
نوشته اصلی توسط
elsay
----------------------------------------------------------------------------------
دوست عزيزم مطالبت رو خوندم منم شما رو به آرامش دعوت مي كنم. خب الان كه روابطتون خوبه انشالله خدا رو شكر كنين.تولد يكسالگي پسر گلتون هم مبارك.راستي در حال حاضر شوهرتون با خانواده شما رفت و آمد دارند؟اگر كه چند وقتي هست شوهرتون مسايل گذشته رو فراموش كرده بهتره شما هم ناراحتيهاي گذشته رو فراموش كنين به اين فكر كنين با فكر كردن و يادآوري چي عايدتون ميشه؟جز افسردگي و ناراحتي.شاكر خداوند باشين به خاطر فرزند سالمتون.من دركتون مي كنم كه شما ناراحتي كشيدين به خاطر موضوعي كه به شما ربطي نداشته ولي مسلما شما مي تونستين بهتر مديريت كنين مخصوصا كه مي گين توي دلش دوستتون داره خب همين كافي هست ديگه.شما شايد توي اون مساله از خواهرت طرفداري كردي و توي دعوا حرفايي زدي كه شوهرت رو عصباني كردي و پيامدهاي بعدي پيش اومده.شوهر شما زود تحت تاثير حرف مردم هست حتي حرف شما چون گفتين كه پاي شما رو بوسيد كه تركش نكنين پس بايد سياست به خرج بدين و بدون طرفداري از خانوادتون در كنار شوهرتون باشين.به پسرتون نگاه كنين اگه خداي نكرده زبونم لال يك مشكلي داشت موقع به دنيا اومدن اون بهتر بود يا اينكه خاطرات بد زايمان.درسته كه شما هم آرزو داشتي مثل هر مادري بيشتر مورد مهر و محبت باشي ولي خب شوهرت هم ندانسته اينكارها رو كرده تو بايد دلت اونقدر بزرگ باشه كه ببخشيش و اگه بخشيديش واقعا از ته دلت خودت آروم ميشي.قدر لحظات زندگي رو بدون فقط به خاطر پسرت با خودت بگو خدايا من بخاطر پسرم همه ناملايمتهايي كه تا حالا داشتم با جون و دل مي خرم و ازت ممنونم كه بچه سالمي به من دادي با شوهرت مهربون و با احترام رفتار كن اگه خدا نكرده باز اون موضوع خواهرت رو پيش كشيد خيلي با مهربوني بگو عزيزم خب خواهرم عقايد مخصوص به خودش رو داره ما كه نميتونيم مجبورش كنيم .طوري بگو كه شوهرت يقين داشته باشه طرف اوني نه خواهرت چند بار كه مطمن شد تو شوهرت رو پيش خانواده خودت بزرگ كردي بيشتر به طرف تو جلب ميشه.پس از امروز به پسرت يك قولي بده كه بخاطر اون تمام خاطرات بدي كه با شوهرت داشتي رو دور بريزي و هميشه بخندي و مهر و محبت به پسر و شوهرت داشته باشي
علاقه مندی ها (Bookmarks)