نقل قول نوشته اصلی توسط santatian
بابت پستهای قبلیم bivafa خانوم از شما عذر می خوام. با این وجود شما ضروریه که کار خیر انجام بدید برای آرامش روح خودتون و راه یافتن خیر در زندگیتون.
bivafa عزيز
با تمام صحبتهايي كه دوستمون كردند (و گويا واقعاً نگرش بسيار بسيار منفي به تمامي خانمها دارند) جمله آخري كه گفتند بسيار صحيح بوده و در نهايت راهكاري را به شما ارائه كرده اند كه براي زندگيتان ضروري است.
توبه به يك امامزاده يا مسجد رفتن و نشستن و زجه زدن و التماس كردن و در پايان بخشيده شدن گناهان نيست.
توبه مي تواند تغيير مسير زندگي تان باشد.
پايه هاي اين زندگي كه براي خود بنا كرده ايد به اندازه كافي سست هست اما شما با عملكردهاي اشتباهتان آن را بي پايه تر نكن.
من نمي خواهم از گذشته دور و گذشته نزديك شما صحبت كنم .
نمي خواهم بگويم كه به نظر شما آيا ازدواج با اين آقا پسر اصلا صحيح بوده يا خير
اما اين را مي دانم كه شما به اينكه از يك زندگي به راحتي دست بكشيد عادت كرده ايد و اين كار براي شما راحت شده است و الان به راحتي مي توانيد به نقاط منفي زندگي خود نگاه كنيد و به راحتي از اينكه مي خواهيد جدا شويد يا نشويد فكر كنيد.
كمااين كه شما راهكار جدا شدن را پس از تجربه دو بار طلاق به راحتي بدست آورده ايد.
مي گويد همسر جديدتان اخمو شده و دائماً عصبي است.
شما به اين فكر كرده ايد كه پسري كه تا به حال تجربه داماد شدن را نداشته به بدترين وضع ممكن داماد شده و هنوز ترس مطرح كردن موضوع با خانواده را بر دوش مي كشد اما از طرفي به همسر مورد علاقه خود نيز چندان اعتمادي ندارد.
چرا او به اين فكر نكند كه شما مي توانيد به راحتي او را رها كنيد و آنوقت اوست كه زندگي و آينده خود را باخته است.
چرا به اين فكر نكند كه شما مي توانيد به راحتي همانند سال گذشته به او خيانت كنيد و از اين كار واهمه اي نداريد.
مي دانيد براي يك پسر گذشتن از پدر و مادر چقدر مشكل است. چه بسا در مدت زمان كوتاهي در آينده قرار است اين اتفاق براي او بيفتد.
او درآمدي براي معاش خودش و كسي كه مسئوليتش را به عهده گرفته است ندارد و اين دغدغه بسيار بزرگي براي هر مردي است.

او شما را دوست دارد،‌شكي نيست اما به نظرتان چقدر توانسته ايد در برطرف كردن اين دغدغه ها به او كمك كنيد و همراه او باشيد.