي احساسات ما جريحه دار ميشه و سعي مي كنيم با حالت هاي لج و لج بازي جلوي هم ظاهر بشيم تا به طرف مقابلمون ثابت كنيم من چيزي كم نميارم ولي شما قرار نيست به روش هاي اشتباه گذشته ادامه بدين. مهر و محبت سنگ رو هم آب ميكنه ولي لجبازي هيچ وقت نتايج خوبي به دنبال نداشته.
    من هنوز نظرم اينه كه به يكباره به همسرتون نزديك نشين چون خودتون هم آمادگيش رو ندارين. توي همين جلسات ديدار همون حس هاي محبتي كه بينتون رد و بدل ميشه كافيه تا شعله هاي كوچيك رو تو ذهن همسرتون روشن كنه. همين كه فكرش درگير شما بشه خودش كافيه و بهترين شروعه.


    خب من فكر مي كنم كار زياد گفتم. همينا خودشون خيلي زمانبر هستن.

  15. 6 کاربر از پست مفید setare_000 تشکرکرده اند .

    anisa (شنبه 05 اردیبهشت 94), morteza2487 (شنبه 05 اردیبهشت 94), واحد (یکشنبه 06 اردیبهشت 94), من راضیه هستم (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), بارن (شنبه 05 اردیبهشت 94), سوده 82 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94)

  16. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 خرداد 96 [ 11:46]
    تاریخ عضویت
    1394-1-10
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    3,201
    سطح
    35
    Points: 3,201, Level: 35
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 118 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام برادر
    واقعا ناراحت شدم ......حیف این زندگی که خیلی راحت خراب شد

    نظر خودمو میگم ان شا الله که بتونم کمکی کرده باشم

    از محبت خار ها گل میشود

    به همسرتون محبت کنید ..... وقت بزارید ....اگه کاری داشتن انجام بدید .....

    اما خیلی هم از حد نگذره .... اعتدال رو حفظ کنید .....شاید زده بشن



    نزارید به نبودنتون عادت بکنه ......هفته ای یکی دوبار باهم ملاقات داشته باشید .....

    برای اثبات غرورتون لجباز نباشد .....با دعوا و داد و کتک هیچ زنی رو نمیشه براه اورد

    میتونید از پسرتون هم استفاده کنید که وقتی کنار مادرشه پدرشو هم بخواد ......و بخواد که هردوتو کنار هم داشته باشه ...


    اقا مرتضی ......وایبر اصلا برنامه بدی نیس ......فقط مکالمه رو با ....مخاطب های ذخیره شده در گوشی ....راحتتر میکنه .برای دوست یابی و ازین حرفا درس نشده

    ان شا الله که زندگیتون درست بشه




  17. 4 کاربر از پست مفید غزاله 91 تشکرکرده اند .

    morteza2487 (شنبه 05 اردیبهشت 94), واحد (یکشنبه 06 اردیبهشت 94), من راضیه هستم (چهارشنبه 09 اردیبهشت 94), سوده 82 (یکشنبه 06 اردیبهشت 94)


 
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم را دوست دارم، اما به من خیلی بی توجه شده!
    توسط maryam_sh در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 آبان 93, 19:32
  2. شوهری که منو دوست داشت حالا به من بی توجه شده!!
    توسط مژگان 2 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 31 شهریور 91, 08:33
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  4. ناتواني در بيان دوست داشتن
    توسط ايدا هاشمي در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 07 دی 86, 01:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.