نادیا جون ازت تشکر میکنم بابت همراهی و نصیحت های ارزشمندتون
من جریان زندگی قبلی شما رو نمیدونم اما تا این جا که خودتون اشاره داشتید تقریبا مثل زندگی من بوده با این تفاوت که شما یه بچه هم داشتید . ان شا الله خدا بهتون صبر بده که الان از بچه تون دور هستید
من هم همیشه ازین میترسم که اگه الان تکلیف این زندگی رو روشن نکنم در اینده با این شکسته شدن حرمتها و اگه بچه ای هم وسط باشه من چطوری میتونم خودمو نجات بدم ؟ شاید محال باشه .چون میدونم ادم ها هیچوقت عوض نمیشن این ماییم که اگه بخوایم کنارشون زندگی کنیم باید خودمونو عوض کنیم
پارسای گرامی
بله درسته من هرچی گفتم از بدی های همسرم گفتم اما الان خوبیهاشو بگم
آدم کاری هس ....اما نمیدونم چرا تا الان هیچی نداره فقط یه ماشین ..شاید بخاطر اینکه مدام از این شاخه به اون شاخه پریده و شاید هم بخاطر کمک کردن به خانوادشه
قیافه نسبتا مناسبی داره .
اهل دود ودم و اعتیاد نیس
رفیق باز نیس
با زنا رابطه نداره/ تا جایی که من میدونم . شایدم قبلا داشته/ یعنی نجیبه
خاطرات خوب من با ایشون : یسفر سه چهار روزه با خانوادش رفتیم که اون جا اصلا دعوامون نشد . خوب بود
و وقت هایی هم که فقط من واون کنار هم بودیم و هیچ دغدغه ای نداشتیم هم خوب بودیم
نمیدونم .دیگه اصلا یادم نیس که چطوری بودیم با هم
نکته ای که هس من بگم و شما بگید درسته یا نه
اینه که ایا این شوهر تکیه گاه مناسبی هس؟؟؟؟ من یه زنم با رو حیات لطیف و قدرت بدنی کم اگر هم اشتباهاتی داشتم شوهرم باید از من حمایت کنه
فردا پس فردا اگه وارد زندگیش بشم و اقا غرورش بخاطر یموضوعی بشکنه اون وقت ول کنه بره ......من چیکار کنم ؟
توی زندگی هزار و یک مشکل ممکنه اتفاق بیفته ...من شاید نتونم همه اتفاقو رو مدیریت وکنترل کنم که یوقت اقا ناراحت نشه ......منم شاید همیشه به سلامتی و شادابی الان نباشم
الان که دوران عقد هس و به قول معروف خوش خوشانمه .اینه ....وای بحال بعدا
راستش یه زن اگرم تصمیم به طلاق بگیره معلوم نیس کی بتونه
شوهرم میگفت طلاقت نمیدم ......خونه بابا تو ول کن بیا سر زندگیت
خدا وکیلی دخترا که عقد میکنن رو با هزار سلام و صلوات و جشن و قربانی یا هر چیز دیگه میبرن خونه بخت
اون وقت من باید خودم برم خونه بخت
بخدا دخترای عاشق که به عشقشون رسیدن هم اینجوری نمیرن
شوهرم میخواد منو خوار و ذلیل کنه . خودش همیشه کنار من احساس حقارت میکرده که با کوچکترین رفتار من عصبانی میشه . من هیچوقت به اون فخر نفروختم و خودمو بیشتر از اون ندونستم اما خودش احساس حقارت میکنه
با این جور ادم چطور میشه رفتار کرد؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)