مریم سلام
گوش کن دختر خوب
بذار زنگ بزنه....چرا انقدر در مورد این کار ضعف نشون میدی....بذار اگر بعد از این همه زندگی باید بزرگترا بیان براش تعیین تکلیف کنن، بذار بیان....انقدر در مقابل یک چیز ضعف نشون نده....از پدر و مادرت خجالت نکش....مگه چیکار کردی که باید خجالت بکشی..تو براشون همیشه همون مریمی...اونا هم چیزی جز خوشبختی تو نمیخوان....باهاشون صحبت کن به نظرم و پدر و مادرت رو خودت اماده کن.....براشون بگو باهمدیگه یسکری مشکلات داریم و به همفکری و کمک شما نیاز داریم....
نمیخواد تا گوشی رو برداشتن بگی یک کلام طلاق و ....
یادت باشه حفظ ارامشت خیلی میتونه به پدر و مادرت کمک کنه...اونا اگر ارامش تورو ببینن حتما هم دلشون اروم میشه.....
میدونم خیلی سخته...به خدا میفهمم....اما این راهیه که واردش شدی و چاره ای نداری تا تهش بری...
فقط مریم نترس.....انقدر نقاط ضعفت رو به همسرت نشون نده....شک نکن اگر ضعف نشون نمیدادی الانهم همسرت اصلا تمایل نداشت بهشون زنگ بزنه.....قبلش خودت بهشون زنگ بزن و باهاشون صحبت کن.....
بعد هم به همسرت بگو هر کاری که فکر میکنی درسته انجام بده.....
همه چیز رو بسپر به خودش....
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)